اجاره نشینی است . بهکامی اجتماعی که در بر گیرنده ارتباطات درون خانواده و ارتباطات با اقوام و دوستان ، فعالیتهای ارتباطی و سطح اجتماعی است . رشد و فعالیت که به مهارت مربوط به خود تعیینی شایستگی یا استقلال ، جبر یا اختیار ، اوقات فراغت ، تحصیلات ، تولید یا مشارکت است . بهکامی هیجانی دربرگیرنده عاطفه یا خلق و خو ، رضایتمندی ، تکامل ، عزت نفس شان و احترام و اعتقاد مذهبی می باشد .
در این الگو زندگی بعنوان نوعی بهکامی کلی تعریف میشود که توصیف های عینی و ارزیابی های ذهنی از بهکامی فیزیکی ، مادی اجتماعی و هیجانی همراه با میزانی از رشد و اقدامات هدف گرایانه فرد در جهت ارزشهای شخص ترکیب شده باشد . هر سه مولفه شرایط عینی زندگی ، احساس ذهنی رضایتمندی و شرایط عینی را موجب می شود و تغییر در حس رضایت مندی نیز می تواند مسبب تغییراتی در ارزشها یا سبک زندگی شود .

الگوی لی و همکاران
لی ، یانگ ، ژانگ و چن (1998) با توجه بیشتر به عوامل شخصیتی و فرهنگی و الگویی در ارتباط با کیفیت زندگی ارائه دادند . آنها معتقدند که ساختار مفهومی کیفیت زندگی باید حداقل شامل 4 بعد یا زمینه گسترده زندگی و دو محور ذهنی و عینی باشد . رضایت ذهنی زندگی فرد توسط شرایط زندگی عینی ، نظام سلسله مراتبی نیازهای زندگی و استانداردهای مقایسه شده با مقایسه شده با زندگی حاضر فرد تعیین میشود . این ارزیابی ها نیز بر اساس شخصیت ، تجربه های زندگی و منابع شخصی و دریافت های فرهنگی ،اجتماعی و محیطی می باشد (کوهپایه ،1380).

الگوی ونتگوت و همکاران
ونتگوت ،مریک و اندرسون (2003) کیفیت زندگی را هدفمند تر از الگوهای قبل میدانند . این الگو دیدی هستی گرایانه دارد و فقط داشتن شرایط مناسب و رضایت از شرایط را ملاک نمیداند بلکه معتقد است که کیفیت زندگی طیف ذهنی –اصالت وجود عینی است . این 3 طیف عبارتند از :
1-کیفیت زندگی ذهنی به معنای احساسی که فرد از لذت بخش بودن زندگی خود دارد . هر فرد شرایط ، احساسات و عقایدش را شخصا ارزیابی می کند .
2- کیفیت اصالت ووجودی زندگی که به معنای لذت بخش بودن زندگی فرد در سطح عمیق تر می باشد .
3-کیفیت عینی زندگی که به معنای این است که شرایط زندکی فرد در حد مطلوب بوده و دیگران زندگی وی را با کیفیت بدانند .
این دیدگاه تحت تاثیر فرهنگی می باشد ککه مردم در آن زندگی می کنند (رحیمی 1386) .

سوابق پژوهش خارج از کشور :
پژوهشی توسط گودوین ( 2001 ) در انگلستان با عنوان تأثیر گروه درمانی ابزاری حمایتی بر بقاء یا زنده ماندن بیماران مبتلا به سرطان پستان صورت گرفت . نتایج چنین گزارش شد : در بررسی های چند منظوره به صورت تصادفی 235 زن مبتلا به سرطان پستان دارای متاستاز انتخاب شدند . 158 نفر به عنوان گروه آزمایش به طور هفتگی در گروه های حمایتی شرکت کردند . 77 نفر به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند . نتایج نشان دادند که روان درمانی گروهی موجب طول عمر گروه آزمایش نگردید اما ، زنان گروه درمانی پیشرفت های گسترده ایراد رزمینۀ علایم روانی – اجتماعی نشان دادند و درد کمتری را نسبت به گروه کنترل گزارش کردند . نکتۀ جالب توجه در گروه آزمایش در رابطه با امتیاز روانی – اجتماعی خط پایۀ گزارش شد . زنانی که پریشان خاطر تر بودند ، وضعیت بهتری را بروز دادند و بهبود یافتند ، در صورتی که آنهایی که پریشانی کمتری داشتند ، بهبودی محسوس پیدا نکردند .

در پژوهشی که توسط کجباف (2002) انجام گرفت ، غربالگری و امید به زندگی در بیماران سرطان کلیوی در کانادا مورد بررسی قرار گرفت . نمونه شرکت کنندگان در این پژوهش شامل 150 نفر از زنان 40،50 و 60 ساله بودند که هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان طول عمر و امید به زندگی این بیماران بود .
در این تحقیقات میزان امید به زندگی بین افراد مبتلا به سرطان و افراد عادی تفاوت معناداری وجود دارد .
جکسون ، ویسولاندکویست ( 2003 ) به این نتیجه رسیدند که امید با عملکرد های سازگارانه نظیر سازگاری روانشناختی ، سلامت جسمی و مهارت حل مسئله رابطۀ مستقیم دارد .
فرگوسن ( 2006 ) در پژوهشی به بررسی رابطۀ بین امید و اعتقادهای معنوی در نوجوانان سرطانی پرداخت . نمونۀ مورد مطالعۀ او 78 نوجوان در سنین 20- 13 بودند . نتایج حاکی از آن است که نوجوانان دختر نمره های امید بالاتری را در مقایسه با نوجوانان پسر گزارش کرده اند همچنین نوجوانان پسر 17-15 ساله امید بالاتری نسبت به نوجوانان 15-13 ساله داشته اند .

سوابق پژوهشی داخل کشور :
در داخل ایران پژوهشی تحت عنوان بررسی اثر بخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر امید به زندگی و کیفیت زندگی در بیماران سرطان انجام نشده است ولی پژوهش هایی با عناوین مختلف در اثر بخشی های عوامل نزدیک به عنوان پژوهشی و متغیر های آن وجود دارد که چند مورد از آنها را در ادامه مطلب ذکر شده است .
برآبادی ( 1383) در پژوهشی که به بررسی اثربخشی روان درمانی حمایتی به شیوه گروهی بر کاهش اختلالات روانی بیماران مبتلا به سرطان پرداخته است ، نتایج پژوهشوی حاکی از مفید و مؤثر بودن روان درمانی حمایتی بر کاهش علایم وسواسی ، کاهش شکایت های جسمانی ، کاهش ناکارآمدی روابط متقابل بیماران ، کاهش افسردگی ، کاهش اضطراب ، کاهش پرخاشگری ، کاهش ترسهای مرضی ، کاهش افکار پارانوئیدی و کاهش گرایش های روانپریشانه در بیماران سرطانی میباشد .
پور دهقان (1385) در پژوهشی با توجه به اهمیت کیفیت زندگی جنسی بیماران مبتلا به سرطان بخصوص سرطان پستان و نتایج مختلف تحقیقات در مورد کمیت و کیفیت تاثیر مشاوره بر روی ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پستان و به منظور تعیین تاثیر مشاوره گروهی بر کیفیت زندگی جنسی مبتلایان به سرطان پستان که تحت شیمی درمانی قرار دارند ، این تحقیق در انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی تهران انجام گرفت. . این پژوهش یک مطالعه از نوع کارآزمایی شاهد دار تصادفی است که با مراجعه به انستیتو کانسر تهران 114 زن 55- 25 ساله مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی با سابقه برداشته شدن پستان)در دو گروه (63= n) مراقبت رایج و (51= n) مراقبت رایج و مشاوره گروهی مورد بررسی قرار گرفتند. برای گروه تحت مشاوره 5 جلسه برنامه مشاوره گروهی طراحی گردید. کیفیت زندگی بیماران در هر دو گروه در ابتدا و انتهای کار توسط پرسشنامه استاندارد QLQ- Br23اندازه گیری شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، انجام مشاوره گروهی سبب ارتقای مقیاس های تصویر بدنی و عملکرد جنسی و لذت جنسی می گردد، و کیفیت زندگی جنسی مبتلایان به سرطان پستان تحت شیمی درمانی در اثر مشاوره گروهی بهبود می یابد.
در پژوهشی توسط بیجاری (1388) پژوهش به اثربخشی روش تصورات ذهنی هدایت شده فردی بر میزان اضطراب و امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه بخش رادیوتراپی انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی تهران می پردازد. برای انجام پژوهش ابتدا 36 نفر از بیماران داوطلب انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه (یک گواه و دو آزمایش) جایگزین شدند. در این مرحله افرادی که بر اساس اطلاعات جمعیت شناختی با دیگران اختلاف داشتند حذف گردیده و حجم نمونه به 30 نفر رسید. سپس میزان اضطراب و امید به زندگی بیماران یک بار قبل و یک بار بعد از اجرای روش تصورات ذهنی هدایت شده (تلقین آگاهانه مثبت و مستقیم درباره مبارزه با بیماری و به دست آوردن سلامتی) با شاخص امید هرث و پرسشنامه اضطراب اسپیل برگر ارزیابی شد. با این تفاوت که در این فاصله، مداخله ای در گروه گواه صورت نگرفت، در حالی که یکی از گروههای آزمایش، 7 جلسه و گروه دیگر، 15 جلسه آموزش دیدند. در نهایت برای تجزیه و تحلیل داده ها از محاسبه میانگین، انحراف معیار،تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج نشان داد که روش تصورات ذهنی هدایت شده درکاهش اضطراب موقعیتی و اضطراب کل و همچنین افزایش امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه موثر است. به علاوه مشخص شد که سطح امید به زندگی افرادی که 15 جلسه از روش تصویرسازی ذهنی استفاده کردند، بیش از کسانی است که 7 جلسه از این کلاسها بهره گرفتند. ولی از نظر سطح اضطراب موقعیتی و اضطراب کل تفاوتی بین این دو گروه وجود ندارد.
حموله و شهرکی(1388) در پژوهشی نتایج نشان دادند که سرطان اثر منفی بر عملکرد فیزیکی و عملکرد اجتماعی دارد . در مورد ارتباط حیطه های کیفیت زندگی با سلامت روان نتایج تحقیق نشان داد که حیطه عملکرد اجتماعی از کیفیت زندگی با حیطه عملکرد اجتماعی سلامت روان و حیطه سلامت روانی کیفیت زندگی با علایم شبه جسمی سلامت روان همبستگی معکوس دارد. در واقع ، از آنجا که بیماران سرطانی اختلال عملکرد فیزیکی دارند ، این امر بر احساس سلامت فیزیکی و کیفیت زندگی آنان سایه افکنده است و موجب اثر متقابل بر سلامت روان این گروه از بیماران شده است .
سمیعی سیبنی ( 1389 ) در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر مشاوره با خانواده بر مقیاسه ای عملکردی کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان به این نتیجه رسید که مشاوره با خانواده سبب ارتقاء مقیاسهای عملکردی کیفیت زندگی بیماران شده است .
نتایج پژوهش طاهری و المیری ( 1389 ) حاکی از آن است که بین سطوح افسردگی ، اضطراب و استرس با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پستان رابطۀ معکوس و معنیداری وجود دارد . به این ترتیب که کیفیت زندگی در بیمارانی که افسردگی ، اضطراب و استرس بیشتری داشتند به طور معنیداری پایینتر از بیمارانی با سطوح افسردگی ، اضطراب و استرس کمتر بود .
در پژوهشی دیگر از صفاری (1391) نقش باورهای مذهبی و دینی در درمان و مقابله با بیماری هایی نظیر سرطان که تهدید کننده حیات فرد هستند مورد توجه می باشد. هدف از این مطالعه بررسی رابطه بین مذهب و کیفیت زندگیدر بیماران مبتلا به سرطان است.
این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود که بر روی 189 بیمار مبتلا به انواع مختلف سرطان بستری در بیمارستان کوثر قزوین صورت گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت زندگی سازمان پ‍ژوهش و درمان سرطان اروپا، وضعیت عملکرد کارنوفسکی و شاخص مذهبی دانشگاه داک استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. صد و هفت نفر از بیماران مرد بودند. بیشتر بیماران، مبتلا به سرطان های گوارشی (معده: 36 درصد ، مری: 28%) بودند. بیشترین نمره در حیطه عملکردی به عملکرد جسمانی بیماران و کمترین نمره به کیفیت زندگی کل تعلق داشت.
در حیطه علایم و نشانگان، بزرگ ترین مشکل ناشی از اثرات اقتصادی عنوان گردید. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که مذهب در حضور عوامل دموگرافیک و نمره عملکردی بیمار به طور معناداری کیفیت زندگی بیماران را پیش بینی می کند. مدل رگرسیون قادر به تبیین 58% واریانس کیفیت زندگی بود.
نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که مذهب می تواند یکی از عوامل موثر در کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان تلقی گردد و با تقویت باورهای مذهبی در این بیماران شاید بتوان کیفیت زندگی آن ها را تا حد قابل توجهی بهبود بخشید.

جمع بندی
بیماری سرطان یکی از بیماری هایی است که در جامعه امروزی رو به رشد و گسترش می باشد و با توجه به سابقه کندی روند درمان و در اغلب موارد درمان ناموفق در گذشته ، سبب ایجاد رعب و وحشت عمومی و نا امیدی که در نتیجه شرایط زندگی نامطلوبی را یجاد می کند ، در جامعه افراد مبتلا به سرطان شده است . در این راستا افرادی که دچار بیماری سرطان می باشند در طول دوره درمان که درمان سخت با مواد شیمی درمانی و پرتو درمانی می باشد چنانچه از روحیه و امیدواری برخوردار باشند ، میتوانند این روند درد جسمی و رنج روانی را با فشار کمتری به پایان برسانند .
گرچه در این میان عوامل ژنتیکی و شخصیتی فرد ، شرایط خانوادگی ،

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده