منابع و ماخذ پایان نامه
خودکنترلی، فراشناختی، مهارت حرکتی، ذهن آگاهی پایان نامه ها

اینکه این کنترل چه زمانی و چگونه شکست میخورد و موفق میشود، بسیار مهم میباشد و به متغیر کلیدی ظرفیت ذهنی47، سوق میدهد. این ظرفیت ذهنی و چگونگی استفاده مؤثر از آن نیز دارای نقش برجستهای در عملکرد ورزشی میباشد. وقتی ظرفیت کافی وجود دارد، تمامی وظایف در حال اجرا خواهد بود: (1) سیستم پردازش هوشیار و ارادی در حال جستجوی مفاهیم ذهنی سازگار با حالت مورد نظر و (2) سیستم نظارت ناهوشیار و غیر ارادی در حال بررسی مفاهیم ذهنی متناقض با حالت مورد نظر و افکار ناخواسته میباشد. این دو سیستم توجهی از طریق تعامل مشارکتی، موجب ایجاد کنترل ذهنی میشوند. در ادامه، فرایند نظارت، سیستم پردازش را در موقع لزوم وارد عمل میکند. در هر حال، زمانیکه ظرفیت کاهش یافته و کافی نمیباشد (برای مثال، فشار شناختی، استرس، حواس پرتی، فشار زمانی و غیره)، کنترل ارادی صرفاً به سطح صفر کاهش پیدا نمیکند. بلکه اعمال کنترل ذهنی، بدون ظرفیت برای تأمین سوخت آن موجب اثرات وارونه میشود. سیستم پردازش توسط سیستم نظارت غرق میشود؛ سیستم نظارتی که مملو از افکار ناخواستهای میباشد که برای جلوگیری از ورود آنها به هوشیاری بررسی کرده است (برووتس، 2013).
2-2-12- نظریه پردازش وارونه و ذهن آگاهی
با توجه به فرایندهای وارونه کنترل ذهن، مزایای ذهن آگاهی با ظرفیت ذهنی و بهعلاوه تخصیص منابع شناختی مرتبط میباشند. هنگام اتخاذ یک نگرش فراشناختی ذهن آگاه، شخص خیلی کمتر نگران قضاوت افکار و احساساتی میباشد که هر لحظه وارد هوشیاری میشوند و انرژی کمتری از طریق کنترل و دستکاری ذهن هدر میرود. کاهش تقاضا از منابع شناختی نه تنها موجب کاهش احتمال سقوط سیستم میشود، بلکه منابع شناختی مازادی (بهعنوان مثال توجه) را نیز به ورزشکار اعطا میکند، که میتواند به حوزههای مرتبطتر تخصیص دهد، مانند فرایندهای توجهی و حرکتی خودکاری که توسط خلبان اتوماتیک بدن مدیریت میشود.
فرایندهای وارونه کنترل ذهن میتوانند بینشی را در خصوص مسائلی از قبیل اینکه چگونه استفاده نادرست از استراتژیهای خودگفتاری میتواند مانع عملکرد مطلوب ورزشکار شود. پایههای اساسی نظریه پردازش وارونه با ذهن آگاهی مطابقت، و تا درجاتی همپوشانی دارند و نقش بالقوه ارزشمندی که ذهن آگاهی میتواند در روانشناسی ورزش داشته باشد را اثبات میکنند. این نظریه همچنین، روشهای جایگزین شکستن یا تغییر دادن چرخه افکار باطل را فراهم میکند (برووتس، 2013).
یکی از مسئولیتهای مهم معلمان تربیت بدنی و مربیان، کمک به یادگیرندگان مبتدی در اکتساب مهارتهای حرکتی است. از این رو همواره یکی از اهداف مهم تحقیقات در یادگیری حرکتی انسان، شناسایی شرایط تمرینی است که یادگیری مهارت حرکتی را به حد بهینه میرساند (بلک و وایت، 2000). دانشمندان با دستکاری متغیرهای مختلف به بررسی این موضوع پرداختهاند که چگونه میتوان یادگیری یک مهارت حرکتی را به بهترین نحو ممکن بهبود بخشید. در راستای نیل به این هدف، محققان به بررسی اطلاعات افزوده قبل و بعد از اجرا میپردازند.
در طی دو دهه اخیر، یادگیری خودکنترلی بهعنوان ساختار جدید و مهم در مطالعات آموزشی، روانی و جامعهشناختی ظهور کرده است، و پیششرطها، اجزاء و اثربخشی آن مورد بحث قرار گرفته است (بوکارتس، 1999؛ بوکارتس، پینتریچ و زیدنر، 2000؛ زیمرمن و اسچونک، 1989؛ اسچونک و زیمرمن، 1994؛ استراکا، 2000). با توجه به کلامی یا شناختی بودن دامنه یادگیری، در کل به نظر میرسد یادگیری خودکنترل اثر سودمندی بر جنبههای مختلف فرایند یادگیری دارد (بوکارتس، 1999؛ پینریچ و اشرابن، 1992؛ اسچونک و زیمرمن، 1994؛ زیمرمن، 1990).
2-2-13- مفهوم یادگیری خودکنترل
بهطور معمول، در طول تمرین مهارت جدید، برنامه تمرین توسط معلم یا مربی کنترل میشود. بهعنوان مثال، مربی دستورالعملها و بازخوردها را فراهم میکند، در مورد تعداد کوششهایی که یادگیرنده باید انجام دهد، تصمیمگیری کرده، و تکالیف مورد نظر را برای تمرین انتخاب میکند. در مقابل، طی یادگیری خودکنترل یادگیرنده بر شرایط تمرین تا حدودی کنترل دارد، بهطوریکه یادگیرنده در طول یادگیری نقش فعالتری را بازی میکند. یک مفهومسازی معمول در یادگیری خودکنترل، فرایندهای فراشناختی، انگیزشی و رفتاری را از هم تفکیک میکند (زیمرمن، 1990، 1994). از لحاظ فرایندهای فراشناختی، فراگیرندگان خودکنترل به برنامهریزی، سازماندهی، خود نظارتی و خود ارزیابی یادگیری خود در مراحل مختلف میپردازند. یادگیری آنها از انگیزش درونی بیشتری برخوردار بوده و باورهای خودکارآمدی بیشتری را گزارش میکنند (دسی و رایان، 2000؛ زیمرمن، 1994). از لحاظ فرایندهای رفتاری، یادگیرندگان خودکنترل محیطی را که موجب یادگیری بهینه میشود، انتخاب و یا ایجاد میکنند؛ محیطی که در آن به مشاوره، اطلاعات و شُرکا دسترسی داشته و مکانهایی که یادگیری در آنها محتملتر است. با انجام تمام این اعمال، یادگیرندگان خودکنترل از استراتژیهایی استفاده میکنند که، در مقایسه با استراتژیهای انتخاب شده توسط مربی، (احتمالاً) همخوانی بیشتری با نیازهای فردیشان دارد. استفاده سیستماتیک از استراتژیهای فراشناختی، انگیزشی و یا رفتاری، ویژگی کلیدی اکثر تعریفهای یادگیری خودکنترل میباشد (برای مثال، گارسیا و پینریچ، 1994؛ زیمرمن، 1990، 1994).
با اینکه تنها تعداد اندکی از مطالعات یادگیری حرکتی به تأثیر واگذاری کنترل برخی از جنبههای محیط یادگیری به یادگیرندگان (خودکنترلی یا یادگیرنده کنترلی)،
اختصاص یافته است، بیشتر این مطالعات، سودمندی خودکنترلی را نشان دادند. فواید خودکنترلی در رابطه با فراوانی بازخورد و دیگر متغیرهای مربوط به بازخورد نشان داده شده است (چن، هندریک و لیدور، 2002؛ چیویاکاوسکی و ولف، 2002، 2005؛ چیویاکاوسکی و همکاران، 2008؛ جنل و سینگر، 1995؛ جنل، باربارا و فرهلیچ، 197؛ تیزر، شی و روماک، 1993؛ ولف، راپاچ و پیفر، 2005؛ ولف و تول، 1999؛ ولف، کلاس، شی و ویتاکر، 2001). با این وجود هنوز هم حوزههای زیادی وجود دارد که فواید خودکنترلی در آنها بررسی نشده است (چیویاکاوسکی و همکاران، 2008).
2-2-14- مفهوم بازخورد
هنگام اجرای یک مهارت حرکتی، منابع متعددی از اطلاعات درباره پیامد عمل و علت این پیامد وجود دارد (مگیل، 2004). بازخورد اصطلاحی عمومی است برای توصیف اطلاعاتی که یادگیرنده درباره اجرای یک حرکت یا مهارت دریافت میکند (کاکر، 2004). بازخورد، به تحلیل دستگاه کنترل حلقه بسته باز میگردد و به معنای خبرهایی درباره تفاوت بین اجرا و حالت هدف است. در کنترل حلقه بسته، بازخورد به معنای خبر درباره خطاست. اخیراً بازخورد به مفهومی کلیتر، یعنی هرگونه اطلاعات حسی درباره حرکت، نه فقط خطا، اطلاق میشود (اشمیت). این اطلاعات میتواند از دو منبع درونی و بیرونی بهدست آیند. بازخورد درونی اطلاعات حاصل از پاسخ است که در خلال اجرا و بهعنوان نتیجه عملکرد، از سیستم حسی یادگیرنده در دسترس او قرار میگیرد. برای مثالهای از این بازخورد میتوان به دیدن توپ پس از رها کردن و احساسی که هنگام شروع از دست دادن تعادل دارید، اشاره کرد. از سوی دیگر، بازخورد افزوده اطلاعات دریافتشده از منبع خارجی است که اطلاعات حسی یادگیرنده را تکمیل میکند. نکتههای مربی، بازپخش ویدئویی اجرای مهارت توسط یادگیرنده و نتایج مربوط به مسافت، زمان یا امتیاز اجرای فرد که توسط داور اعلام میشود، مثالهایی از بازخورد افزودهاند. بهطور کلی، این نوع اطلاعات افزوده پس از انجام حرکت به یادگیرنده ارائه میشود و بنابراین اصطلاحاً بازخورد پایانی نامیده میشود. در خلال اجرای مهارت فرصتهای مناسبی جهت ارائه بازخورد افزوده وجود دارد. این نوع بازخورد اصطلاحاً بازخورد همزمان نامیده میشود. بهطور مثال، هنگامیکه مربی گذشت نیمی از زمان را در خلال مسابقه به ورزشکار اعلام میکند یا درمانگر به بیمار یادآوری میکند که چرخش خوب لگن در خلال تمرین را حفظ کند (اشمیت و ریسبرگ، 2008؛ کاکر، 2004).
در دسته بندی دیگری، میتوان بازخورد را به آگاهی از نتیجه و آگاهی از اجرا تقسیم کرد. آگاهی از نتیجه، بازخورد درونی یا افزودهای است که اطلاعاتی درباره نتیجه پاسخ برای یادگیرنده فراهم میکند و با موفقیت در عمل مورد نظر در ارتباط با هدف مربوط است(کاکر، 2004). به گفته مگیل (2004)، آگاهی از نتیجه شامل اطلاعاتی است که، درباره پیامد اجرای مهارت یا درباره دستیابی به هدف اجرا ارائه میشود. بهعنوان مثال، مربی ممکن است به پرنده طول بگوید که پای پرش او 4 سانتیمتر روی تخته پرش بوده است، درمانگر نتیجه آزمون خم شدن و رساندن دستها به پا را به بیمار بگوید و آن را با نتایج قبلی مقایسه کند یا مربی آمادگی جسمانی از اتمام اجرای صحیح تمرین توسط شاگرد خود قدردانی کند. افزون بر این، یادگیرنده میتواند جایی که پیکان به هدف خورده را ببیند یا احساس کند که در خلال سرویس به درستی به توپ ضربه زده است یا نه. گروه دوم بازخوردها، آگاهی از اجرا و اطلاعاتی درباره ویژگیهای حرکت است که به پیامد حرکت منجر میشود (مگیل، 2004).
2-2-15- کارکردهای بازخورد افزوده
بازخورد افزوده سه کارکرد اصلی دارد. اولاً، اطلاعاتی درباره اصلاح خطای اجرا فراهم میکند. این اطلاعات میتواند شامل این موارد باشد: توصیف جنبههای درست یا نادرست اجرا، توضیحی برای اینکه چرا خطا رخ داد، تجویز اینکه چگونه روی خطا تمرکز کنند یا نتایج اجرا را به یادگیرنده اطلاع دهند (کریستینا و کورکوس، 1988). این اطلاعات کمک میکند که یادگیرنده در تلاش برای افزایش اکتساب و اجرای مهارت راهنمایی شود تا حرکت بعدی را اصلاح کند.
بازخورد افزوده همچنین میتواند نقش انگیزشی در فرایند یادگیری بازی کند. موقعی که یادگیرنده اطلاعاتی درباره عملکردش دریافت میکند، میتواند برای تشخیص پیشرفت خود آن را با اهداف از پیش تعیینشده مقایسه کند. اگر این مقایسه نشاندهنده پیشرفت باشد، یادگیرنده تشویق میشود برای دستیابی به اهداف خود به تلاش ادامه دهد.
سومین کارکرد بازخورد افزوده تقویت یادگیرنده است. موقعیکه از این روش استفاده میشود، بازخورد افزوده احتمال رخ دادن مجدد پاسخ را در تلاشهای بعدی در محیطی مشابه را افزایش میدهد. اظهارات و ژستهایی که یادگیرنده را تحسین کند، مانند “عالی بود” یا تأیید با اشاره دست پس از یک پاسخ، میتواند رفتار را بهطور مثبت تقویت و بنابراین، آن را تثبیت کند. به همین ترتیب، رضایت ایجاد شده از قدردانی مربی از انجام پاسخ موفقیتآمیز ممکن است تمایل به تکرار آن عمل را بیشتر کند. حذف بعضی از نکات منفی هم میتواند رفتارها را تقویت کند(آدامز، 1978، 1987؛ لیتل و مک کولا، 1989؛ لاک، کارتلج و کوپل، 1968؛ کاکر، 2004).
2-2-16- فرضیه هدایت
نظریههای قدیمی همچون آدامز، درباره چگونگی عملکرد بازخورد اینگونه بوده که ارائه پی در پی، سریع و دقیق بازخورد، یادگیری مهارت حرکتی را افزایش میدهد، چرا که برای اجرا در مرحله فراگیری مؤثر است و تصویر ذهنی آزمودنی را با مربوط کردن هر پاسخ به هدف تقویت میکند (آدامز، 1971). اما سال
مونی، اشمیت و والتر (1984) با طرح فرضیه هدایت، نظریهای مغایر با نظریههای سنتی ارائه دادند. طبق فرضیه هدایت، اگرچه بازخورد افزوده میتواند یادگیرنده را در اصلاح خطای اجرا راهنمایی کند، اما ارائه خیلی زیاد بازخورد میتواند اثری زیانبخش بر اکتساب مهارت داشته باشد (سالمونی، اشمیت و والتر، 1984، اشمیت، یانگ، سوینن، و شاپیرو، 1989، وینستین، پل و لیوت وایت، 1994، وینستین و اشمیت، 1990). آنها اظهار داشتند، با اینکه افزایش بازخورد به مانند راهنمایی بدنی به اصلاح حرکت منجر میشود و فراگیرنده میتواند خطا را به سرعت اصلاح و به این وسیله شکل صحیح حرکت را حفظ کند، اما مشکل این است که فراگیرنده همانطور که به راهنمایی متکی میشود، به بازخورد نیز اتکا پیدا میکند و در عمل بازخورد افزوده به عصایی شبیه خواهد شد که فرد برای اجرا به آن تکیه میکند.
از سوی دیگر، ارائه پی در پی بازخورد با مسدود کردن پردازش بازخورد درونی یا پردازشهای حافظهای که برای طرحریزی عمل بعدی مورد نیاز هستند

منابع و ماخذ پایان نامه
خودکنترلی، فراشناختی، مهارت حرکتی، ذهن آگاهی پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید