عنوان: تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی

عنوان: تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی

چکیده :
این پژوهش با هدف تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی انجام شده است . روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بوده است . جهت انتخاب نمونه آماری از بین بیماران زن جوان در محدوده سنی 18 تا 30 سال ، تحت شیمی درمانی مرکز درمانی شهید رجایی شهر یاسوج 30 نفر بطور هدفمند انتخاب و با پرسشنامه های امید به زندگی اشنایدر و کیفیت زندگی فرم 36 سوالیمورد ارزیابی قرار گرفتند . پس از تحلیل آماری پرسشنامه های فوق ، افراد به صورت تصادفی دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه تقسیم شده و پس از طی 8 جلسه آموزشی واقعیت درمانیگروهی بر گروه آزمایش ، از هر دو گروه آزمون مجدد به عمل آمد و مورد تحلیل آماری قرار داده شد . این تحلیل در تمامی مقیاس ها و زیر مقیاس های مورد ارزیابی و بررسی در پیش آزمون و پس آزمون کوواریانس، بهبود شرایط بیماران سرطانی را به وضوح مورد تایید قرار داد .
نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که واقعیت درمانی گروهی برکیفیت زندگی و امید به زندگی در بیماران سرطانی تاثیر معنادار دارد ومیتوان از این روش به عنوان درمان تکمیلی در کنار درمان هاي پزشکی سود جست و متعاقباً میتوان در راستاي بهبود مشکلات روانشناختی مذکور در این بیماران استفاده کرد.

کلید واژه ها : واقعیت درمانی گروهی ، کیفیت زندگی ، امید به زندگی

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه
امروزه بیماری سرطان بعنوان دومین عامل مرگ و میر بعد از بیماریهای قلبی عروقی مطرح است(سبحانی فر، 1380) . سرطان صرفا یک رویداد یا پایان معین زندگی نمی باشد بلکه یک موقعیت دایمی مبهم است که با تاثیرات دور رس و تاخیری ناشی از بیماری و مسایل روانشناختی بر جای مانده آن مشخص میشود( لین ، 2003) . اغلب افراد زمانی که از وجود بیماری سرطان در وجود خود آگاه می¬شوند با انکار و خشم ، واکنش نشان می دهند که این شرایط خود می تواند نشانه های روانشناختی وجسمانی بیمار را تشدید کند و این در حالی است که این چنین واکنش هایی در بیماری های ساده کمتر به چشم می خورد ( هزارروسی ، 1385)
مطالعات انجام شده در بيماران مبتلا به سرطان نشان ميدهد كه شدت علايم و فشارهاي روحي بر كيفيت زندگي تأثير دارد ( نورثوث ،کافی ، دیچل بوز 1999 )و پژوهشها حاكي از بالا بودن اختلالات هيجاني نظير استرس، افسردگي و اضطراب در بيماران سرطاني است (فراریو ،زوتی ، مسر 2003 ) از اين رو به منظوركاهش فشارهاي رواني مرتبط با بيماريها در سه دهه گذشته، دنياي پزشكي همزمان با گسترش جنبش روانشناسي مثبتنگر و توجه به تجربههاي مثبت و قدرت سازگاري انسان ( سلیگمن ، 2005 ) ، توجهات بسيار جدي بر روي قدرت شفابخشي عوامل مختلفي نظير استفاده از علوم روانشناختی و روان درمانی آغاز كرده است ( سیوارد ، 2012 ) .
بنا بر این در این پژوهش ، به بررسی تاثیر روان درمانی با رویکرد واقعیت درمانی بر ارتقاء کیفیت زندگی و امید به زندگی در افراد درگیر با بیماری سرطان پرداخته می شود .

بیان مسئله:
سرطان یک موقعیت تهدید زا و استرس زا است که درمقایسه با سایر بیماری ها تاثیر بیشتری بر سطح امید به زندگی دارد (رلایف ،1992) .
در بیماران مبتلا به سرطان عوامل مختلفی پیرامون شهرت بد بیماری ، درمان های طولانی مدت و تاثیر هر یکی از این عوامل بر ابعاد روانی –اجتماعی می تواند سرانجام فرد را به سرآشیبی نا امیدی و افسردگی بکشاند .
پایان یافتن زندگی یک واقعیت انکار ناپذیر در زندگی انسان است . بیمار سرطانی که نسبت به مرگ قریب الوقع خود اطلاع می یابد اغلب بعداز انکار و خشم دچار درماندگی و بدبینی نسبت به آینده ، نا امیدی و احساس شکست می شود که در این میان عوارض جسمانی ناشی از سرطان و شیمی درمانی نیز مزید بر علت شده و می تواند بر امید زندگی که فرایندی است که طی آن افراد اهداف خود را در زندگی تعیین می کند راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق کرده وانگیزه لازم برای به اجرا در آوردن آن ندارند و کیفیت زندگی افراد که درک فرد از وضعیت کنونی اش باتوجه به فرهنگ ونظام ارزشی وشرایط محیطی اجتماعی که درآن زندگی می کند اثرات سوء بگذارد (مردانی حموله ، 1388) .
امید، در تمام ابعاد زندگی عنصری ضروری است . امید، توانایی باور داشتن احساساتی بهتر در آینده می باشد . امید، با نیروی نافذ خود سلسله فعالیتهایی را تحریک می کند تا بتوان تجربه های نو کسب نمود و نیروهای تازه ای را در موجودات زنده ایجاد می کند . به طور کل امید یک مقوله آگاهانه نیست و هر گاه فردی در شرایط دشوار و بحران قرار می گیرد ، احساس امیدواری در فرد زنده می شود و این امید است که پس ار بحران به فرد آرامش می بخشد (به نقل از رابینسون ،1983) .
امید به زندگی ، یک شاخص آماری است که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است و یا به عبارت دیگر هر عضو آن جامعه چند سال می‌تواند توقع داشته باشد. هر چه شاخص‌های بهداشتی و همچنین درمانی بهبود یابد امید زندگی افزایش خواهد یافت و از این رو این شاخص یکی از شاخص‌های سنجش پیشرفت و عقب ماندگی کشورهاست. امید زندگی زنان در همه جوامع چند سال (در کل جهان چهار و نیم سال) بیشتر از مردان است.
در راستای عواملی نظیر ارتقاء اطلاعات و آگاهی پیرامون جنبه های جسمی روانی،
افزایش انگیزش، حمایت و مشاوره باعثبهبود وضعیت جسمانی ، کاهش اضطراب ،تقویت ادراک شخص ازاهداف زندگی، کاهش اختلالات خلق وخو¬،بهبود سازگاری ورفتارهای تطابق یبماران میشودکهخود می¬تواند سبب ارتقاء کیفیت زندگی گردد . (برونر ،2000).
در نگرش و بينش قرآني ، اميد عاملي مهم براي تحرك و تلاش و زندگي و مانعي براي دوري از افسردگي ، خودكشي و طغيان است (منصوري ، 1391) . قرآن اميد را عاملي مهم در حركت و زندگي بشر بر مي ‌شمارد ، آن را عاملي مي‌داند كه وي را به ‌سوي كار، يا عملي سوق مي‌دهد. از نظر جهان‌بيني توحيدي ، اميد تحفه الهي است كه چرخ زندگي را به گردش واداشته و موتور تلاش و انگيزه را پرشتاب مي‌كند (مجلسي، 1404ق) . گستردگي اين مفهوم در متون ديني، انديشمندان مسلمان را بر آن داشت تا نسبت به آن اظهار نظر نمايند .
فيض كاشاني(1379) ، اميد را به‌ عنوان يك مقوله هيجاني قلمداد ، و آن‌ را شادماني دروني بيان مي‌كند: « اميد شادماني دل به خاطر انتظار چيزي است كه آن محبوب اوست و اين حالت هيجاني ثمرة علم به جريان اكثر اسباب است. ايشان اميد را ماية حركت به ‌سوي عمل معرفي و بيان مي‌كند كه اين حالت برحسب امكان موجب كوشش در تهيه ساير اسباب و برانگيزنده عمل است . ازاين‌رو ، اميد در همة احوال موجب طول مجاهده بر عمل و دوام مواظبت بر طاعت است.
برخلاف فيض كاشاني، آيت‌الله مصباح(1380) ، اميد را امري شناختي قلمداد و بيان مي‌كند : ” اميد يك حالت رواني است كه از علم معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل مي‌شود” .
درکنار دارمان های دارویی ، شیمی درمانی ، پرتو درمانی و گاهی اوقات درمان های طب سنتی در بیماران سرطانی که ظاهرا فقط نیاز های جسمانی فرد را تامین می نماید و به نیازهای روحی بیمار توجه کمتری دارد ، درمان های مکمل که شامل مجموعه ای از فنون و تکنیکهای روانشناختی و مشاوره ای به جهت بالا بردن سطح سلامتی و بهتر شدن وضعیت کنونی بیمار به کار می رود . کمک های مشاوره روانی به افرادی که دچار مشکلات روانی اجتماعی وخانوادگی شده اند یکی از اهداف بهداشت روانی است ، زیرا مشاوره مقاومت فرد را در برابر پیامدهای زیانبار ویا عوارض درمان های صورت گرفته بیماری افزایش میدهد . برآیند حاصل ازمشاوره با بیماران باعث کاهش تنش های روانی آنان شده ؛ به طوریکه راهنمایی و یاری دیگران رابرای سازگاری با هیجانات خودلازم دانسته اند ( رمضانی ،1380) .

واقعیت درمانی یکی از رویکرد های جدید مشاوره روان درمانی محسوب می شود . اصطلاح واقعیت درمانی توسط ویلیام گلاسر (1961) ابداع شد . این رویکرد درمانینوعی روش رفتار درمانی است که درآن سعی میشود با توجه به مفاهیم واقعیت ، مسولیت وامور درست و نادرست در زندگی فرد به رفع مشکلات اوکمک شود . در این روش از طریق تبیین طبیعت انسان تعیین قوانین رفتاری وطرح چگونگی فرایند درمانی به افرادی که نیازمند کمک و روان یاری هستند کمک می شود . دراین نظریه انسان مسئول اعمال ورفتارهایش است و فرد قربانی تحت تاثیرمحیط و وراثت نیست .
در واقعیت درمانی واژه بیماری روانی کمتر به کار میرود و در نتیجه تشخیص وطبقه بندی اختلالات روانی در این مکتب رایج نیست.کسی بیمار میشود که نتواند دو نیاز اساسی خود رادر حیطه واقعیت وپذیرش مسئولیت وتشخیص موارد درست ونادرست ارضاء کند.
شدت بیماری هم به درجه وعدم توانایی فرددرارضای نیازهایش بستگی دارد.
گلاسر معتقد است رفتار غیر مسئولانه افراد باعث بروز اضطراب و ناراحتی روانی است نه اینکه ناراحتی روانی باعث غیرمسئول بودن فرد شود .تمرکز بر بعد مسئولیت هسته اصلی واساسی کارتعلیم وتربیت روان درمانی است و پذیرش مسئولیت به مثابه نشانه بارز سلامتی روان تلقی میشود (حبیب زاده 1384) .
هدف اصلی واقعیت درمانی این است که به درمان جویان کمک کند با افراد انتخابی دنیای کیفی خود ارتباط یا ارتباط مجدد برقرارکنند . هدف اصلی این درمان علاوه بر ارضاء کردن این نیاز به محبت وتعلق پذیری این است که به درمان جویان کمک کند راههای بهتر ارضاء کردن تمام نیاز های خود رایاد بگیرند (کوری ، 1992) .
بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی میتواند بر كيفيت زندگي و امید به زندگی در بیماران مبتلا به سرطان اثر بخش باشد ؟

ضرورت و اهمیت انجام پژوهش
بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان بهداشت جهانی ، سرطان عامل 8 میلیون مرگ در سال 2008 بوده که این رقم به 5/11 میلیون نفر در سال2030 افزایش خواهد یافت .بیماران مبتلا به سرطان به طور معمول دامنه ای از علایم شامل درد و رنج و انواع ناراحتی های جسمی و روانی را تجربه می کنند . بلافاصله بعد از تشخیص بیماری ممکن است اضطراب و دیگر اختلالات خلقی در فرد به وجود بیاید که این علایم با گذشت زمان و در پاسخ به تشخیص ، عود و بهبود بیماری دستخوش تغییر می شوند( رنک ، 2005) . بر پایه نظریه روبرت امید بخشی به بیماران جنبه ای از نقش حرفه ای پرستار به شمار می آید (پونکار ، 1994 )
افراد مبتلا به سرطان در محدوده سني18تا65سال در گذر زمان و به مدد تجربیات دريافتند ، مهمترين عامل مربوط به سلامت روان كه بر كيفيت زندگي آنها اثر داشته است ، اضطراب مي باشد و درصورت داشتن سن بالاي50سال ، سطوح تحصيلي پايين وعدم اشتغال به كار ، كيفيت زندگي بيماران نا مطلوب مي شود ( دیستفان ، 2008) .
از این طرف چنانچه خشم به وجود آمده دربيماران سرطاني ، به درستي ابراز نگردد ، اين امكان وجود دارد كه به درون فرد جهت يابد و منجر به افسردگي ، نا اميدي و تلاش در راستاي خودكشي شود . بسياري ازبيماران سرطاني مبتلا به افسردگي بوده و در سطح تمركز و ميزان توجه خود ، كاهش نشان مي دهند .
به بيان ديگر پيشگيري از بروز اختلالات عاطفي از جمله افسردگي در مبتلايان به سرطان ضروري مي باشد زيرا افسردگي سبب تنزل كيفيت زندگي آنها خواهدشد و مداخله جهت كاهش افسردگي ميتواند به بهبود كيفيت زندگي آنها منجرشود . ( جوور ، 2008) .
مركز تحقيقات رفتاري انجمن سرطان آمريكا با مطالعه739 نفر از اعضاي خانواده هاي بيماران مبتلا به سرطان به این نتیجه رسیدند که ، سطوح بالاي تنشهاي رواني آنان با اختلال در ابعاد عملكرد فيزيكي ، رواني واجتماعي رابطه دارد ( اسپیلرس ،2008). ازسوي ديگر،همين مشكلات گوناگون رواني واجتماعي ، باعث اختلال در روند طبيعي