منابع پایان نامه ارشد درمورد
آموزش و پرورش، بهبود مستمر، ضمن خدمت پایان نامه ها

نوآوری به تدریج از خلال برخی کانال ها به اعضای سیستم اجتماعی معرفی و ارائه می شود.
– اجرا: تصمیم گیری درمورد نوآوری از اجرای پروژه جدایی ناپذیر است. اجرای نوآوری در سازمان با سازمان دهی نوآوری درارتباط است. سازماندهی نوآوری نیز به متغیر هایی چون نحوه ی کنترل و تشویق نوآوری ، انعطاف پذیری سازمان، ارتباط بین تحقیق و توسعه و بازاریابی و متغیر های اجرای پروژه ی نوآوری یعنی برنامه ریزی مؤثر، حضور و نقش مدیر پروژه، تعهد نسبت به مدت زمان مقرر، هزینه ها، اهداف، مقدار منابع موجود و غیره اشاره دارد.

روش های انجام نوآوری
روش هایی که سازمان ها از طریق آن می توانند راهبردهای نوآوری خود را به اجرا در آورند، متعددند. در یک جمع بندی کلی می توان به برخی از آن ها اشاره نمود که عبارتند از :
– نوآوری از طریق رهبری: نوآوری و موفقیت مؤسسه، به کارایی مدیریت در رهبری بستگی دارد.
– نوآوری از طریق کارکنان (افراد): اجرای راهبردهای نوآوری، مستلزم وجود کارکنان و مدیرانی است که به اندیشه ای نو و مخاطره پذیر تأکید دارند.
– نوآوری از طریق سازمان: سازمان زمینه ی اصلی و چارچوب اجرای راهبردهای نوآوری را فراهم می سازد. ساختارهای غیر بروکراتیک ، موجب افزایش نوآوری می شود.
– نوآوری ازطریق فرهنگ:فرهنگ های مؤثرچارچوب های مؤثری برای خلق وابداع به شمارمی آیند.
فرهنگ شامل سیستم های ارزشی و عقاید و ایدئولوژی های حاکم بر مؤسسه می باشد. سیستم های ارزشی از طریق قضاوت های ارزشی بیان شده اند و قضاوت های ارزشی بر انتخاب، مأموریت، هدف و راهبردسازمان تاثیر می گذارند. برای مثال، آن ها می توانند فعالیت های ابداعی را تشویق یا باز دارند. برخی از ارزش های مؤثر عبارتند از: ایمان فردی یا جمعی به بهترین بودن، ایمان به نیاز اساسی بودن نوآوری ، ایمان و توجه به جزئیات نقش اساسی مدیریت شکل دهی به فرهنگ گروهی مؤثر است.

تعریف نوآوری آموزشی
در آموزش و پرورش ، نوآوری عبارت از کوشش هایی است که برای ایجاد تغییر در نظام آموزشی و به طور آگاهانه و هدف دار در جهت بهبود بخشیدن به نظام موجود، به عمل می آید (آقازاده، 1362) .
ایجاد تغییرات در اداره، برنامه ها و کتاب های درسی ، روش ها و شیوه های آموزشی، و کاربرد آن ها را معمولاً با اصطلاح نوآوری تعبیر می نمایند.
تغییر در نظام یا فرآیند آموزش و پرورش یک کشور در صورتی نوآوری تلقی خواهد شد که برای پاسخ گویی به نیازهای جدیدی به عمل آید و صرفاً نتیجه خواست یک نفر یا یک گروه نباشد. نوآوری باید برای ارضای نیاز یا نیازهای پیش بینی شده انجام گیرد و کم و کیف آن در ارتباط با همین نیازها، پیوسته ارزیابی شود.

نوآوری در سازمان های آموزشی
امروزه وظیفه سازمان های آموزشی پاسخ گویی به نیازهای فردی و اجتماعی مردم است. ماهیت متغیر بودن نیازهای فردی و اجتماعی اهمیت توجه به تغییر و نوآوری را در سازمان آموزشی بیشتر کرده است. درمیان سازمان های آموزشی،رسالت آموزش و پرورش در زمینه ی سازگاری و تطابق، حساس تر و حیاتی تر از سایر سازمان ها است. زیرا وظیفه ی عمده ی زمینه سازی و ایجاد تغییر و تحول در جامعه را بر عهده دارد و به همین منظور توجه به مسئله ی خلاقیت و نوآوری در سازمان های آموزشی، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
سازمان ها جهت رفع نیازهای خود، در جوامع، فعالیت های متعددی انجام می دهند. یکی از عمده ترین فعالیت سازمان ها، سازگاری و تطابق است. سازگاری و تطابق زمینه ی رشد و بقای سازمان ها را فراهم می نماید که این مهم در سایه توجه به پدیده و مفهوم خلاقیت و نوآوری محقق می گردد.از اینرو از ویژگی های بارز سازمان های آموزشی معاصر این است که پیوسته تحت تاثیر فرآیند انطباق، بهبود، تغییر و نوآوری هستند. رسالت آموزش و پرورش از طریق سازمان های آموزشی ( مدارس ) به شکل رسمی اجرا می شود. مدرسه زیربنای هر گونه توسعه و تغییر در جامعه به شمار می رود، زیرا با تربیت و شکوفایی استعداد های خلاقیت و تفکر خلاق و حل مسئله در دانش آموزان، جامعه را به سمت شکوفایی و بالندگی رهنمون می سازد.
انواع نوآوری های آموزشی
تغییر یا نوآوری در آموزش و پرورش در سه بعد انجام می گیرد:
1- بعد محتوایی (برنامه های درسی و کتاب های درسی )
2- بعد مادی ( تجهیزات ، ساختمان، وسایل و ابزار آموزش به طور کلی)
3- بعد ارتباطی (روابط متقابل عوامل انسانی در کل سازمان آموزش و پرورش)

نوآوری درآموزش و پرورش به طور کلی به صورت های زیر انجام گیرد:
– جانشینی: دراین نو آوری یکی از عناصر با عوامل آموزشی را تغییر می دهند و عنصر مطلوبی را جانشین عنصر موجود می کنند . همانند تغییر کتاب درسی یا معلم
– ترمیم: منظور تغییر بعضی از ساخت ها و ترکیب های سازمانی موجود است. مثلاً راهنمایی دانش آموزان به عهده ی مشاوران مخصوص گذاشته می شود.
– الحاق: تکمیل برنامه ی موجود و تأمین وسایل آموزشی یا کمک آموزشی تازه.
– نوسازی: به تجدید نظر اساسی و تغییر اطلاق می شود مانند تغییر برنامه ی درسی
– حذف رفتار رایج: مانندحذف قسمت هایی از کتاب های درسی یا برنامه های درسی یا کوشش برای تغییر عقیده ی خاص .
– تحکیم رفتار متداول: مانند افزایش آگاهی و تجارب معلمان نسبت به روش های تدریس معمول از راه تشکیل دوره های ضمن خدمت

فرآیند نوآوری آموزشی
اجرای نوآوری مستلزم در نظر داشتن مراحلی است که در عمل لازم است طی شود. در زمینه ی آموزش و پرورش، این مرا
حل را می توان به شرح ذیل بیان کرد( سلیمی دانشگر، 1380) .
1- درک و فهم : اولین گام در فرآیند نوآوری ، فهم کامل مشکل و مسئله است: زیرا ماهیت مسائل آموزشی به گونه ای است که حل آن ، وظیفه ی سنگینی را می طلبد و برای این منظور باید جنبه های سطحی مشکلات را کنار گذاشت. به عنوان مثال، کیفیت برتر در آموزش و پرورش، معناهای مختلفی دارد، ممکن است نه تنها تدریس بهتر یا تعیین انتظارات برتر از دانش آموزان باشد، بلکه به معنای گزینش دانش آموزان و راهبردهای برتر نیز باشد.
2- بینش : دومین مرحله ی نوآوری در نظام های آموزشی، توسعه ی بینش و برنامه ریزی نمادها است. در مرحله ی ایجاد بینش بر تعیین اهداف برانگیزاننده و ارایه ی مقصود و فضای فعالیت ها تأکید شود.
3- ایجاد انتظارها: مرحله ی سوم در فرایند نوآوری، تبدیل بینش ها و نماد ها به انتظارهای روشن و مشخص است. ایجاد انتظارها برای دست یابی اهداف رفتاری مطلوب و قابل حصول، به عنوان وسیله ای برای شکل دهی و تقویت دیدگاه های مثبتی است که برای فعالیت های نوآوری، بسیار ضروری هستند.
4- قدرت بخشیدن: فعالیت های نوآور در درون ساختارهایی که کنترل شدیدی را اعمال می کنند، به مرحله ی اجرا نمی رسند. فعالیت های نوآور به جای این که صرفاً بر اساس اهداف اصلی برنامه ریزی شده باشند، باید برانگیزش و تعهد نیز مبتنی باشند. گسترش فرایند اختیاردهی، موجب تعهد و پرکاری کادر آموزشی می شود و معلمان، مدیران و سایر کارکنان باید در امتحان کردن ایده های خود، اختیار عمل داشته باشند. قدرت دهی، به نقش های فزاینده برای برنامه ریزی، به عنوان مربی و تسهیل کننده ، اشاره دارد.
5- حمایت و پشتیبانی : از آن جایی که ویژگی و خاصیت نوآوری همیشگی نیست، بنا بر این همیشه خطر با آن همراه است. دشواری و مشکلات نوآوری با ایجاد و پیاده کردن ایده های اساسی شروع و با تبدیل آن ها به اهداف ادامه می یابد.
اگر اختیارهای تفویض شده در موقعیتی به کار برده شوند که بدون اطمینان با خطر همراه باشد دشواری نوآوری، حاد تر می شود. بنا بر این ایجاد و توسعه ی سیستم پشتیبانی که برای موقعیت های نوآوری مناسب باشد، ضروری است. شعاری نژاد(1375) معتقد است نوآوری در آموزش و پرورش مستلزم معرفت یا آگاهی های زیر است:
– ضرورت تغییردر موارد یا رفتارهای مشخص: ابتدا باید حقیقت یا ضرورت تغییر در موارد یا رفتار های مشخص پذیرفته شود و بدان اعتقاد پیدا کرد، سپس به کیفیت ایجادآن اندیشید.
– نقایص‌ونارسایی‌های‌وضع موجود:ایجادنوآوری‌مستلزم‌شناخت‌نقایص‌ونارسایی وضع تربیتی موجود است.
– کم و کیف وضع مطلوب: دراین مرحله لازم است رفتار ها یا اقدامات جدید مطلوب را تعیین کرد.
– موانع موجود یا احتمالی اجرای نوآوری : اجرای موفقیت آمیز نوآوری نیازمند شناخت و پیش بینی موانع و مشکلات اجرای نوآوری است.
– تعیین فعالیت های لازم برای پایه گذاری تغییرات: پس از شناخت وضع مطلوب و یافتن مشکلات احتمالی لازم است فعالیت های لازم برای اجرای تغییرات قبلاً پیش بینی شود ومسئولیت افراد و نهاد ها مشخص شود.
– وسایل و امکانات لازم : اجرای نوآوری مستلزم تهیه ی وسایل و نیروی انسانی، مالی، فیزیکی و … است . از میان سه عامل یاد شده آمادگی نیروی انسانی به ویژه معلمان شرط اصلی نوآوری در آموزش و پرورش محسوب می شوند.

نقش مدیریت مدرسه در نوآوری
خلاقیت ، به دلایل زیر برای مدیران آموزشی ارزشمند است:
1- مدیران خلاق‌به احتمال بیشتر می توانند خودومدرسه‌تحت مدیریت خودرابامشکلات‌وفرصت‌ها سازگار نمایند.
2- چنانچه مدیریت و تیم اوخلاق تر شوند، کمیت و کیفیت تصمیمات و فعالیت ها افزایش می یابد.
3- مدیر و معلمان از لحاظ فردی، احساس چالش و رضایت بیشتری در ارتباط با کار خود می کنند.
4- دانش آموزان از آموزش بهتری برخوردار می شوند.

خلاقیت و نوآوری از مهم ترین اهداف آموزش و پرورش و جزو مهم ترین رسالت های سازمان آموزشی می باشد. در توسعه و تقویت خلاقیت در سازمان های آموزشی، بیش از همه عامل مدیریت خلاق و نوآور، مؤثر و اثرگذار است. زیرا نگرش و اعتقادمدیران مدارس به خلاقیت و نوجویی در خود و سازمان می تواند محیط آموزشی را به کانون تغییرات و نوآوری مبدل سازد. بنابراین اگر مدیران مدارس در کنار مهارت های مدیریتی از دانش و مهارت خلاقیت و نوآوری نیز برخوردار باشند، زمینه های ایجاد و رشد خلاقیت در آموزشگاه فراهم می آید. غلام پور ( 1379)

راهبردهای مدیریتی مؤثر بر نوآوری در مدرسه
مدیریت نوآوری ، یکی از مهم ترین اجزا و بخش های مدیریت در سازمان های آموزشی است که با استفاده از راهبردها ، روش ها و راه کارهای مدیریتی، نظیر:مدیریت کیفیت فراگیر، نظام مدیریت مشارکتی، نظام پیشنهادات سازمانی، برنامه های آموزش نوآوری و غیره، خلاقیت و نوآوری منابع انسانی را فعال و شکوفا می نماید.
– مدیریت کیفیت فراگیر
مدیریت کیفیت فراگیر، ایجاد سیستمی در مدیریت است که ضامن انجام یافتن کارها به طور صحیح ، مداوم و در همه ی سطوح یک سازمان است ،مدیریت کیفیت فراگیر به بهبود مستمر فرآیند فعالیت های سازمان از طریق تک تک افراد، مدیران و کارکنان می اندیشند. نظام مدیریت کیفیت فراگیر مبتنی بر شش اصل اساسی تمرکز بر مشتری ،مرکز بر فراگرد ( عملیاتی)،پیش گیری به جای بازرسی ،بسیج کردن مهارت و تخصص نیروی کار ،تصمیم گیری بر پایه ی اطلاعات و بازخورد است(علاقه بند، 1376).استقرار نظام مدیریت کیفیت فراگیر یا جا
مع در مراکز آموزشی به عنوان مهم ترین و اصلی ترین واحد های نظام آموزشی، می تواند نقش بسیار مهم و تاثیر گذار بر نوآوری،پویایی، تحول، رشد و توسعه ی آن ها و در نتیجه، بر کل نظام آموزشی و تعلیم و تربیت داشته باشد. که برخی از مهم ترین این دستاوردها، عبارتند از (گلستان هاشمی، 1378):
• ارتقای بهره وری سازمان آموزشی
• افزایش انگیزش به همکاری و مشارکت عمومی
• ایجاد تحول مثبت و سازنده در سازمان و مدیریت مراکز آموزشی
• افزایش خلاقیت و نوآوری در سازمان آموزشی
• افزایش موفقیت در دست یابی به اهداف سازمان آموزشی
– نظام پیشنهادات سازمانی
در این نظام همه ی کارکنان سازمان، حق دارند برای بهتر کردن کمیت و کیفیت همه ی عامل هایی که بر کار یا زندگی کاری آنان اثر می گذارند، به اندیشه بپردازند و به منظور از میان برداشتن دشواری ها،راه چاره هایی را که مناسب و مؤثر می دانند،برای بررسی کارشناسان،پیشنهادکنند(طوسی، 1379).
خلاقیت، زمانی بروز می کند که شرایط و فضای مناسب آن در نظر گرفته شود. یکی از شرایط و عوامل لازم

منابع پایان نامه ارشد درمورد
آموزش و پرورش، بهبود مستمر، ضمن خدمت پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید