بایگانی برچسب: s

پایان نامه بررسی جایگاه حقوقی انجمن های صنفی روزنامه نگاران، به تشکیلات صنفی


تاسیس نخستین مجمع عمومی انجمن صنفی روزنامه نگاران، نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات

روز چهارشنبه 9/7/76 تشکیل شد تا در مورد اساسنامه پیشنهادی هیات موسس و نیز انتخاب نخستین هیات مدیره به بحث و بررسی بنشیند. اگر چه برخی مطبوعاتیان به دلایل گوناگون از جمله ترکیب هیات موسس که عبارت باشد از : مدیران 10روزنامه کثیرالانتشار نسبت به تشکیل انجمن جدید تردید دارند و بدبین هستند ، اما اعلام تشکیل نخستین مجمع عمومی انجمن فوق در نوع خود، رویداد بسیار مهمی در عرصه مطبوعات بعد از انقلاب اسلامی است. این انجمن ، اولیت تجربه تشکیلات صنفی بعد از انقلاب است که روزنامه نگاران و خبرنگاران به عنوان هسته های اصلی و عناصر اولیه آن در آینده ای  نزدیک  گردهم می آیند تا سرنوشت و وضعیت آینده  حرفه ای خود و مطبوعات را رقم بزنند .

(مبانی حقوقی استقلال حرفه ای روزنامه نگاران، کاظم معتمد نژاد، مجله رسانه سال هشتم شماره 4)

اواسط مهرماه سال 1375 ، مدیران مسوول روزنامه های کثیر الانتشار ، اقدام به تاسیس انجمن صنفی کردند تحت عنوان ” انجمن صنفی نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات ” در اطلاعیه ای که از سوی اعضای هیات موسس این انجمن منتشر شد، خبرنگاران و اعضای هیات تحریریه مطبوعات کشور با  مراجعه به این دفتر این انجمن و ثبت نام در آن دعوت شدند. در ماده یک این اساسنامه 4 فصلی و 40  ماده ای و 25 تبصره ای این انجمن آمده است : “در اجرای ماده 31 قانون کار جمهوری اسلامی ایران و به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع در قانونی اعضای تحریریه مطبوعات و تلاش برای بهبود وضعیت معیشتی آنان (نویسندگان، خبرنگاران و عکاسان گرافیست ها، طراحان ، کاریکاتوریست ها و مترجمین مطبوعات ) که خود متضمن حفظ منافع جامعه و بالابردن سطح کمی و کیفی مطبوعات و حفظ عفت قلم نیز می باشد، انجمن نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات تشکیل می گردد. واقعیت این بود که قبل از تشکیل این انجمن، تنها تشکل رسمی که سالهای دهه های40 به یارگار مانده و در سالهای بعد از انقلاب، جز نام و نیمچه مکانی از آن باقی نمانده است ، “سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات ” می باشد. به همین دلیل و بدین ترتیب زمینه های اجتماعی برای تشکیل انجمن جدید فراهم شد. با توجه به شرایط خاصی که در ابعاد فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی در جامعه بعد انقلاب اسلامی حاکم شده بود، به ویژه در سالهای اخیر که امکان تشکل و اجتماع کارکنان مطبوعات به ویژه روزنامه نگاران و خبرنگاران مطبوعات سیاسی را بسیار سخت و دشوار می کرد، بی تردید این مدیران مسئوول مطبوعات بودند که با توجه به امکانات و موقعیتشان ، موفق به تشکیل انجمن مذکور شدند. (مبانی حقوقی استقلال حرفه ای روزنامه نگاران، کاظم معتمد نژاد، مجله رسانه سال هشتم شماره 4)

انجمنی که باید اعضای هیات موسس و بنیانگذار و کادر اصلی آن را ، روزنامه نگاران و خبرنگاران حرفه ای تشکیل می دادند و به علت نبود امکانات و حاکمیت فضای فکری و سیاسی  در جامعه ، قادر به انجام آن نشدند. صرف نظر از این که اساسا، تشکیل چنین انجمنی بعدها با ظهور دو انجمن مشابه دیگر به نام های ” انجمن روزنامه نگاران جمهوری اسلامی ” و ” کانون روزنامه نگاران مسلمان ” توسط تعداد دیگری از دست اندرکاران و مدیران مطبوعات و عمدتا به انگیزه مقابله با انجمن نخست ، مطرح شد، اعلام تشکیل انجمن فوق ، عکس العمل های متفاوتی را در بین اعضای جامعه مطبوعات کشور پدید آورد.

این عکس العمل ها و دیدگاه ها عبارت بودند از : بسیاری از روزنامه نگاران و خبرنگاران که آرزوی دیرینه خود را تحقق یافته می دیدند، اظهار شگفتی و خوشحالی کردند، این گروه از روزنامه نگاران را می شود در بدنه هیات های تحریریه و بخش های دیگر مطبوعات و در میان برخی از مدیران نشریات هفتگی و ماهانه یافت .تعدادی از افراد مطبوعاتی که علاقه و تمایلی به کارهای تشکیلاتی نشان نمی دادند و آن را باعث دردسر خود می پنداشتند ، ابراز بی تفاوتی نسبت به تشکیل انجمن جدید کردند. البته در میان این عده ، تعدادی از افراد برجسته و قدیمی و حرفه ای مطبوعات نیز دیده می شوند .

گروهی از مدیران و دست اندرکاران رده دوم مطبوعات کشور که قادر به پذیرش رهبری گروه قدرتمند هیات  موسس انجمن جدید نبودند ، به تردید در افکار وعمل دچار شدند و برخی از آنان در صدد تشکیل انجمن های مشابه (که ذکرش رفت ) در مقابل آن بر آمدند.احساس مشابه فوق در خبرنگاران و روزنامه نگارانی که در پی تاسیس انجمن خبرنگاری از پایین به بالا بودند به وجود آمد و برخی آنان دفاع جدی از حقوق روزنامه نگاران و خبرنگاران توسط مدیران مسئوول مطبوعات کشور ار به دیده تردید نگریستند .

و بالاخره مسوولان و اعضای سابق سندیدکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات ” را که با ارسال نامه ای اعتراض خود را نسبت تشکیل انجمن جدید توسط هیات موسس آن اعلام کردند. ابراز این احساس از آن روی بود که به زعم آنان ، تشکل جدید در واقع نوعی اعلام پایان کار ” سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات بود . (مبانی حقوقی استقلال حرفه ای روزنامه نگاران، کاظم معتمد نژاد، مجله رسانه سال هشتم شماره 4)

با مطالعه اساسنامه انجمن جدید، ضعف اساسی قانون مطبوعات (که عبارت باشد از عدم ارائه تعریفی جامع از واژه های مطبوعات ، خبرنگار، روزنامه نگار و نویسنده ) در اساسنامه نیز مشاهده می شود طبیعی ترین و بدیهی ترین مساله و فرض، این است: انجمنی که در پی تشکل بین نویسندگان و مطبوعات است، باید تعریفی جامع و روشن از روزنامه نگار، خبرنگار، نویسنده و …ارائه دهد و جایگاه ، وظایف و نقش روزنامه نگاری را مشخص می کند . بنابراین جای این سوال باقی است که اساسا، آای هر کسی به اعتبار مطالبی که می نویسد و احیانا مدتی از زندگی خود را در ارتباط با یکی از رسانه ها یا روزنامه ها سپری کرده یا به دلایلی از جمله “بدی روزگار ” در دایره آن گرفتار آمده ، روزنامه نگار، خبرنگار یا نویسنده مطبوعات نامیده می شود؟دقت در موضوع  فوق ، ضرورت یک تحقیق و نظرسنجی  را دست کم در بین بخشی از اعضای تحریریه و خبرنگاران روزنامه های کثیر الانتشار مطرح کرد تا بررسی و معلوم شود : به جایگاه حقوقی انجمن های صنفی روزنامه نگاران چقدر توجه شده است؟  در مورد تاسیس و احیاء انجمن های صنفی چه نظراتی وجود دارد؟ به جایگاه حقوقی انجمن های صنفی چگونه می نگرند؟خبرنگاران و روزنامه نگاران چه انتظاراتی از انجمن های صنفی دارند؟ (مبانی حقوقی استقلال حرفه ای روزنامه نگاران، کاظم معتمد نژاد، مجله رسانه سال هشتم شماره 4)

7-2- هدف از تاسیس انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

17/8/75  ، یکی از از روزنامه های صبح به نقل از یک روزنامه موثق ، خبر از تاسیس یا تشکیل قریب الوقوع انجمنروزنامه نگاران ایران را داد و افزود ، اساسنامه این انجمن که برای نخستین بار پس از انقلاب، مسئولیت دفاع از حقوق روزنامه نگاران را بر عهده خواهد گرفت، توسط مدیر مسئول روزنامه های کثیر الانتشار ( غیر از دو رورنامه صبح ) تهیه شده و جزئیات آن در روزنامه های کشور منتشر شد.

به نوشته این روزنامه در ماده 28 اساسنامه این انجمن ، دفاع از حقوق مادی و معنوی اعضاء در مراجع مختلف اداری و قضایی، دفاع از حیثیت شغلی در محافل بین المللی به عنوان نماینده روزنامه نگاران ایران، همکاری با مسئولان فرهنگی کشور در جهت تقویت بنیه مطبوعات و تحکیم موقعیت آنان و گسترش در مجامع و محافل بین المللی مطبوعاتی از جمله هدف های تاسیس این انجمن ذکر شده است .

اطلاعیه بعد این انجمن که، نام کامل آن در اساسنامه،” انجمن صنفی نویسندگان خبرنگاران مطبوعات” نام گرفته سه روز بعد منتشر شد و خبرنگاران و اعضای هیات تحریریه مطبوعات کشور را به مراجعه به دفتر این انجمن و ثبت نام در آن دعوت می کرد، نشان داد که عزم موسسان آن در تشکل روزنامه نگاران به ظاهر جزم است .   (مقاله از نقی آقالو،  رسانه ،سال هشتم، شماره چهاردهم)

به ویژه آنکه در این زمینه با نام انجمن صنفی بر اساس ماده 131 قانون کار مصوب 6/10/71 هیات وزیران به میدان آمده است . اگر چه اعضای فعال مطبوعات و رسانه های کشور کم و بیش در مرکز اطلاعات و اخبار قرار دارند و معمولا اخبار را زودتر از  سایر مردم به دست می آورند ، ولی بسیاری از این اعضاء غیر از تعدادی معدود که اخبار تشکیل انجمن های صنفی و روزنامه نگاری را از ناحیه تعدادی از دست اندرکاران مطبوعات کشور به طور غیر رسمی شنیده بودند، از اعلام ناگهانی تاسیس انجمن مذکور توسط مدیران مسوول روزنامه های کثیر الانتشار بزرگ(کیهان، اطلاعات، کار وکارگر، همشهری و سلام ، ابرار ، جمهوری اسلامی، رسالت )  شگفت زده شدند. و در نتیجه احساسات متفاوتی در درونشان به وجود آمد .

قبل از اعلام تشکیل انجمن جدید، شایع بودکه تعدادی از روزنامه نگاران و دست اندرکاران مطبوعات کارهای در همین زمینه انجام داده اند و در حال تلاشند تا خانواده مطبوعات را به طریقی صاحب تشکیلات کنند. خبرهایی نیز از فعالیت مجدد سندیکای سابق می رسید. که در حال تجدید نظر اساسنامه و جذب اعضای جدید و انتخابات هیات مدیره جدید است، اما این اخبار ، وقایعی نبود که همگان بتوانند به طور عینی آنها را لمس یا درک کنند . حرکت های نیمه جانی که نشان از تردید و ناتوانی و بی انگیزی مسوولان آن بود و تمامی این عوامل باعث این شده بود که در بدنه رسانه ها و مطبوعات کشور ، احساس نیاز به تشکیل انجمن جدید ، توانا و جدی به ویژه با توجه به شرایط بحرانی و سیاسی کشور ، به طور روزافزون گسترش یابد. اخبار غیر رسمی بعدی حاکی از آن بود که غیر از مدیران روزنامه های بزرگ که اقدام به تاسیس انجمن روزنامه نگاران ایران کردند ، کسانی دیگر در رده های دوم و سوم مطبوعات بودند که افکاری مشابه در سر داشتند و بخشی از کارهای اجرایی را نیز در این مورد انجام داده بودند ، اما این تلاش ها تلاش سیاسی بود و در پی تشکیل انجمن سیاسی روزنامه نگرای بودند و نه صنفی و بدین ترتیب ، برای تاسیس آن ، به دنبال اخذ مجوز از  وزارت کشور بودند.

دانلود متن کامل پایان نامه فوق در این لینک از سایت ارشدها

پایان نامه رابطه­ هوش معنوی با رهبری موثق مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین جمهوری اسلامی ایران

چکیده:

در شرایط پیچیده، ناپایدار، متغیر، غیرقابل پیش بینی و رقابتی محیط امروزی، رهبر سازمانی نیازمند ایجاد اعتماد افزون تر با کارکنان است. سبک رهبری موثق (اصیل) روش مناسبی برای افزایش اعتماد محسوب می شود. بنابراین در این پژوهش برآنیم تا میزان اعتماد و موثق بودن رهبری در نزد پیروان بحث کنیم و رابطه این سبک از رهبری را با هوش معنوی بررسی کنیم تا در واقع ببینیم هوش معنوی رهبران با سبک رهبری موثق ایشانرابطه دارد؟ و آیا می توان با ایجاد فضای معنوی در سازمانها روابط میان رئیس و مرئوس بهبود بخشید؟ و سوال اصلی این پژوهش این است که آیا بین میزان هوش معنوی رهبران و موثق بودن آنان نزد زیردستانشان رابطه­ معناداری وجود دارد؟

جامعه آماری تحقیق مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین می باشد که با استفاده از روش پژوهش توصیفی، کاربردی و پیمایشی انجام گردید. به تعداد 185پرسشنامه (N=) توزیع گردید. و فرضیه های تحقیق با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه حاصله نشان داد که با 99٪اطمینان بین هوش معنوی و رهبری موثق رابطه­ معنادار وجود دارد.

فصل اول: کلیات تحقیق

مقدمه

با توجه به اینکه معنویت و هوش معنوی در ایجاد ارزشها و دیدگاه های افراد نقش عمده ای ایفا می کند، بررسی این مفهوم در ادبیات کسب و کار بسیار ضروری و حیاتی خواهد بود، چرا که افراد با چیزی بیش از جسم و فکر خود وارد محیط کار می شوند، آنها روح منحصر بفرد خود را هم به محیط کار می آورند و از این طریق بر اثربخشی و کارایی سازمان تاثیر عمده ای می گذارند. شاید به همین دلیل است که اخیراً در واکنش به چالش های اخلاقی و عدم وجود معنویت در دنیای کسب و کار، تئوری رهبری و تحقیقات در پی بیان ادبیات ” رهبری موثق” برآمده اند( الجرا، 2012: 118).رهبران موثق با نشان دادن معیارهای اخلاقی، امانت داری و یکپارچگی، باعث می شوند پیروان، هویت خود را با آنها بازیابند و خود را بعنوان افرادی امین و دارای استانداردهای اخلاقی و یکپارچگی بالا بدانند. بدین ترتیب رهبران موثق هویت اجتماعی پیروانشان را با ایجاد یک حس عمیق از ارزشهای اخلاقی همراه با نمایش سطوح بالایی از صداقت و انسجام، افزایش دهند. همچنین رهبران موثق، سطح بالایی از اعتماد، امید، احساسات مثبت و خوش بینی را در بین پیروان توسعه می دهند که این امر به نوبه خود موجب بهبود عملکرد پیروان و بروز پیامدهای مثبت مرتبط با کار می گردد، این شواهد علت اصلی انتخاب رهبری موثق بعنوان یک متغیر کلیدی برای ایجاد و بهبود پیامدهای مثبتی همچون افزایش معنویت در محیط کار و هوش معنوی افراد در این مطالعه می باشد( کاهه، 1391؛ 9-10). در نتیجه امید بر آن است تا با اتکای بر این تحقیق، مدیران سازمانها به انتخاب بهترین سبک رهبری مبادرت کنند. سبکی که با ایجاد محیط کاری مطلوب موجب افزایش معنویت و هوش معنوی کارکنان گردد تا در نهایت رضایت شغلی و انگیزش بیشتری را شاهد باشیم.

در این فصل ابتدا به بیان مسأله ای که در محیط کسب و کار موردنظر قرار گرفته می پردازیم، پس از لحاظ نمودن ضرورت و اهمیت تحقیق از لحاظ علمی و کاربردی، به بیان چارچوب نظری تحقیق می پردازیم که طی آن مدل اولیه تحقیق و فرضیات را طراحی می کنیم. در ادامه به بیان مختصری از روش تحقیق و گردآوری داده و قلمرو زمانی و مکانی تحقیق خواهیم پرداخت و در پایان واژه ها و اصطلاحات تحقیق را تعریف می کنیم.

1-1- بیان مسئله

همانگونه که رابینز در جدیدترین مطالعاتش بیان می کند؛ امروزه رهبران باید با افرادی که می خواهند تحت هدایت خود داشته باشند، روابطی مبتنی بر اعتماد ایجاد کنند، چرا که هرچه پایداری و قابل پیش بینی بودن سازمانها کاهش پیدا می کند، در تعریف انتظارات و روابط، پیوندهای مبتنی بر اعتماد بیشتر جایگزین قوانین بوروکراتیک می شوندو از سویی دیگر در سالهای اخیر جایگاه معنویت در سازمانها مورد توجه روزافزون مدیران، کارکنان، مشتریان و جامعه قرار گرفته است. اما در ادبیات مربوط به معنویت بعنوان یک پدیده ی فرهنگی که می تواند بر رفتار سازمانی تأثیر بگذارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از ادبیات مربوط به معنویت چنین بر می­آید که افراد با معنویت بالاتر، زندگی کاری سالم­تر، شادتر و پربارتری دارند و از کارایی بالاتری برخوردارند(علی پناهی، 1387، 2). لذا در این پژوهش سعی شده تا به تعمق در مورد معانی مطرح شده در حوزه هوش معنوی و رهبری موثق و نقد و بررسی آنها به منظور دستیابی به مبنای نظری مناسب در راستای ساخت ابزاری جهت اندازه­گیری آن بپردازیم و تعیین مداخلات مؤثر در افزایش این بُعد از هوش در پژوهش­های بعدی نیز هدف دیگر می باشد. و نهایتاً یافتن پاسخی برای این سوال که آیا بیان مؤلفه­های هوش معنوی راه را برای پرورش مدیرانی موثق هموار می­سازد یا خیر؟ به عبارت ساده تر آیا با سنجش میزان هوش معنوی در مدیران می توان میزان موثق بودن آنها را نیز پیش بینی کرد؟

از آنجایی که فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین دارای کارکنانی است که اغلب جانباز یا معلول بوده و از سعه صدر و اعتقادات مذهبی بالایی برخوردار می باشند،اینگونه دیدیم تا میزان هوش معنوی آنها را سنجیده و ببینیم آیا در کنار اعتقادات قوی مذهبی از روحیه معنوی هم برخوردارند یا صرف داشتن جو سازمانی به ظاهر مذهبی باعث شده تا ظاهر افراد و رفتارهای آنان شبیه افراد معنوی و البته مذهبی گردد؟از سوی دیگر ضمن بررسی میزان هوش معنوی ایشان می خواهیم بدانیم آیا داشتن این هوش باعث وثوق و اعتماد بیشتر شده است یا نه؟ علاوه براین با سنجش میزان هوش معنوی میزان اعتماد و کیفیت رابطه موجود بین رئیس و مرئوس در این سازمان که اغلب از نوع غیر رسمی بوده را بررسی خواهیم کرد؟ بطور خلاصه باید گفت که در این تحقیق برآنیم که بدانیم آیا با داشتن ضریب هوش معنوی میزان وثوق و اعتماد کارکنان نسبت به رهبران را دانست؟

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

پایان نامه بررسی رابطه بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی در میان کارکنان اداره صنعت و معدن و تجارت

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی در میان کارکنان اداره صنعت، معدن و تجارت استان کرمانشاه انجام شده است. با استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی، 155 نفر از کارکنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از دو پرسشنامه استاندارد جامعه پذیری سازمانی بر اساس مدل تائورمینا و تعهد سازمانی بر اساس مدل آلن و می یر استفاده شده است. برای سنجش میزان پایایی از ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی 87/0 =α و تعهد سازمانی 82/0= α بدست آمد. داده های تحقیق پس از جمع آوری بر اساس فرضیه های پژوهش و با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که:1- بین جامعه پذیری سازمانی و مولفه ای آن(دریافت آموزش، تفاهم، حمایت کارکنان، چشم انداز از آینده سازمان) با تعهد سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.2- ابعاد دریافت آموزش و تفاهم می توانند به طور مثبت و معنی دار ابعاد جامعه پذیری سازمانی را پیش بینی کنند.

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه:

در جهان امروز توانمندی، قدرت اقتصادی و رفاه هر کشوری در گرو استفاده بهینه از امکانات، صنایع و نیروی انسانی آن کشور است. در این راستا هرچه نیروی کار شایسته‌تر و کارآمدتر باشد، پیشرفت و توفیق آن کشور در عرصه‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی بیشتر خواهد بود.

نتایج حاصل از بسیاری از تحقیقات درباره نقش و اهمیت نیروی انسانی در توسعه سازمانها و بعضاً رشد جوامع بشری بر این نکته تمرکز دارد که هیچ جامعه‌ای توسعه‌یافته نیست مگر اینکه به توسعه منابع انسانی خود پرداخته باشد. امروزه محققان مباحث نیروی انسانی پی برده‌اند که نیروی انسانی واجد شرایط و ماهر عامل باارزش و سرمایه‌ای بی‌پایان در جهت رشد و توسعه‌ی سازمانها و کشورها بوده و بزرگترین سرمایه یک کشور و عامل اصلی پیشرفت آن است. اگر در گذشته کار، سرمایه و زمین عوامل اصلی تولید به حساب می‌آمدند امروزه تغییرات فناوری، نیروی انسانی و افزایش بهره‌وری بعنوان عوامل رشد و توسعه تلقی می‌شوند (میرکمالی، 1383).انسان مهمترین سرمایه سازمان است. چنانچه عامل انسانی را از سازمان حذف کنیم آنچه باقی می ماند یعنی عوامل و امکاناتی چون ساختمانها، ماشین آلات، تجهیزات، ابزار و ادوات، مواد و غیره به خودی خود قابل استفاده نبوده و ارزشی نخواهند داشت. انسان بزرگترین و با ارزش ترین دارائی سازمان است. که هرگز در ترازنامه و صورتهای سود و زیان شرکتها منعکس نمی شود. در حالی که سودآوری سازمان با انسان است و انسانها پشتوانه موفقیت یک سازمان هستند (ابطحی و منتظری، 1387). این در حالی است که در اقتصاد جدید، راه، ساختار و مدیریت سازمان ها دچار تغییر و اصلاح روابط کارکنان سازمان، چگونگی توسعه حرفه ای آنان، تحریک شغلی به عنوان یک شاخص در سازمان ها مطرح شده است(ونگ و همکاران، 2010). به طوری که نینینگر و همکارانش(2010) بیان می کنند که نگه داشتن کارکنان واجد شرایط در سازمان، یک اولویت و یک چالش برای مدیریت معاصر محسوب می شود، که تعهد سازمانی می تواند راهکاری مناسب برای غلبه بر این چالش باشد. نیروی انسانی وفادار و سازگار با اهداف و ارزشهای سازمانی که حاضر باشد، فراتر از وظایف مقرر در شرح شغلش فعالیت کند، عامل مهمی در اثربخشی سازمان محسوب می شود، وجود چنین نیرویی در سازمان، نه تنها موجب بالا رفتن سطح عملکرد و پایین آمدن نرخ غیبت، تاخیر و ترک خدمت می شود، بلکه وجهه و اعتبار سازمانی را در اجتماع مناسب جلوه می دهد و زمینه را برای رشد و توسعه آن فراهم می آورد. در عوض، نیروی انسانی با احساس وفاداری و تعلق و تعهد کم، نه تنها خود در جهت اهداف سازمان حرکت نمی کند، بلکه با ایجاد فرهنگ بی تفاوتی نسبت به مسائل و مشکلات سازمان، بین دیگر همکاران روح همکاری و تعاون را تضعیف می کند و در نهایت موفقیت سازمان را به تاخیر می اندازد یا مانع آن می شود (قلاوندی و سلطانزاده، 1391). در این فصل ابتدا به توصیف و تشریح مسئله‌ی پژوهش و سپس به اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف تحقیق، فرضیه‌های پژوهش، روش پژوهش، تعاریف نظری و عملیاتی واژه‌ها و نگاهی به فصل‌های بعدی پرداخته شده است.

1-1 بیان مسئله پژوهش

مدیریت منابع انسانی بعنوان زیر شاخه ای از رشته مدیریت از دهه 1980 به بعد مورد توجه جدی جوامع توسعه یافته قرار گرفت و عنوان سرمایه انسانی را به خود اختصاص داد، به گونه ای که در دنیای پیشرفته صنعتی از میان سه عامل ثروت آور شامل: منابع طبیعی، منابع فیزیکی و منابع انسانی، بیش ترین توجه، بهره دهی و سودآوری را، منابع انسانی نصیب آنها کرده است(فرهی بوزجانی و همکاران،1387). ویژگی سازمانهای امروزی پویایی، پیچیدگی، ابهام و سنت گریزی است و دائما از محیط اطراف خود تاثیر می پذیرند، و تغییر را به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر پذیرفته اند. پیش بینی تغییرات با وقت نسبتا معقول با اشکال مواجه خواهد بود. با درک این مهم که تغییر جزء لاینفک و ذات سازمان های هزاره سوم شده است، قدرت سازگاری و انطباق با تحولات اخیر در عرصه مختلف اقتصادی، اجتماعی و آموزشی افزایش می یابد. به منظور غلبه بر شرایط نا مطمئن، پیچیده و پویا تنها راهی که پیش روی مدیران قرار دارد، از این روی، داشتن نیروی انسانی توانا و کارآمد که بنیاد ثروت ملی و دارایئهای حیاتی سازمان به حساب می آیند، منافع بسیار زیادی برای سازمان ها به دنبال خواهد داشت در واقع مطالعات رهبری و مدیریت اظهار می نماید که پرداختن به نیروی منابع انسانی جزء اصلی اثربخشی مدیریت است(اعرابی و فیاضی، 1387). یکی از مفاهیمی که در مطالعات مدیریت در سال های اخیر در رابطه با مدیریت منایع انسانی مطرح شده جامعه پذیری سازمانی[1] است، جامعه پذیری سازمانی کلیدی کارآمد و موثر در یکپارچه سازی کارکنان تازه وارد در سازمان و همسویی کارکنان با سابقه با تغییرات که در سازمان رخ می دهد است(آنتوناکولو و گوتل[2]، 2010). و نقش بسیار مهم در ساخت ارزش ها و نگرش های افراد و همچنین سو گیری های اجتماعی شان درباره بسیاری از مسائل اجتماعی دارد(موحد و عباسی ،1385). هماهنگ شدن با شغل و وظیفه جدید می تواند یک گزاره دلهره آور باشد. تازه واردین در سازمان نیاز به یادگیری چگونگی انجام وظایف و همچنین دست یابی به رفتار نرمال و قابل قبول از سوی همکاران دارند. در واقع افراد تازه وارد باید یاد بگیرند که چگونه محیط جدید را درک کنند و با آن سازگار شوند(شائمی برزکی و اصغری، 1389). جامعه پذیری شامل، تغییر، مهارت های نوین، دانش، توانایی ها، نگرش ها، ارزش ها و روابط و درک صحیح و چارچوب های کاری می باشد. از طریق این فرایند فرد،‌ دانش و مهارت های اجتماعی، فرهنگ را آموخته و با شیوه های عمل آشنا می شود و آنچه را که در سازمان مورد انتظار است را فرا می گیرد که در نتیجه، عدم اطمینان و اضطراب فرد در اوایل ورود به سازمان کم می شود از دیدگاه تلفیقی جامعه پذیری فرایند مستمری است که در آن فرد و سازمان با هم تعامل کرده و بر هم تاثیر می گذارند. از یک سو فرایند یادگیری است که از آن طریق افراد ارزش ها، هنجارها، شبکه های غیر رسمی و مهارت های مورد نیاز سازمانی را می آموزد. و از سوی دیگر فرایند مدیریتی است که از طریق آن سازمان کارکنان را ملزم به اطاعت و پیروی از ارزش ها، قوانین و رفتارهای مورد انتظار می کند. جامعه پذیری سازمانی به محتوای اشاره دارد که از طریق آن فرد با نقش خاص خود در سازمان سازگار می شوند(سلطانزاده و قلاوندی، 1392).

تائورمینا[3] (1997) جامعه پذیری سازمانی را در چهار سازه تعمیم یافته و بزرگ دریافت آموزش، تفاهم، حمایت کارکنان و چشم انداز از آینده سازمان جای می دهد که در ادامه به توضیح آنها پرداخته می شود:

دریافت آموزش[4]: آموزش هایی که در نهادها برای ترویج و ارتقاء سازگاری کارکنان در سازمان ها طراحی و به اجرا در می آیند را شامل می شوند.

تفاهم[5]: این بعد فهم نقش های خود و سازمان را شامل می شود که بسیار مهم جلوه می کند به این دلیل که خطاها و اشتباهات کارکنان را در درون سازمان کاهش می دهد که در نهایت رضایت و احساس خودکارآمدی بالاتر کارکنان را به دنبال دارد.

حمایت کارکنان[6]: این بعد به ارزیابی کارکنان از همکاری و پشتیبانی اعضای سازمان می پردازد. این بعد تعامل های مثبت و حمایت گرانه همکارانه در درون سازمان را شامل می شود.

چشم انداز از آینده سازمان[7]: این بعد ادراکات کارکنان از چشم اندازهای شغل خود و پذیرش آن در سازمانی است که کار می کنند را شامل می شود(نادی و همکاران، 1388؛ تائورمینا، 2007).

در مقابل نیز سازمان ها برای اداره خود به کارکنان متعهد نیازمند هستند. عدم احساس تعلق کارکنان به سازمان و عدم دقت کافی برای انجام وظایف، از معضل های بزرگ دستگاه هایی اجرایی. ترک خدمت غیبت تاخیر، عدم درگیری فعال نیروی کارو سطح پایین عملکردنیروی انسانی، از بارزترین نمونه های این معضل محسوب می شود. برای رفع این مشکل، ارتقای تعهد از بهترین راه ها است.(شائمی برزکی و اصغری، 1389).

تعهد سازمانی[8] وفاداری به ارزش ها و اهداف سازمان، احساس تعلق و وابستگی به ماندن در سازمان را است، و در نهایت می توان گفت تعهد سازمانی ساخت چند بعدی است که نشان دهنده ارتباط و نفوذ سازمان بر اعضاء سازمان است که در نتیجه آن، تابعیت، تلاش کاری، عملکرد بهتر شغلی، رفتار شهروندی سازمانی، کاهش تعارض، تمایل ترک شغل،‌ رفتار غیبت و رفتار ترک خدمت به همراه است ( براتی و عریضی سامانی،‌1388). در ادبیات مدیریت تعاریف تعهد سازمانی در دو مسیر متمایز مفهومی کشیده شده است. در مسیر اول تعهد به عنوان درک قصد کارمند برای ادامه کار و ماندن در سازمان تعریف شده است که این نوع ، تعهد رفتاری نام دارد که نشان دهند پیوند فرد با سازمان است و در مسیر دوم تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش درباره وفاداری کارکنان به سازمان و یک فرایند مستمر است که بواسطه مشارکت افراد در تصمیمات سازمانی، توجه افراد به سازمان و موفقیت و رفاه سازمانی را نشان می دهد تعریف شده است. که این نوع، تعهد نگرشی نام دارد که نشان دهنده همسویی فرد با سازمان است(قلاوندی و سلطانزاده، 1391؛ سیچی و همکاران، 2009 (.

در تحقیقی که توسط می یر و آلن[9](1990) انجام گرفته است مشخص گردید که هر یک از تعاریف تعهد سازمانی حداقل به یکی از ابعاد سه گانه تعهد عاطفی[10]، تعهد هنجاری[11] و تعهد مستمر[12] اشاره می نمایند.

تعهد عاطفی: به میزان دلبستگی عاطفی به سازمان و اهداف آن اشاره می کند، به عبارتی تعهد عاطفی به عنوان احساس هیجانی کارکنان برای وابستگی به سازمان، همانند سازی با آن و درگیری در سازمان مفهوم سازی شده است.

تعهد هنجاری: تعهد هنجاری مجموعه فشار های هنجاری درونی شده برای عمل کردن به روشی است که خود اعتقاد دارد از نظر اخلاقی صحیح است. در این بعد از تعهد، فرد ادامه دادن به کار را وظیفه، تکلیف و مسئولیت خود می داند.

تعهد مستمر: در این دیدگاه تعهد فواید حاصل از مشغول شدن به کار و هزینه های ناشی از ترک شغل در نظر گرفته می شود، به عبارتی در این نوع تعهد فرد به علت بالا بودن هزینه های ترک سازمان به سازمان متعهد می ماند(بهروان و سعیدی، 1388). با توجه به مسائل مطرح شده در این پژوهش سعی بر آن است که تبیین رابطه بین جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی پرداخته شود. جامعه آماری انتخاب شده اداره صنعت، معدن و تجارت استان کرمانشاه است، و علت این انتخاب آشنایی با محیط و فضای اداره و در نتیجه برخورد با کمترین محدودیتها و موانع جمع‌آوری اطلاعات موثق و مستند، پژوهش بوده است.

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

پایان نامه بررسی تاثیر اتوماسیون اداری بر بهبود تصمیم گیری مدیران استانداری

چکیده :

پژوهش حاضر به « بررسی تاثیر اتوماسیون اداری بر بهبود تصمیم گیری مدیران استانداری کرمانشاه و حوزه ستادی » پرداخته است . این پژوهش از نظر هدف ، از نوع کاربردی و در این تحقیق روش پیمایشی جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است ، لذا آن را می توان در زمره تحقیق های میدانی قرار داد .

در تحقیق حاضر 30 تن از مدیران استانداری کرمانشاه از اتوماسیون اداری بهره مندند ، با تکمیل پرسشنامه تهیه شده پزوهشگر ، به ارزیابی سیستم اتوماسیون اداری بر متغیر های تعیین شده پرداختند

ابزار جمع آوری اطلاعات در تنحقیق حاضر عبارتند از : مصاحبه و پرسشنامه « ارزیابی نگرش »

لیکرت فرضیات مطرح شده در این پژووهش عبارتند از :

سیستم اتوماسیون بر افزایش صحت تصمیم گیری مدیران مثبت دارد.

سیستم اتوماسیون بر افزایش دقت تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد.

سیستم اتوماسیون بر بهنگام بودن تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد.

سیستم اتوماسیون بر اقتصادی بودن تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد.

که در این تحقیق و با توجه به فصل پنجم و نتیجه گیری موجود در آن و نیز فصل چهارم که تجزیه و تحلیل فرضیات می باشد به این نتیجه دست یافتیم که شواهدی بر رد  فرضیه های چهار گانه ای که با شاخصه های تعریف شده صحت ، دقت ، بهنگام بودن و اقتصادی بودن وجود نداشت .

نکته اساسی اینست که فرایند تحقیق هرگز پایان نمی یابد و، همیشه یافته های هر تحقیق ازمایشی قلمداد می شود و این آگاهی وجود دارد که ممکن است در تحقیقات بیشتر ثابت شود که نتایج غیر صحیح بوده است .

واژگان  کلیدی : اتوماسیون ، تصمیم گیری ، مدیریت

مقدمه:

در شرایط دائماً در حال تغییر ما نیز باید تغییر نمائیم ، و گر نه بهای سنگینی  بابت عدم  تغییر پرداخت خواهیم کرد .( دکترنوردال ، رئیس اتحادیه جهانی علم و بهره وری : پیام مدیریت )

سازمان ها را در عصر جدید از بکار گیری سیستم های کامپیوتری و تکنولوژی اطلاعات و رسانه های پیش رفته گریز و گزیری نیست و آینده از آن آنانی است که با شناخت دقیق و صحیح ، محاسن و معایب این سیستم ها را موشکافانه مورد امعان نظر قرار داده و از تجربه دیگران درس بگیرند بدون اینکه هزینه های آن تجربه را مجدداً تقبل نمایند .

دسترسی به کامپیوتر و تکنولوژی اطلاعات و رسانه هایا پیش رفته ، مولد شتاب فزاینده هست و شتاب ، این تاثیر را دارد که هر واحدی از زمان را که صرفه جویی می شود از واحد قبلی آن با ارزش تر می سزد . بدین ترتیب حلقه باز خورد مثبتی به وجود می آید که شتاب را شتاب می بخشد . Green,)، 2001 ، ص 23)

گسترش سیل آسای کامپیوتر  در دهه های اخیر ، مهمترین تغییر را در نظام دانایی از اختراع چاپ در قرن پانزدهم یا حتی از اختراع خط به این سو پدید آورده است . به موازات  این تغییر خارق العاده ، گسترش شبکه ها و رسانه های جدید آمده است که به همان اندازه شگفت انگیز  است و کارش ، جابجا کردن دانایی و عناصر تشکیل دهنده آن یعنی داده و اطلاعات است .

آنچه که مدیران  در  سطوح  مختلف  سازمان  انجام  می دهند  و  همواره  در فضای آن حرکت می نمایند ، تصمیم گیری را می توان جمع آوری و پردزش اطلاعات در نظر گرفت ( صرافی زاده ، ص 56 : 1380)

داشتن اطلاعات دقیق ، مرتبط و به هنگام و سریع باعث  بالا رفتن سرعت و دقت تصمیم گیری شده و جلوی انتخاب بسیاری از تصمیمات نادرست را خواهد گرفت . در این برنامه زمانی ، یک مدیر کار آمد بدون داشتن  اطلاعات مورد نیاز خود قادر به رهبری سازمان و رسیدن به اهداف از قبل تعیین شده نیست

-بیان مسئله:

1 – 1  موضوع :

بررسی تاثیراتوماسیون اداری بر بهبود تصمیم گیری مدیران استانداری و حوزه ستادی

مدیریت و تصمیم گیری دو واژه نزدیک به هم در مدیریت و انجام امور سازمان می باشند و بدون تردید ، تصمیم گیری ، مهم ترین کار مدیران ارشد است که به آسانی نیز می توان در آن مرتکب اشتباه  شد . اما اگر کل فرایند را به گونه ای متفاوت بنگرید وضعیت نیز فرق خواهد کرد .

اغلب مدیران تصمیم گیری را رخدادی منفرد می پندارند که در یک لحظه مشخص از زمان به وقوع می پیوندد. اما در حقیقت، تصمیم گیری فرایند آمیخته با بازی نهایی قدرت ، سیاست ها ، اختلافات شخصی و تاریخچه سازمانی است . رهبرانی که قدرت تشخیص این موضوع را دارند . تصمیماتی به مراتب بهتر از آنهایی می گیرند که کماکان بر این تصور پای می فشارند که تصمیمات ، رخداد هایی هستند تنها در کنترل ایشان . از همین رو است که گفته می شود بعضی از فرایند های تصمیم گیری  موثر تر و کار آمد تر از بعضی دیگر هستند ( گاروین ، ص 64:2001)

در اغلب مواقع ، تصمیم گیران ، یک فرایند جانب دارانه را به کار می گیرند که شاید غیر بهره ورترین و ناکارا ترین راه برای انجام امور باشد . آنها تصمیم گیری را بسان منازعه ای  می بینند که در آن به دفاع پردازش از راه کار های مورد نظر خود می پردازند . اطلاعات را به صورت گزینشی ارائه  می کنند و با خودداری  از ارائه داده های متضاد می توانند موقعیتی متقاعد کننده فراهم آورده ، در برابر مخالف ایستادگی کنند . اما فرایند موثر تر وجود دارد که فرایند جستجو گر است .

در طی این فرآیند ، افراد مجموعه متنوعی از گزینه ها را پیش روی خود قرار داده و با همکاری یکدیگر بهترین راهکار را جستجو می کنند. هر چند در عمل این رهبری است که تصمیم نهایی را  به کارمی گیرد اما فردی که در فرآیند تصمیم سازی مشارکت دارند ، باید باور داشته باشند که دیدگاهشان در نظر گرفته شده و فرصت آن را یافته اند که بر تصمیم نهایی تاثیری  گذارند . موقع تصمیم گیری ، دسترسی به اطلاعات دقیق ، مرتبط ، صحیح و به هنگام ، عامل بسیار  موثری است . هر قدر محیط پیچیده تر باشد سرعت و شتاب افزایش بیشتری پیدا می کند و تصمیم گیری مشکل تر می شود . تنها چیزی که می تواند تصمیم گیری را سهل تر و عدم اعتماد را کاهش دهد اطلاعات مرتبط ، دقیق و به هنگام می باشد . کیفیت اطلاعات و. کارایی فرایند آن ، در  صحیح ، مرتبط ، به موقع و مطلوب بودن آن جلوه گر می شودسرعت عمل مدیر در تصمیم گیری و درستی تصمیم او بستگی تام به کمیت و کیفیت اطلاعاتی دارد که در دسترس او قرار می گیرد . همچنین با زخورد اطلاعاتی تصمیم ، امکان اصلاح و غنی سازی آنها را برای مدیران فراهم می سازد .(. Kraft 2002، ص 29).

امروزه توسعه و پیچیدگی سازمانها تخصصی ، مدیریت سنتی گذشته را غیر کار آمد ساخته و سیستم های اطلاعات مدیریت ، پدیده ی است که می توان آن را مشخص گذار از مدیریت سنتی به مدیریت « موثر جدید » دانست .

مدیران سنتی با حضور فیزیکی در محیط سازمان ، به کسب مستقیم اطلاعات می پرداختند و با      « آزمون و خطا » روشهای مورد نظر را تجزیه می کردند . شبکه اطلاعاتی آنها به تعداد معدودی افراد موثق ، که در نقاط حساس گمارده می شدند ، محدود می گشت و گاه نفوذ  در این گونه شبکه های اطلاعاتی ، امکان خطی دهی به مدیران را فراهم می ساخت .

مکانیزم های قدیمی اطلاعات مدیریت ، پاسخگوی شرایط پیچیده حاضر نیست و نمی توان در بر خورد با مسائل بحرنج ، صرفاً به ذهنیات و یا گزارشات محدود و اقوال دست اندر کاران متکی بود . اداره امور به شیوه های موثر و کار آمد ،مستلزم پردازش انبوهی از اطلاعات گوناگون است که  با آهنگی سریع رشد کرده و تحلیل آنها را سخت می سازد .

نگرش سیستمی به جهت جامعیت بالقوه  ، به یکپارچگی و هماهنگی اطلاعات موجود در سازمان کشیده می شود و عالی ترین مورد نگرش سیستمی به سازمانها ، به استقرار سیستمهای اطلاعات مدیریت ( MIS ) منجر می گردد .

این سیستمها که گرد آوری و سازماندهی ها و تولید اطلاعات و انتقال آن را به مدیران به انجام    می رساند . همچون ناظری مقتدر در تمامی سطوح سازمانها حضور یافته و حیطه معرفتی مدیر را توسعه داده و بینش وی را بری اتخاذ تصمیمات صحیح مهیا می سازد .

رقابت گسترده و فشرده ی که در سطح بین المللی ، بالا خص در حوزه عملیات اقتصادی وجود دارد ، اقتضا می کند که شیوه های مدیریت نیز همانند سایر عوامل متحول گردند ، تا بقای سازمان تضمین شود . سیستمهای اطلاعات مدیریت نیز همپای مدیریت از تحول و پویایی متاثر خواهد بود .

نگهداری و پردازش انبوه داده هایی که برای تصمیم گیری مورد نیاز است . بدون استفاده از کامپیوتر های توانمند عصر حاضر غیر ممکن به نظر می رسد .کامپیوتر ها قادرند میلیونها  داده را در حافظه خود نگهداری کنند و طبق دستور العمل های نوشته شده ، داده های مزبور را با سرعتی شگفت انگیز  به انحاء مختلف ، تحلیل و تلخیص نموده و به صورت اطلاعات قابل استفاده در اختیار تصمیم گیرندگان قرار دهند.

کامپیوتر وسیله با ارزشی برای کار کردن با اطلاعات و داده ، به ویژه اعدد و ارقام است . کاربرد گسترده کامپیوتر ، به عنوان ابزاری یاری دهنده در زمینه های برنامه ریزی مدیریت ، تصمیم گیری و کنترل ، به سبب ویژگیها و مزایای خاصی است که کامپیوتر  ها دارند .

برخی از این ویژگیها  عبارتند از : پردازش بسیار سریع ، خود هدایت کنندگی ، پردازش از راه دور، توان استدلال ، توان انجام حجم عظیمی از عملیات تکراری ، نگهداری و انبار کردن داده ها و باز خوانی داده ها.

بدون شک ، توان فوق العاده کامپیوتر ها از لحاظ محاسبه ، استدلال ، سرعت عمل ، دقت و حافظه به آنها جایگاه کم نظیری در حل مسائل سازمانی داده است . 1998, Raymand ,)ص 42)

بسیاری از اندیشمندان علم مدیریت را عقیده بر این است که هر تصمیمی به اطلاعات درباره موضوع آن بستگی دارد و حتی برخی گفته اند 90 در صد هر تصمیم را اطلاعات تشکیل می دهد . بنابراین  یک مدیر به عنوان تصمیم گیرنده در سازمان و یا حتی در جامعه ، باید اطلاعات دقیق و مناسب را به موقع در اختیار داشته باشد که بتواند دراجرای وظایف مدیریتی خود تصمیمات مناسب  را اتخاذ کند  و به مرحله اجرا گذارده و در نهایت ارزیابی کند .

در این مورد سیستمهای اطلاعاتی به مدیریت یاری می کند تا هر چه سریع تر اطلاعات دقیق را کسب نموده و به استفاده بهینه از آنها ، حداکثر کارآیی و اثر بخشی را بدست آورد .

ابزار دیجیتالی توانمندی های ویژه ما را بسیار بالا می برند : توان اندیشیدن ، شکل دهی به           اندیشه ها و توان همکاری با دیگران در پیاده نمودن آنچه را که اندیشدیده ایم .

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.