آنکه آنها اطمینان دارند که شخص دیگرآنها را در این دنیا آنطوری که هستند و به دل خصوصیاتد که دارند دوست میدارد و آنهاد نیز متقابلا فرد دیگری را در زندگی خود دارند که نسبت به او عشق و محبت میورزند ، یعنی اینکه آنها به خوبی میتوانند حداقل با یک فرد دیگر عشق و محبت مبادله کنند .دوم اینکه آنها این درک را دارند که انسانهای با ارزشی هستند ( شفیع آبادی ، 1382) .

هویت شکست :
در این افراد به دلیل غلبه هویت شکست احساس بی کسی و تنهایی به شدیدترین وجه ممکن احساس میشود و در حل مشکلات و معضلات خود دشواریهایی دارند و از مواجه شدن با واقعیت شدیدا مظطرب ، نگران و اندوهگین میشوند ( شفیع آبادی ، 1382) .

محیط مشاوره
اجرای واقعیت درمانی با تلاش درمانگر برای ایجاد فضایی گرم ، حمایتگرانه و مساعد برای وقوع این تغییرات درمانگر با مراجع طرح دوستی میریزد و رابطه ای درمانبخش برقرار می سازد ، همچنین خود به جای مراجع قرار میدهد و دنیا را از چشم او میبیند . ایجاد چنین فضایی باعث به وجود آمدن اعتماد لازم برای متعهد شدن مراجع به اجرای تغییرات مثبت می شود ( کوری ، 1992) .

روشهای تسهیل کننده در رفتار
به عقیده گلاسر (1998) روشهایی که منجر به تغییر میشوند بر این فرض استوارند که انسانها وقتی انگیزه پیدا میکنند که :
1- متقاعد شوند که رفتارهای کنونیشان آنها را به آنچه که میخواهند نمی رساند .
2- باور داشته باشند که میتوانند رفتارهای دیگری را انتخاب کنند که آنها را به آنچه میخواهند برساند . (کوری،1992)
وابلدینگ ،بریکل (1998) از سرواژه خواستن برای توصیف روشهای اجرا شده در واقعیت درمانی استفاده کرده است .نکات کلیدی این سرواژه به قرار زیرند:
تعیین خواسته ها :
واقعیت درمانگر در ظول درمان با استفاده از سوالاتی نظیر “چه میخواهی ؟” مراجع را به تعیین مسیر خواسته هایش هدایت میکند .
تعیین رفتار و مسیر کنونی :
بعد از اینکه نیازها و خواسته های مراجعین بررسی شد ، از مراجع خواسته میشود که به رفتار کنونیش نگاهی بیندازد و تعیین کند که این رفتارها آنها را به خواسته هایشان خواهند رساند یا خیر ؟
وظیفه مشاور در واقعیت درمانی مواجه کردن مراجعین با نتیجه رفتارهایشان و کمک به آنهاست تا بتوانند در مورد رفتارهایشان به قضاوت بپردازند . در واقع تا زمانی که مراجعین به قضاوت در مورد رفتارهایشان نپرداخته اند تغییری صورت نخواهد گرفت .
خود ارزیابی

برنامه ریزی و عمل :
کمک به اعضا برای شناسایی راه های تغییر انتخاب های ناکارآمد . تبدیل آنها به انتخاب های موثر از مهمترین وظایف واقعیت درمانی به حساب می آید . بعد از اینکه مراجع موفق به ارزیابی رفتارهای خود شد و تصمیم به تغییر گرفت ، درمانگر به او در طرح ریزی برنامه ای برای تغییر رفتار کمک خواهد نمود(شفیع آبادی 1382).

وظیفه درمانگر :
نقش اصلی روان درمانگر در واقعیت درمانی ، درگیر شدن با فرد مراجع و کمک به او در جهت مواجه شدن با واقعیت می باشد . از نظر گلاسر (1997) واقعیت درمانی کمک به افراد جهت در دست گرفتن کنترل موثر بر زندگی خویش است با پذیرش مسئولیت انتخاب هاو رفتارها و گرفتن تصمیمات بهتر و موثرتر می باشد .رهبر گروه در واقعیت درمانی نقش فعال و مستقیمی را ایفا می کند و بر قابلیت و توانایی های فرد تاکید می کند . از نظر او وقت گذاشتن روی محدودیت ها و مشکلات و شکست ها باعث پایین آوردن عزت نفس فرد می شود و به جای آن باید فرد را به قابلیت ها ،کشف انتخاب های مفید و کنترل موثر تشویق کرد .

امید به زندگی
امید به زندگی یکی از ویژگی های زندگی است که ما را به جستجوی فردای بهتر وا میدارد. امید یعنی موفقیت و آینده بهتر و دلیلی برای زیستن . وقتی امید در زندگی وجود داشته باشد شادی و سرور در زندگی وجود خواهد داشت به همین دلیل در سالهای اخیر به موضوع امید به زندگی با توجه به روحیات و تجربیات متفاوت افراد توجه های بسیاری شده است . بر اساس نظریه سلمیگن یکی از اساتید بنام روانشناسی معتقد است طی 60 سالگذشته تبدیل به علم درمان شده است . و روانشناسی باید به فهم آن چیزهایی بپردازد که که زندگی را ارزشمند میسازد و امید به زندگی را در افراد افزایش می دهد .
امید به زندگی یکی از مهمترین شاخصها و معیارهای ارزیابی بهداشتی اقتصادی و اجتماعی محسوب میگردد .سازمان بهداشت جهانی این شاخص را در کنار شاخص های درآمد سرانه ،تولید ناخالص ملی و میزان باسوادی زنان به عنوان فاکتورهای توسعه انسانی بیان می کند که از مهمترین شاخصهای ارزشیابی جوامع کنونی می باشد (جعفری ، 1385) .

امید و خوش بینی
محققان مطالعه ای بر روی خوش بینی را به عنوان یک ازه روانشناختی در قرت بیستم آغاز کردند . دوبعد خوش بینی به انتظار واکارآمدی در مطالعات اشنایدرراجع به امید ادغام شده اند . در این مدل امید به عنوان انتظار فرد برای موفقیت در دستیابی به هدف از دو عنصر تشکیل شده است : 1- افکاری که فرد در مورد توانایی بیشتر در راه های رسیدن به اهداف دارد . 2- حس کارآمدی در مورد رسیدن به اهداف(پترسون 2013) .
نا امیدی حالتی است که که در ذهن انسان تجربه می شود . نا امیدی در حقیقت روشی برای نظر افکندن به بعضی از موقعیت های زندگی با احساس بدون امید می باشد .غیر ممکن است بتوان امید را به طومر همزمان با نا امیدی در یک جا قرار داد . حضور یکی به سادگی دیگری را از بین می برد (دایر ترجمه فرحی 1385).

امید ، ایمان و شکیبایی
امید عامل ذاتی و باطنی شالوده زندگی است . عامل پویا و دینامیک روان انسان است . امید ، با دیگر شالوده های زندگی نیز ارتباط نزدیک دارد و آن ایمان است . ایمان وجه ضعیف باور یا دانش نیست و عنصر دیگری که با امید و ایمان پیوستگی دارد ، شکیبایی است . شکیبایی قابلیتی است که در برابر وسوسه انسان که میخواهد ایمان و امید را بکشد ، مقاومت نشان می دهد .و در نهایت امید پدیده ای متناقض است نه انتظاری انفعالی یا کنش پذیر و نه نیرویغیر واقع بینانه که بتواند شرایط ممکن را به وجود آورد .ایمان نیرویی است که زمان ی که زمان جهیدنش فرا رسد ، خواهد جهید (فروم 20013).
نظریه امید
امید شامل شش بعد است که آنها را در کنار هم بنا کرده است و تغییرات آنها سبب بروز فرایند های امید می گردد :
1- بعد شناختی : فرآیندی ات که در آن فرد طی آن در یک تصور ، یادگیری و قضاوت در مورد موضوع امید را عملی می سازد . این بعد شامل فرآیندی مثل تعریف موضوع امید کشف واقعی بودن امید ، تمیز دادن عوامل ارتقا دهنده امید از موانع آن و تصویر سازی ذهنی است . و در صورت عدم توان کافی موضوع امید را تعدیل و و تغییر می دهد و یا مورد جدیدی را انتخاب می کند (سان دین
1998).
2- 2- بعد عاطفی :بر احساسات و روحیات فرد دلالت می کند و شامل جاذبه و کشش یک پیامد خوب احساس به اهمیت امید ، اعتماد یا عدم اطمینان می باشد . این بعد بر تمامی فرایند امید نفوذ دارد . و احساس متفاوتی از دردناک بودن تا آرامش را در بر می گیرد (دوفالت 1985) .
3- بعد رفتاری : این بعد مشتمل بر اعمال و رفتاری است که فرد برای رسیدن به موضوع امید انجام می دهد . امید می تواند منجر به افزایش انرژی برای انجام اعمال شود . این اعمال می تواند فیزیولوژیکی ، روانی یا فرهنگی باشد(سان دین ،1998) .
4- بعد حسی : این بعد بر احساس وابستگی با دیگران حکم می کند . و شامل تعامل اجتماعی – مقابل برخورد و امنیت ارتباط با افراد می باشد (دوفالت 1985) .
5- بعد زمانی : این بعد به تجربیات گذشته ،حال و آینده توجه دارد . امید اگرچه به آینده است ولی اما گذشته و حال بر فرایند امید موثر است . موضع امید گاه متوجه زمان خاصی است و گاه اختصاص به زرمان خاصی ندارد ، برخی کوتاه و برخی طولانی تر هستند (دوفالت ،1985).
6- بعد زمینه ای : که مربوط به موقعیت زندگی فرد است که بر امید موثر است. بعضی موقعیت ها منجر به بروز نا امیدی و یا امید می شود (سان دین ،1989).

عوامل زیادی بر روی امید به زندگی یک جامعه موثرند . یافته های تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که درآمد سرانه ، برابری قدرت خرید ،نرخ بارداری ،نرخ آسیب پذیری کودکان و سرانه پزشکی رابطه مثبت و مستقیم و عواملی مانند نرخ بی سوادی مردان ، نرخ شیوع ویروس ایدزو نرخ رشد جمعیت ،نرخ شیوع کم خونی در زنان و ضریب جنسی رابطه منفی و معکوس دارند (سازمان بهداشت جهانی 2008).
نظریه امید به زندگی اشنایدر بر اساس روانشناسی اجتماعی با تکیه بر طرح های شناختی مطرح شده است . هسته اصلی امید را انتظارات فرد که او را سوق میدهند و باعث موفیت او میشود ، میداند . وی معتقد است اهداف با سطح پایین برای اجرا یا عملی کردن انتظارات فرد لازم و ضروری است .نظریه امید به زندگی بر روی تحلیل شناختی رابطه اهداف و نتایج تاکید دارد (گاتمن ،کوان ، کرر 1995 ).

کیفیت زندگی
منشا ظهور مفهوم کیفیت زندگی به سالهای بسیار دور و در میان فلاسفه و دانشمندان ایران، یونان و چین برمیگردد . و در ادبیات و فلسفه و طب ریشه دارد و این مبحث که زندگی خوب چگونه زندگی ای است همیشه در طول اعصار و قرون مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان بوده است .
کیفیت زندگی سازه ای بسیار گسترده و پیچیده ایست از سلامت ذهن. کیفیت زندگی سازه ای پیچیده از انواع حیطه ها از جمله وضعیت سلامت ، توان انجام فعالیتهای زندگی روزمره ، جایگاه نقش کاری ،وجود فرصتها برای دنبال کردن علایق تفریحی ، کارکرد اجتماعی در دوستی ها و روابط با دیگران ، دسترسی به منابع مراقبت از سلامت و معیارهای زندگی و سلامت عمومی را در بر میگیرد .
تعریف مفهوم کیفیت زندگی بسیار پیچیده می باشدو توافق کلی برای تعریف وجود ندارد زیرا این مفهوم دارای ابعاد چند گانه ای می باشد و جنبه های مختلف زندگی فرد را شامل میشود و ادراکات فرهنگی گوناگون از آن شده است . این مسئله با مسایل فرهنگی ارتباط زیادی دارد .افراد ، تصورات ارزشها و آرمان ها و اولویت های انسانها در یک جامعه مطلوب تحت تاثیر مسایل فرهنگی شکل میگیرد .اگر چه پاره ای از مسایل فرهنگی قابل تعمیم به جوامع مختلف می باشد اما یک استانداردمشخص برای تمامی فرهنگ ها وجود دارد .
کیفیت زندگی مقوله ای پیچیده است . ارائۀ تعریفی واضح و روشن برای ارتقاء کیفیت زندگی کار دشواری است ، اما شاید بتوان گفت راه ارتقاء کیفیت زندگی آن است که به افراد کمک کرد تا بتوانند توانایی های بالقوه خود را با انتخاب بهترین راه و روش به فعل درآورند . کیفیت زندگی بهترین معیار و ملاک اندازه گیری توان فرد برای سازگاری موفقیت آمیز با چالش های موجود در دنیای واقعی است . محیط کار ، خانه و اوقات فراغت مورد ارزیابی قرار میگیرد . در منابع گوناگون عمومی و تخصصی تعاریف متفاوتی از کیفیت زندگی ارائه شده است که از “رضایت زندگی” تا ” توانایی عملکردی فرد ” گسترده است . مفاهیمی که برای فهم کیفیت زندگی به کار میروند شامل خشنودی و ناخشنودی ، شرایط زندگی ، شادکامی ، نا شادمانی ، تجربۀ زندگی و عواملی مانند آسایش ، وضعیت عملکردی ، وضعیتاجتماعی – اقتصادی ، استقلال و شرایط محیطی می باشد (کاظمی و مومنی1389) .
سازمان بهداشت جهانی (1960) کیفیت زندگی را اینگونه تعریف میکند : کیفیت زندگی برآیند طیف های مختلف زندگی مانند عوامل تعیین کننده سلامت ، شادی ( ازجمله : راحت بودن محیط فیزیکی و رضایت شغلی ) ، آموزش دستاوردهای اجتماعی و هوشی ، آزادی عمل ، عدالت و نبودن ستم است.

الگوی فلس و پری
فلس و پری بعد ار بررسی 15 الگوی مفهومی از کیفیت زندگی یک الگوی کلی طراحی کردند که دربرگیرنده الگوهای مذکور بود . در این الگوی کلی 5 طبقه اصلی وجود دارد . بهکامی جسمی که شامل سلامت ، زیبندگی ، تحرک . ایمنی شخصی است . بهکامی مادی شامل درآمد ،کیفیت محل زندگی ، حریم شخصی ، ثروت ، وضعیت تغذیه ، حمل و نقل همسایگی ، ایمنی و سکونت دایم و

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده