تحقیق رایگان درمورد ذهن آگاهی، حضور ذهن، مبتنی بر ذهن، کاهش استرس

پلتیسموگرافی139 کل بدن، افزایش مقاوم مجاری هوایی را نشان می دهد و ممکن است افزایش ظرفیت کلی ریه و حجم باقی مانده را نمایش دهد. انتشار گاز معمولاً نرمال است، اما ممکن است افزایش اندکی در تبادل گاز در بعضی بیماران دیده شود. (هریسون ، 2012 .م).
2-1-1-4-2-پاسخ دهی مجاری هوایی
AHR افزایش یافته معمولاً توسط چالش متاکولین یا هسیتامین همراه با محاسبه غلظت محرک که موجب کاهش ( FEV_1 ) تا ( 20% ) می گردد، (PC_20) ، اندازه گیری میشود. این عمل به ندرت در کارآزمایی بالینی مفید است، اما می تواند در تشخیص افتراقی سرفه مزمن و وقتی که در تظاهر نرمال تست های عملکردی ریوی تردید وجود دارد، به کار گرفته شود. گاهی تست ورزش برای اندازه گیری انقباض برونشی بعد از فعالیت، در صورتی که تاریخچه برجسته ای از ( EIA ) وجود داشته باشد، انجام می شود . چالش آلرژن به ندرت مورد نیاز است و اگر قرار است عوامل شغلی خاصی شناسایی شوند، فقط باید توسط متخصص انجام شود(هریسون ، 2012 .م).
2-1-1-4-3-تست های خون
تست های خونی معمولاً کمک کننده نیستند ( IgE ) کل سرم و ( IgE ) خاص در مقابل آلرژن های استنشاقی (RAST)140 ممکن است در بعضی بیماران اندازه گیری شوند (هریسون ، 2012.م).
2-1-1-4-4-تصویر برداری
رونتگن گرافی قفسه سینه معمولاً نرمال است ولی در بیماران با بیماری شدیدتر ممکن است پرهوایی ریه ها را نشان دهد. در تشدید ممکن است شواهدی از پنوموتوراکس وجود داشته باشد . سایه ریه141 معمولاً بیانگر پنومونی یا اینفلتراسیون ائوزینوفیلی در بیماران مبتلا به آسپرژیلوسیس برونکوپولموناری است. ( CT ) با قدرت تفکیک بالا ممکن است مناطقی از برونشکتازی را در بیماران مبتلا به آسم شدید نشان دهد و ممکن است ضخیم شدن دیواره های برونشی وجود داشته باشد، اما این تغییرات برای آسم تشخیصی نیستند. (هریسون ، 2012.م).
2-1-1-4-5-تست های پوستی
تست های پوستی با خراش جزئی (Prick test) در آسم آلرژیک ، نسبت به آلرژن های استنشاقی شایع ، مثبت هستند و در آسم درونزاد، منفی می باشند، ولی در تشخیص کمک کننده نیستند . پاسخ های مثبت پوستی ممکن است در قانع کردن بیماران برای انجام دادن سنجش های اجتناب از آلرژن ، مفید باشد (هریسون ، 2012.م).
2-1-1-4-6-نیتریک اکسید بازدمی
(NO ) بازدمی در حال حاضر به عنوان آزمون غیر تهاجمی برای اندازه گیری التهاب ائوزینوفیلی راه های هوایی استفاده می شود سطوح معمولاً افزایش یافته ( NO ) بازدمی در آسم توسط ( ICS ) کاهش مییابند. بنابراین این آزمون می تواند کمپلیانس درمان را ارزیابی کند. همچنین میتواند در تشخیص درمان ضد التهابی ناکافی کمک کننده باشد (هریسون ، 2012.م).
2-1-2-ذهن آگاهی
ذهن آگاهی یا حضور ذهن به معنای آگاهی از افکار، رفتار، هیجانات و انگیزهها است به طوری که بهتر بتوانیم آنها را مدیریت کنیم و سامان دهیم. به عبارت دیگر ذهن آگاهی به معنای توجه کردن به شیوهای خاص است. یعنی توجه و تمرکزی که در آن سه عنصر زیر دخالت دارند:
بودن در حال حاضر
هدفمند
بدون قضاوت.
این نوع توجه منجر به افزایش آگاهی، شفافیت و وضوح آگاهی و پذیرش واقعیت موجود میشود. حضور صحیح ذهن بدان معنا است که شخص آگاهی خود را از گذشته و آینده قطع کند و به زمان حال حاضر معطوف کند. زمانی که فرد در حال حاضر حضور داشته باشد، واقعیت را با تمام جنبههای درونی و بیرونیاش میبیند و درمییابد؛ ذهن به دلیل قضاوت و تعبیر و تفسیرهایی که انجام میدهد دائمأ در حال نشخوار افکار و گفتگوی درونی است. (محمدخانی و خانیپور، 1391 ).
ذهن آگاهی به معنی توجه کردن به زمان حال به شیوه ای خاص، هدفمند، خالی از قضاوت به همراه پذیرش بدون داوری در مورد تجربه های در حال وقوع در لحظه کنونی است ( کابات زین، 2003.م). ذهن آگاهی یعنی بودن در لحظه با هر آنچه اکنون هست، بدون قضاوت و اظهار نظر درباره آنچه اتفاق میافتد، یعنی تجربه واقعیت محض بدون توضیح. ذهن آگاهی را میتوان بعنوان یک شیوۀ «بودن» یا یک شیوۀ « فهمیدن » توصیف کرد که مستلزم درک کردن احساسات شخصی است ( بیر142 ،2003 .م). به نظر تیزدیل و همکاران (2000 .م)، مهارتهای آموخته شدۀ کنترل توجه، در مراقبه ذهن آگاهی میتوانند در پیشگیری از بازگشت دورههای افسردگی اساسی سودمند باشند. در این روش به افراد افسرده آموزش داده میشود که افکار و احساسات خود را بدون قضاوت، مشاهده کنند و آنها را وقایع ذهنی سادهای ببینند که میآیند و میروند، به جای آنکه آنها را به عنوان قسمتی از خودشان یا انعکاسی از واقعیت در نظر بگیرند، این نوع نگرش به شناختهای مرتبط با افسردگی، مانع تشدید افکار منفی در الگوی نشخوار فکری میشود.
ذهن آگاهی برگرفته از ابعاد مختلف سنتهای معنوی کهن است. یکی از این سنتهای معنوی بودایسم است. بر اساس باورهای رایج بوداییان، بودایسم؛ یک سنت منسجم از سلوک در راهی است که به سمت درک رنج میرود و به شروع و پایان درد و رنج معطوف می شود و ابزاری است که انسان از آن برای آزادی خود از رنج روز افزون و مشکلات و دردهای موجود متوسل میشود (کرین،143، 1964)
در درمان (MBCT ) بیماران افسرده یاد میگیرند که چطور به طور متفاوتی با افکار و احساسات منفیشان رابطه برقرار کنند و روی تغییر محتوای باورها و فکرها متمرکز میشوند. همچنین یاد میگیرند که افکار خودآیند، عادتها، نشخوارهای ذهنی، فکرها و احساسات منفی را چگونه تغییر دهند و نسبت به آنها آگاه باشند و در چشم انداز وسیعتری افکار و احساسات خود را ببینند ( تیزدیل و همکاران، 2000 .م). پژوهشگران طیف وسی
عی از اختلالات جسمی و روانی را با به کارگیری شیوۀ درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان نمودهاند. نتایج بدست آمده، گواه تأثیر بسزای روش شناختدرمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان اختلالات خلقی و اضطرابی است ( هافمن و همکاران، 2010 .م) و ( نزو144 ،نزو، ترونزو145و مک کلار146 ،2010 .م).
پیشگامان این روش درمان از آن در کاهش استرس بهره جستند و هوشیاری آگاهانه که در این روش معرفی میشود، از محتوای باورهای بودایی با دوهزاروپانصد سال قدمت برگرفته شده که با اصول علمی درمان شناختی و رفتاری تلفیق شده اند و از روشهای کاهش استرس مبتنی بر حضور ذهن کابات زین نیز استفاده نموده است.
ذهن آگاهی شکلی از مراقبه است که ریشه در تمرینات معنوی بودا دارد که در کار بالینی مورد استفاده قرار گرفته است. مراقبه ذهن آگاهی شامل مشاهده تجارب گستره کنونی فرد، یعنی احساسات جسمانی، افکار و عواطف او است ( بائر ، 2003 .م).
هدف این درمان مانند شناختدرمانی تغییر در محتوای افکار نیست بلکه هدف آن ایجاد یک نگرش یا رابطۀ متفاوت با افکار احساسات و عواطف است که شامل حفظ توجه کامل و لحظه به لحظه و نیز داشتن نگرش همراه با پذیرش و به دور از قضاوت است. فرضیه اساسی شناختدرمانی مبتنی بر ذهن آگاهی آن است که ذهن دارای دو نوع ذهنیت است که از طریق آنها میتواند به پردازش تجربه بپردازد. این دو شامل: ذهنیت بودن و ذهنیت انجامی است. (محمدخانی و همکاران، 1391)
به طور کلی، در درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن، هدف آن است که بیمار بتواند افکارش را تنها به صورت افکار محض در نظر بگیرد و آنها را از نوع رویدادهای ذهنی قابل آزمون ببیند و قادر شود؛ وقوع این رویدادهای ذهنی منفی را از پاسخهایی که آنها معمولاً برمی انگیزانند، جدا کنند و در نهایت معنای آنها را تغییر دهد. به عبارت دیگر در شناختدرمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سه هدف اساسی دنبال می شود:
الف) تنظیم توجه
ب)توسعه آگاهی فراشناختی
ج) تمرکززدایی و توسعه پذیرش حالتها و محتویات ذهنی (محمدخانی و همکاران 1391).
ماهیت افکار هر چقدر هم منفی باشد به خودی خود مشکل اصلی محسوب نمیشوند، بلکه این شیوه واکنش به آنها از طریق فعالشدن یک حالت ذهنی مبتنی بر تشخیص تفاوتهاست که موجب تداوم و تشدید افکار منفی میشود. حضور ذهن به بیمار کمک میکند با تسهیل در شناسایی به موقع الگوهای افکار، احساسات و حسهای بدنی آنها را در مرحله مناسبی پیش از توسعه و بسط یافتن خنثی کند. پرورش آگاهی به این شیوه بیماران را قادر میسازد تا آشکارا تر برانگیخته شدن واکنشهای نشخواری و منفی را مشاهده کنند و بتوانند از چنین الگوهای فکری تمرکز زدایی کنند و به آنها به عنوان رویدادهای ذهنی بنگرند که بازنماییهای از واقعیت نیستند
ذهن آگاهی یک درمان روانشناختی جدید است که بر پایه تکنیکهای مراقبه و شامل توجه کردن به شیوه خاص یعنی هدفمند، در زمان کنونی، بدون قضاوت است ( کابات زین، 1994.م ). همچنین به معنای آگاهی کامل فرد از دنیای درونی و بیرونی خود از جمله افکار، احساسات جسمانی، هیجانات، اعمال و محیط اطراف است و فرد باید آنها را به همان صورتی که وجود دارند، در نظر بگیرد (چیسا و مالینوسکی147، 2011 .م).
گلمن148(2005 .م) میگوید” آگاهی از تجربه زمان حال، توأم با پذیرش، هوشیار بودن نسبت به واقعیت، مواجه با ذات تجربه و دیدن امور است به گونهای که برای اولین بار دیده میشوند، ذهن آگاهی است. بودن در لحظه با هر آنچه اکنون هست، بدون قضاوت و اظهار نظر درباره آنچه اتفاق میافتد (کابات زین، 2003 .م). شیوۀ «بودن» یا یک شیوۀ « فهمیدن » که مستلزم درک کردن احساسات شخصی است و فرد را به ایجاد رابطه متفاوت با تجربه احساسات درونی و حوادث بیرونی، از طریق ایجاد آگاهی لحظه به لحظه و جهتگیری رفتاری مبتنی بر مسئولیت عاقلانه به جای واکنش پذیری اتوماتیک، قادر میسازد ( کابات زین، 2003 .م). فرایندی که داشتن توجه بدون قضاوت به رویدادهای درونی و بیرونی است که در لحظه به وجود میآیند. رویدادهای درونی شامل افکار، هیجانات، ادراکات و احساسات جسمانی و رویدادهای بیرونی شامل تجارب محیطی، موقعیتی و بین فردی است ( کابات زین، 2005 .م).
افراد دارای اختلالات افسردگی و اضطرابی، تجارب درونیشان شامل، افکار، عواطف و احساسات فیزیولوژیکی را منفی ارزیابی میکنند و اغلب از راهبرد فرار یا اجتناب از این تجارب استفاده میکنند. به کار بردن این راهبرد اثرات متناقضی به همراه دارد، به گونهای که هم موضوعات مورد اجتناب ( افکار، هیجانات و احساسات فیزیولوژیکی) را افزایش میدهد و هم با ناراحتی روانشناختی بیشتری همراه می شود ( هیز، بیست، کورن، زتل، روزنفارد، کوپر و گرانت149، 1999 .م). در واقع مشکلات افراد در اثر واکنشهای قضاوتگرانه نسبت به حالتهای درونیشان پدیدمیآید، و در واقع این حالات به خودی خود مشکل ساز نیستند و این قضاوت هاست که مشکل ایجتد می کند.( بارلو150، 1991.م ) ؛ ( بورکوک و شارپلس151، 2004.م).
هدف آموزش تفکر ذهن آگاهی، مانند شناخت درمانی سنتی، تغییر محتوای افکار نیست، بلکه هدف ایجاد یک نگرش یا رابطه متفاوت با افکار ،احساسات و عواطف است که شامل حفظ توجه کامل و لحظه به لحظه و نیز داشتن نگرش همراه با پذیرش و به دور از قضاوت است ( ولز ، 2002 .م). بائر و کریتمیر (2006 .م) در مطالعهای نشان دادند که نگرش بدون قضاوت به تجارب با میزان کمتر پریشانی روانشناختی و مشکلات تنظیم هیجان و افزایش هوش هیجانی همراه است. تعاریف مختلف از ذهن آگاهی، سه ویژگی اساس
ی را منعکس می کنند.
الف) توجه و آگاهی متمرکز بر زمان حال
ب) قصد یا هدفمندی که مؤلفه انگیزشی را به توجه و رفتار شخص اضافه میکند.
ج) نگرش، که نحوه توجه کردن فرد را نشان میدهد یا وضعیتی که شخص در هنگام توجه کردن دارد. نظیر: علاقه، کنجکاوی، عدم قضاوت، پذیرش و پاسخ دهنده بودن ( باباپور، پورشریفی، هاشمی و احمدی، 1391). با به کارگیری کارکردهای عالی ذهن از جمله، توجه، آگاهی، نگرش مهربانانه و کنجکاوی، ذهنآگاهی میتواند به طور مؤثر بر واکنشهای هیجانی از طریق بازداری قشری سیستم لیمبیک کنترل اعمال نماید( کابات زین، 2003.م ). بنابراین افرادی که سطوح بالاتر ذهن آگاهی را نشان میدهند؛ تفکرات خودآیند منفی کمتری نشان میدهند و میتوانند خود را از این تفکرات رها کنند (باباپور و همکاران، 1391).
2-1-2-1-درمان های مبتنی بر ذهن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *