ساعت 1 بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پونزده خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانى مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانى منتقل مى‏شه و به همراه تعدادى از روحانیون تهران زندانى مى‏شه. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماى شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه بقیه روحانیون از زندان آزاد مى‏شه.
پس از تشکیل هیئتهاى مؤتلفه اسلامى، استاد مطهرى از سوى امام خمینى همراه چند تن دیگه از شخصیتهاى روحانى عهده‏دار رهبرى این هیئتها مى‏شه. پس از ترور حسنعلى منصور اول وزیر وقت به وسیله شهید محمد بخارایى کادر رهبرى هیئتهاى مؤتلفه شناسایى و دستگیر مى‏شه ولى از اونجا که قاضى‏یى که پرونده این گروه تحت نظر اون بود مدتى در قم پیش استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام مى‏فرستد که حق استادى رو مناسب آوردیم و اینجوری استاد شهید از مهلکه جون سالم بدر مى‏برد.
پس از تبعید امام خمینى به خارج از کشور مسؤولیت استاد مطهرى و یارانش سنگینتر مى‏شه. در این زمان وى به تألیف کتاب در موضوعات لازم جامعه و ایراد سخنرانى در دانشگاهها، انجمن اسلامى پزشکان، مسجد هدایت، مسجد کامل نارمک و چیزای دیگه ای به جز اینا ادامه مى‏بده. به طور کلى استاد شهید که به یک نهضت اسلامى به فکر بود نه به هر نهضتى، براى اسلامى کردن محتواى نهضت تلاشهاى ایدئولوژیک بسیارى نمود و با کجرویها و انحرافات جنگ سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طورى که مى‏توان اونو بنیانگذار اون مؤسسه دونست. ولى پس از مدتى به دلیل
تکروى و کارهاى خودسرانه و بدون مشورت یکى از اعضاى هیئت مدیره و جلوگیری اون از اجراى طرحهاى استاد و مثل ایجاد یک شوراى روحانى که کارهاى علمى و تبلیغى حسینیّه زیر نظر اون شورا باشه آخرسر در سال 1349علیرغم زحمات زیادى که براى اون مؤسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادى که به آینده اون بسته بود، در حالى که در اون چند سال خون دل زیادى خورده بود از عضویّت هیئت مدیره اون مؤسسه بی خیال شد و اونو ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر ارسال اعلامیّه‏اى با امضاى ایشان و حضرت علامه طباطبائى و آیه اللّه حاج سید ابو الفضل مجتهد زنجانى مبنى بر جمع اعانه براى کمک به آوارگان فلسطینى و اعلام اون طىّ یک سخنرانى در حسینیّه ارشاد، دستگیر شد و مدت کوتاهى در زندانى تک سلّولى بسر برد. از سال 1349 تا 1351 برنامه‏هاى تبلیغى مسجد الجواد رو زیر نظر داشت و بیشتر خود سخنران اصلى بود تا اینکه اون مسجد و به دنبال اون حسینیّه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگه استاد مطهرى دستگیر و مدتى در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهاى خود رو در مسجد جاوید و مسجد ارک و چیزای دیگه ای به جز اینا ایراد مى‏کرد. بعد از مدتى مسجد جاوید هم تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیّت تا پیروزى انقلاب اسلامى ادامه داشت.
از مهمترین خدمات استاد مطهرى در طول زندگی پربرکتش ارائه ایدئولوژى اصیل اسلامى از راه درس و سخنرانى و تألیف کتابه. این خصوصا در سالهاى 1351 تا 1357 به خاطر افزایش گروههاى چپ و بوجود اومدن گروههاى مسلمون چپ زده و ظهور پدیده آگاهی به اوج خود مى‏رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهرى اولین شخصیتىه که به خطر بزرگان سازمان موسوم به «مجاهدین خلق ایران» پى مى‏برد و بقیه رو از همکارى با این سازمان باز مى‏داره و حتى تغییر ایدئولوژى اونا رو پیش‏بینى مى‏کنه. در این سالها استاد شهید به پیشنهاد حضرت امام مبنى بر تدریس در بخش علمیّه قم هفته‏اى دو روز به قم عزیمت کرده و درسهاى مهمّى در اون بخش القا مى‏کنه، و با هم تو تهران هم درسهایى در منزل و چیزای دیگه ای به جز اینا تدریس مى‏کنه. در سال 1355 به دنبال یک درگیرى با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرّر بازنشسته مى‏شه. هم اینکه در این سالها استاد شهید با همکارى تنى چند از
شخصیتهاى روحانى، «جامعه روحانیّت مبارز تهران» رو بنیان مى‏گذارد بهش امید که روحانیّت شهرستانها هم کم کم اینجور سازمانى پیدا کنه.
گرچه رابطه استاد مطهرى با امام خمینى پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و چیزای دیگه ای به جز اینا ادامه داشته ولى در سال 1355 موفق گردید مسافرتى به نجف اشرف کرده و جدا از اینکه دیدار با امام خمینى درباره مسائل مهم نهضت و بخش‏هاى علمیّه با ایشان مشورت کنه. پس از شهادت آیه اللّه سیّد مصطفى خمینى و شروع دوره جدید نهضت اسلامى، استاد مطهرى به طور تموم وقت در خدمت نهضت قرارمى‏گیرد و در تموم مراحل اون نقشى اساسى اجرا مى‏کنه.
در زمان اقامت حضرت امام در پاریس، سفرى بهش دیار کرده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو مى‏کنه و در همین سفر امام خمینى ایشان رو مسؤول تشکیل شوراى انقلاب اسلامى مى‏کنه. هنگام بازگشت امام خمینى به ایران مسؤولیّت کمیته‏ استقبال از امام رو خود به عهده مى‏گیرد و تا پیروزى انقلاب اسلامى و پس از آن همیشه در کنار رهبر بزرگ الشأن انقلاب اسلامى و مشاورى دلسوز و مورد اعتماد براى ایشان بود، تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکى شب در حالى که از یکى از جلسات فکرى سیاسى بیرون اومده بود با گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مى‏رسد و امام و امّت اسلام در حالى که امیدها بهش بزرگمرد بسته بودن در ماتمى بزرگ فرو مى‏روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهّرش. ( مطهری ، 1378، مقدمه‏ج‏1 ، صص12- 9) .

دسته‌ها: پایان نامه