ت که هم جامعه ی علمیواسه شناخت علمیاز اون استفاده میکنه و هم همه مردم در شناخت شرعی و عمومیخود از آن استفاده میکردن . عقل در معنای خاص فقط در تأملات فکری و فعالیتای روشمند علمیای به کار میره که به درک حقایق عام و کلی میپردازه . عقل در این معنا از روش قیاسی- برهانی استفاده میکنه و به تناسب موضوعات و نوع احکامیکه صادر میکنه ، به دو قسم نظری و عملی تقسیم میشه . عقل در معنای عام خود وقتی که به شتاخت امور جزئی میپردازه ، « عقل جزئی » نامیده میشه و در معنای عام ، وقتی که به وسیله همه مردم ، در ارتباطات و شناخت عمومیبه کار برده میشه « عقل جمعی یا عقل شرعی » میگن .

ولی در یک تقسیم بندی دیگه عقل رو به نظری و عملی تقسیم بندی میکنن . عقل نظری نیرویی ادراکیه که آدم با اون هستا و نیستا رو درک میکنه و به تعبیر دیگربه شناخت روشمند هستیا میپردازه ، در مقابل عقل عملی که شناخت روشمند کلی نسبت به ارزش هاست و احکام تجویزی صادر میکنه و به سخن دیگه نیروی ادراکیه که آدم با اون بایدا و نبایدا رو درک میکنه ( جوادی آملی ، 1387) .
2-3- معنی عاطفه
محققان اونّلین قدم در هر فعالیت علمیرو تعریف دقیق مفاهیم و اصطلاحاتی دانسته ان که قراره به شکل کتبی یا شفاهی در یک مبحث علمیاستفاده کرده شه ، چون استفاده از یک واژه کلیدی بدون توافق بر سر معنا و مقصود اون و مخاطب قرار دادن بقیه ، موجب سوءتفاهم و برداشتایی میشه که شایدً مقصود گوینده نبوده . به نظر میرسه این مشکل در بخشای علوم تربیتی و روانشناسی محسوس تر از بقیه بخشا ست ، چون تموم یا خیلی از فرایندهای تربیتی و روانی آدم ، عینی و قابل اشاره خارجی نبوده و تجربه ای درونیه . به خاطر این ، هرکی اونو همون طور تعبیر میکنه که پیدا کرده . اینجاست که تعریف مفاهیم در این بین از اولویت بیشتری بهره مند میشه . در حالیکه در پدیده های فیزیکی و مشهود ، این مشکل به کمه کم میرسه .
حالا به قصد جدا سازی و بررسی معنی عاطفه به بررسی مفاهیم کلمه ای و اصطلاحی واژه های : عکس العمل ، احساس ، عاطفه و هیجان از دیدگاه های جور واجور میپردازیم .
با وجود اینکه هیجان ، احساس ، عکس العمل ، با عاطفه مترادفه و با اینکه هم معنی و برابر هم هستن ، معهذا تفاوتایی با هم داردند . عاطفه مؤنث عاطفه به کسر (طا) به معنای مایل ، برگردانده و مهربانی کننده و مهربانی ،و هم اینکه به معنی مهر و علاقه و خود و قرابته .
2-3-1- معنای اصطلاحی عاطفه
موقعی که عکس العمل ( لذّت و الم ) تحت اثر عناصر و عوامل جور واجور قرار گرفته به شکل حالتی مرکب در میاد و به شخص یا چیز معینی مربوط و متمرکز میشه ، در این صورت اونو عاطفه میگن . به
عبارت دیگه هر بعضی وقتا دو یا چند درک با هم وجود یافته و هر کدوم زنگ واکنشی خاصی داشته باشن . عاطفه یک حالت هیجانی منظم از انفعالات جور واجور همراه با اندیشه فرده و نسبت به هیجانات پایاتره . معمولاً در روان شناسی سنتی عاطفه و هیجان بیشتر بطور عادی و هم معنی به کار میره ، این در حالیه که خلق و خو رو به خاطر داشتن حالتی نافذتر و پایاتر از دو حالت قبل جداگونه استفاده میکنن . یعنی مثلاً ممکنه خلق کسی در یک روز به ویژه بالا باشه ، لکن حالاتی از افسوس ، غم ، خشم ، نگرانی ، ترس ، شادی و چیزای دیگه ای به جز اینا بطور گذرا در مورد این خلق بالا مشاهده شه ( یار محمدیان ، 1371 ، ص85) .
« هیجان » در فرهنگ نوین عبارت از یه جور تحریک و جوش و خروش ، اضطراب و پریشونی ، برافروختن و غضب و انگیزه تحریک شده . “عکس العمل ” که یک کلمه عربیه یعنی اثر چیزی رو قبول کردن یا از چیزی یا چیزی متأثر شدن . عکس العمل نفسانی برابر همون هیجانه . یعنی جوش و خروش ، تکون روحی ، تحریک ، اثر پذیری ازیک محرک خارجی ،خشمگین شدن و از جا در رفتن و تغییر کردن رو عکس العمل میگن . از دیدگاه غزالی عکس العمل یه جور گسیختگیه که در رفتار آدمیبوجود میاد . انفعالات شدید مثل خنده و گریه ی شدید انفعالاتی هستن که ما میتونیم از دست دادن کلی تسلط ی عقل و اثر ضعیف خود آگاهی و کمبود شدید اراده رو از خلال اینطور انفعالات کشف کنیم ( عثمان عبدالکریم ، ترجمه حجتی ، 1366، ص141).غزالی عکس العمل رو به دو صورت شدید ( هیجانات ) و آروم ( احساسات) دسته بندی کرده و اونو در رشته محرکا و انگیزهای رفتار معرفی میکنه ( همون). در حالیکه “احساس” به معنی همدردی کردن و شعور و فهم به کار میره . آدم حساس ، یعنی صاحب شعور و عقل و احساسات و آدم بدون احساس ، کسیه که بی عاطفهه . پس احساس یه جور دقّت و حساسیته که توأم با عاطفه و دریافتن و درک و شعور درونیه ( مشخص ، 1381 ، ص 149 ).
در کل از بررسی واژه های فوق میشه به این نتیجه رسید که :
اونّلا ًهیجان ، عکس العمل ، احساس و عاطفه کلا بعد روانی و سلامت آدم یا نبود سلامت روانی آدم هستن ، و محرک رفتارای احساسی و واکنشی اون هستن . دوم اینکهً با اینکه هم معنی هستن اما فرق
های رتبه ای دارن ، که درجه پایین اون واکنشای هیجانی و انفعالیه . اون بعضی وقتا بیداری رفتارای احساسی ، دریافتای شهودی و درک تجربیات عاطفی در رتبه بعدی قرار میگیره و در رتبه پایانی تحقق استعدادهای عاطفی و روانی فرده که دیگه هیچ گونه معنی تخریب کننده و منفی از آن برداشت نمیشه ، بلکه بر عکس محل رشد احساسات عالیهه که حتّی وقتی که خشمگین میشه ، خشم اون مناسب و در جهت مطلوبه و خوشحالی اون به خاطر احقاق حق و برابر با قسط به همدیگه میرسن . هم اینکه میشه این مطلب رو برداشت نمود که در واکنشای هیجانی و واکنشی میزان آگاهی در شناخت و یادگیری کمتر دخالت داره ودر عوض غرایز و تمایلات و واکنشای ارثی ، جسمیو فیزیولوژیک به شکل قوی در رفتار فرد عمل میکنه . برعکس در رفتارای عاطفی یک حالت منظم و آروم ، بادوام ، متعادل و منظم میشه مشاهده نمود ، که بیشتر متکی بر بعد آگاهی و تجربه و شناخت فرده . در رفتارای عاطفی بیشتر جنبه های مثبت و سازنده نمود پیدا میکنه ( یار محمّدیان ، 1371 ، ص11) .
عاطفه با اینجور برداشتی یعنی روی آوری وجدانی به موضوع معینی که از راه آگاهیا و یادگیری صورت میگیره . از دید بعضی وقتا تربیت اسلامیغرایز نیروهایی هستن که ، تمایل به خود حیوونی یا خود مجازی رو تأمین میکنن ، و احساسات تمایل به دیگه خواهی و خود واقعی آدم رو تأمین میکنن و زمینه ای واسه شکوفایی مکارم اخلاقی و خوبیا اخلاقی هستن . اصول اخلاقی ، ایجاد کننده رشد احساسات عالیه و کنترل کننده غرایز و خلق وخویه ، یعنی اصول اخلاقی و اخلاق حسنه با احساسات انسانی پیوندی عمیق و دو طرفه دارن ، یعنی هم اصول اخلاقی پایه رشد احساسات عالیه هستن و هم احساسات رشد یافته مبنای کسب مکارم و خوبیا والای اخلاقیه ( همون ، صص12-11)
محمّد بهشتی در مقاله تربیت عاطفی از دید امیر المؤمنین علی علیه السّلام واژه عاطفه رو اینطور معنا میکنه : عاطفه حالت روانی پیچیده ا یاست که به شکل ذاتی ، به وسیله محرک داخلی یا بیرونی به وجود میاد و آثاری رو در درون و برون آدمی( نا آرومیروانی ، پریشونی ، افزایش یا کاهش ضربان قلب ، مشکل تنفس ، باز شدن ، اضطراب و…) به دنبال میاره که پاره ای از اونا میشه دید . عاطفه ، هیجان ، تمایل ، انگیزه ، به هر معنایی که باشن ، با همدیگه رابطه محکمیدارن . مثلاً آدمیچون خود
رو دوست داره ، از خطر میگریزد و این فرار از خطر پیوسته با حالات ترس ، اضطراب ، پریشونی و افزایش ضربان قلب همراهه . پس میشه گفت آدمیدارای تمایلاتیه که اگه در حالت تحریک با حالت عاطفی خاصی بروز کنن اون حالت عاطفی به شکل حالت هیجانی در میاد ( بهشتی ، محمّد ، 1380 ، صص572- 571). عاطفه زبون گویای قلب انسانه که بدون احتیاج به کلام، سخن میگه، واسه اینکه قلب موقع مریضی و ضعف اون تغذیه شه و تقویت شه و از مرگ نجات پیدا کرده، نشاط دوباره و لازم مجدّد یابد، خدا متعال احساسات رو به آدم بخشید تا به وسیله اون زندگی انسانی خود رو ادامه بده و به وسیله احساسات با آدما رفت و امد کنه و وجود خود رو رشد و تعالی بخشه بعضی وقتا واسه جلب محبّت بقیه مهر بورزد و بعضی وقتا واسه دور کردن دشمن، خشم بگیره.(زاهدی،1385: ص368).
2-3-2- عاطفه در قرآن
واژه عاطفه در قرآن مستقیماً نیامده ، بلکه توصیفی دقیق درباره خیلی از حالات انسانیه که بروز اونا ، نمود ترسه . مثل ترس ، خشم ، محبت ، شادی ، نفرت، پشیمانی و ندامت ، اندوه و ناراحتی ، غرور و تکبّر ، شرم و خواری که آدم اونا رو احساس میکنه ( حاج بابایی ، 1381 ، ص 42 ).
قرآن کریم آدم رو موجودی میدونه که عواطفش مکمل عقل و اندیشه اشه و چون آدم از دو قسمت جسمیو روحانی ترکیب یافته ، پس عقل و عاطفه ریشه در بعد روحانی اون داره ، و روح آدم مظهر
لطافت الهیه . پس اگه شخصیت آدم درست پرورش یابد ، مظهر و تجلی احساسات عالی و صفات ربانی خواهد گشت ( یار محمّدیان ، 1371 ، ص 64 ) .
قرآن کریم به همون پیمانه ای که به عقل اهمیت داده، به همون اندازه به عاطفه توجه کرده.
خدا در آیه 159 از سوره آل عمران در خطاب به پیامبر بزگوار اسلام صلی الله علیه و سلم میفرماید: {فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ}. ترجمه: « به باعث رحمتی که از طرف الهی (در قلب تو ای پیامبر فرود اومده) با ایشان نرم خویی کن؛ و اگه بدخو و سخت دل بودى ، شک نداشته باشینً مردم از دور و بر تو پراکنده مى شدن ».

همونطور: در آیه بیست و نهم از سوره فتح فرموده: {مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ}. ترجمه: « محمد صلی الله علیه و سلم رسول خداس و اونا که پیرو اون هستن نسبت به کفّار سخت گیر و در بین خود رحیم و عطوف هستن ».
در آیه 103 از سوره آل عمران از الفت یاد میکنه که معنی عاطفه رو در بر داره: {وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا}. ترجمه: « و به یاد بیارین نعمت الهی رو بر بالای خود، اون وقت که با هم دشمن بودین، پس در بین قلباتون الفت انداخت و به باعث اون با هم برادر شدید ».
در آیه 23 از سوره شوری در رابطه به مهربانی پیامبر نسبت به مردم میفرماید: {قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْروً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى}. ترجمه: « بگو: در برابر اون (همه نعمت که در تابش دعوت اسلام به شما خواهد رسید) از شما پاداش و مزدی نمیخوام جز عشق و علاقه نزدیکی (به خدا) رو (که سود اونم عاید خودتون میشه).
همین معنی در آیه 128 از سوره توبه به تعبیر متفاوتی میاد: {لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ}. ترجمه: «حتما پیغمبری (محمّد نام)، از خود شما (آدما) به سمتتون اومده. هرگونه درد و رنج و بلا و مصیبتی که به شما برسه، بر اون سخت و گران میاد. به شما عشق میورزد و اصرار به هدایت شما داره، و نسبت به مؤمنان دارای محبّت و لطف زیاد و بسیار مهربانه».‏
در آیه 27 از سوره حدید به تعبیر دیگری معنی عاطفه رو تکرار کرده و میفرماید: {َجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَهً وَرَحْمَهً وَرَهْبَانِیَّهً}. ترجمه: «و در دل پیروان عیسی مهر و عطوفت (مسلمونا) رو قرار دادیم. پیروان اون رهبانیت سختی رو بوجود آوردن».
و همونطور: {إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِیمُ}. (الطور/28). ترجمه: «واقعاً اون نیکوکار و مهربانه». {‏وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ}. (هود/90). ترجمه: «بی فکر پروردگار من بسیار مهربون (در حق بندگان پشیمون و) دوستدار (مؤمنان توبه کار) است».

2-3-3- تقسیم بندی احساسات
اسپینوزا احساسات رو به دو دسته خوب و بد تقسیم میکنه و میگه نشاط خوبه ، نشاط اون شادیه که در رابطه خود با جسم ، نیروی عمل بدن رو کمک میده و افزون میکنه . پس نشاط همیشه خوبه و هیچوقت نمیتونه به حد زیاده روی برسه و نفرت و حسد و انتقام رو احساسات بد میدونه و اون میگه ما در پوچی هر کسی که مورد نفرت ما باشه میکوشیم یعنی سعی میکنیم که شرّی رو بهش وارد سازیم ( کلبعلی ،1385 ، ص 56) .
احساسات رو به دو دسته تقسیم میکنن : الف – احساسات اصلی : که تقریباً صورت مجرد دارن و قدیمیترین شکلای جور واجور اون در روان شناسی غرب شامل : ترس ، خشم ، محبت ، و تعجبه . ب – احساسات فرعی : که ترکیبی از دو یا چند عاطفه اصلیه . مثل عشق که مرکب از تمایل جسمی، حس جمال ، حس اجتماعی ، مهر ، تعجب و … است ، و یا حسادت که به دلیل نفرت ، خشم ، ترسِ مربوط به از دست دادن چیزی ، احساس کهتری

دسته‌ها: پایان نامه