زنان و دختران پایان نامه ها و مقالات

۱-۱-۳) // درونی
۱)سطح زبانی ۱-۲)سطح لغوی

۱-۳)سطح نحوی

تجزیه وتحلیل در ۲)سطح ادبی
سه سطح

۳)سطح فکری

فصل اوّل
سطح زبانی

۲-۱) سطح زبانی :
کاربرد زبان به عنوان بیانگر فکر و نمایی از شخصیت شاعر در سبک شناسی اهمّیّت ویژه ای دارد؛گستردگی ونقش آفرینی آن توجّه محققان و پژوهشگران را به خود معطوف داشته است ؛احمد سمیعی(گیلانی)در این زمینه می نویسد :
“در حقیقت سبک شناسی به نوع کاربرد زبان علاقه نشان می دهد و از این طریق نحوه بیان معانی را در مرکز توجّه قرار می دهد۲۵ ” سپس می افزاید :
“آنچه اثر شاعر یا هنرمندی را از اثر هر شاعر یا هنرمند دیگر متمایز می سازد همان نحو? بیان معانی است نه صرفاً خود معانی۲۶”
پس زبان،ظرفی است که به معانی شکل می بخشد، شیوه بیان را تنظیم می کند و در سه سطح “آوایی،لغوی و نحوی”قابل بررسی است.

۲ -۱-۱)سطح آوایی یا موسیقایی :
دکتر شفیعی کدکنی ماندگاری هر شعری را منوط “به میزان بهره مندی آن از موسیقی۲۷” می داند؛
غیاثی بر این باور است که:”در روی? آوایی ارزش موسیقی وزن و واژه ها را باید گفت؛ارتباط موسیقی و معنا را باید باز نمود،ارزش قافیه وردیف و رابط? آن را با معنا باید نشان داد۲۸ “. پس سطح آوایی را می توان در سه سطح “موسیقی بیرونی،موسیقی کناری،و موسیقی درونی۲۹” مورد بررسی قرارداد.

۲-۱-۱-۱) موسیقی بیرونی
“موسیقی بیرونی همان وزن عروضی است بر اساس کشش هجاها و تکیه ها۳۰” و منظور از آن ،”جانب عروضی وزن شعر است که بر همه شعرهایی که در یک وزن سروده شده اند ،قابل تطبیق است … و در این قلمرو هیچ شاعری بر شاعری دیگر برتری ندارد مگر به تنوّع اوزان یا به هماهنگی اوزان با تجارب روحی و دیگر جوانب موسیقایی شعرش۳۱ “.
هر زبانی وزنی متناسب باساختار خویش خویش را جهت سرایش اشعارتعیین می کند، تا از هر جهت مناسب با بافت کلامی و شیوه بیان آن زبان باشد. پنچ نوع وزن را برای زبان ها ی اصیل به رسمیّت شناخته‌اند:
“۱- ضربی ۲- کمّی ۳-آهنگی ۴-طنینی ۵- عددی۳۲”
“وزن شعر فارسی از نوع “کمّی و اساس آن مبتنی بر نظم هجاهای بلند وکوتاه از مصراعهای یک شعر است۳۳.”
وزن شعر کردی از نوع ” عددی۳۴” است؛و آن را یکی از اقسام شعرهای “پنچ هجایی قدیم۳۵” معرفی کرده اند؛ که”کمیّت هجا”در آن دخالتی نداردو عدد هجا ها موزونی یا ناموزونی آن را تعیین می کند.
شاهد این گفته شعر شاعری است که حمله مسلمانان را به نظم کشیده است:(هر مصراع ده هجا است)
هورمزطان رِمان، ئاطران کذان هوشان شاردهوه طهظره طهظرهکان

ترجمه :
مسجدها ویران شدند آتش ‌آتشکده ها خاموش شد ،بزرگ بزرگان و فرماندهان خود را مخفی کردند.
زؤرکار ئهرهب کردنه خاثور طهنانه ثالَه بهشی شاره زؤر

ترجمه:
عرب های متجاوز”گه نانه”و”پاله”وروستا هارا تا شهرزور ویران کرده اند.
ذن و کهنیکان وهدیل بهشینا مهردئازا تلینی ذروی ههوی نا

ترجمه :
زنان و دختران به اسیری رفتند و دلیران در خون غلتیدند.
“رهوشتی زهرتوشت مایهوه بی‌کهس بهزی کانیکا هورمزوه هیض کهس۳۶”

ترجمه:
آیین زرتشت تنها ماند،هرمز(اهورامزدا)نسبت به هیچ کس رحم نکرد.
“حافظ” در سرایش اشعارش همانند دیگر شاعران پارسی گو، وزن کمّی را به خدمت گرفته و “محوی” شاعر کرد زبان نیز – برخلاف آن چه تصوّر می شود- اشعار کردی خود را بر وزن “کمّی”بنا نهاده است.
شعر فولکلور کردی مانند زبان اوستایی بر پایه “عددی” (تساوی هجاها) است؛زمانی که از رنگ فولکلوریک خارج می شودو به عنوان زبان رسمی و اشرافی مورد استفاده قرار می گیرد ؛از عروض عربی تقلید می کند و همانند اشعار عربی و فارسی در وزن”کمّی ” سروده می شود.

“بسامد “
بسامد بحر هزج مثمّن سالم در غزلیّات هردو شاعر قابل تأمّل است و می توان علاقه هر دو شاعر را نسبت به این وزن دریافت.
حافظ بیست وهشت غزل را در بحرهای سالم سروده است که بیست و یک غزل آن بحر هزج مثمّن سالم است.
محوی شصت وهشت غزل را در این وزن سروده و این تنها بحر سالمی است که در دیوان او مشهود است .
آنان به دلایل زیر به این وزن بیشتر توجّه داشته اند :
الف : این وزن “دلنشین،شیرین ،آرام و مناسب مضامین آرام بخش یا عاشقانه۳۷ ” است.حافظ و محوی با علم به این ویژگی هزج مثمّن سالم،غزلیّات عاشقانه و آرام بخش خود را در این وزن سروده اند.زیرا”شاعر وزن را بطور طبیعی از نفس موضوع الهام می گیرد و هنگامی که موضوع به خاطرش می رسد،وزن نیز همراه آن است.۳۸” ضمناً حکایت افلاکی در مناقب العارفین،که مولوی بر اثر شنیدن تق تق ضرب زرکوبان به چرخ آمد و صلاح الدّین زرکوب نیز به او پیوست، برای شاد بودن و پر جنبشی و پویایی این وزن گواه است و غزل معروف:
یکی گنجی پدید آمد در آن دکّان زرکوبی زهی صورت،زهی معنی؛زهی خوبی،زهی خوبی۳۹.
ب: هزج در لغت “بمعنای سرود وترانه و آواز با ترنم است … و بحر هزج را بدان جهت به این نام خوانده اند،که
بیشتر آوازها و سروده های اعراب بدین بحر است۴۰.”
از بررسی و مقایسه ۴۹۵ غزل حافظ و ۲۰۷ غزل محوی نتایج زیر به دست آمد:
۱)هشت وزن پر کاربرد را جهت سرودن غزلیّات خویش برگزیده اند. (پیوست شماره ۱ ص۱۴۰)
۲)از به کارگیری اوزان کم کاربرد و نا مطبوع پرهیز کرده اند.
۳) در انتخاب اوزان و هماهنگی آن ها با موضوع دقّت لازم داشته اند.
۴)اختیارات شاعری را به ضرورت به کارگرفته و از تکلّف دوری جسته اند.
۵) اوزان مورد کاربرد،از نوع”اوزان شفاف”هستند:یعنی”وزنهایی که در نخستین برخورد،نظام ایقاعی آن برشنونده یا قرائت کننده به روشنی احساس می شودو نسبت ریاضی و هنری آن ها آشکار است۴۱. “
۶)”به اعتبار استمرار ملایم و خوشاهنگی”که اوزان دارند ،جزو اوزان جویباری محسوب می شوند زیرا ساختار افاعیل عروضی آن ها ،به گونه ای است که رکن های عروضی در آن عیناً تکرار نمی شود۴۲ “.(به جز هزج).
۷)نسبت به کاربرد وزن هزج مثمّن سالم با بسامد بالا تعمّدی داشته اند.
۸)موسیقی شعری آن ها حالت رسمی و اشرافی دارد.

نتیجه :
مولوی،سعدی ،حافظ و شبستری شاعران مورد علاقه محوی هستند که به انحای گوناگون از آنان یا آثارشان نام برده است.”مثنوی معنوی”، و”گلشن راز” با وزن عروضی مشخص بر غزلیّات محوی تأثیری نداشته اند؛در بررسی وزن غزلیّات سعدی هم مشخص شد که محوی از او تأثیر نپذیرفته است.برای نمونه بحرهزج مثّمن سالم در پانصد غزل سعدی سیزده مورد به کار رفته است که در مقایسه با کاربرد این وزن در غزلیّات محوی درصد کمتری است .
با توجّه به پیوست شماره یک(ص۱۴۸ ) محوی در انتخاب اوزان شعری به حافظ توجّه داشته است .
حافظ بیست ویک غزل را بربحر هزج مثمّن سالم بنا نهاده و محوی نیز بیست ویک غزل فارسی را در این وزن سروده است،این کار محوی را نمی توان تصادفی تلقی کرد.کردزبانان وزن هزج مثمّن سالم را از پارسی گویان آموخته اند،زیرا این وزن عروضی در زبان و ادبیّات عرب به صورت مربع سالم کاربرد دارد نه مثمّن سالم. ضمناً تضمین مصراع هایی از غزلیّات حافظ که در این وزن سروده شده است،گواه این تأثیر پذیری است.(جهت اطلاع بیشتربه صص ۵۲.۴۷ و۶۹دیوان محوی ر.ک)

۲-۱ -۱-۲) موسیقی کناری
“منظور از موسیقی کناری عواملی است که در نظام موسیقایی شعر دارای تأثیر است ولی ظهور آن در سراسر بیت قابل مشاهده نیست برعکس موسیقی بیرونی که تجلّی آن در سراسر بیت و مصراع یکسان است و به طور مساوی در همه جا به یک اندازه حضور دارند جلوه های موسیقی کناری بسیار است و آشکارترین نمونه آن ،قافیه وردیف است۴۳.”

قافیه :
قافیه به عنوان “مکمل وزن ویکی از جلوه های آن۴۴” در قوّت بخشی شعر مؤثر است؛علاوه بر ایجاد موسیقی ،به شعر استحکام می بخشد ،نقطه پایان وآغاز شعر را مشخص می کند و در القای مفاهیم از راه آهنگ کلمات دخیل است .
حافظ،مناسب ترین وخوش آهنگ ترین ،قافیه ها را برگزیده است و در پانصد بیت بررسی شده مشخص شد که قافیه های اسمی با کاربرد حدود۸۸درصد دارای بسامد بالایی هستند.
محوی نیز با وسواس خاص، قافیه ها را انتخاب کرده و سعی بر آن داشته است که بهترین هارا گزینش نماید، دربررسی پانصد بیت آن مشخص شد که ۹۱ درصد قافیه های مورد کاربرد او اسم ها هستند.
آنان با قواعد قافیه آشنایی داشته و از امکانات آن به خوبی بهر ه گرفته،وجهت موسیقایی تر کردن کلام خود از ظرفیّت های موسیقی استفاده کرده اند زیرا در شعر “این موسیقی کلمات است که معنی را جهت می دهد۴۵”.
ضمن بررسی اشعار هر دو شاعر موارد ذیل در زمینه قافیه مشهود است :
۱)جهت موسیقایی تر کردن قافیه از حروف ردف استفاده کرده اند؛۴۲درصد غزلیّات حافظ و ۲۸ درصد غزلیّات محوی مردف اند؛
آنان با به کارگیری قافی? مردف،مقیّد،مرکب،موسسه،موسیقی شعر خود را مضاعف کرده اند .
الف: قافیه مردف (هجای قافیه cvc)46
حافظ :
می د مد صبح و کلّه بست سحاب الصّبوح الصّبوح یا اصحاب
(۱۳-۱)
محوی:
ماهی من رِؤذی له رِؤلادا نیقاب شهو مهطهر ههلَبآ له شهرمان ئافتاب
(۴۵-۱)

ترجمه :
اگر یک روز محبوب من نقاب از چهره بر دارد، آفتاب از شرم صورت زیبای او مگر در شب طلوع کند.
حافظ:
دوش با من گفت پنهان ،کاردانی تیز هوش از شما پنهان نشاید کرد سّر می فروش
(۲۸۶-۱)
محوی :
موحهققهق ههر کهرسآ مهسلهکیه حهقق و حهققییه مهنزوور
سولووکی ضؤنهسهر داره، تهریقهی ثیری یه مهنسوور
(۱۲۷-۳)

ترجمه:
بی گمان هر کس سیر و سلوک به سوی حق را بر گزیند و فقط حق را در نظر داشته باشد ، باید در این راه همچون منصور حلّاج جان خود را فدا کند.
حافظ:
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق گرت مدام میّسر شود، زهی توفیق
(۱۹۸-۱)
محوی :
زهمزهم ضیه، به زهمزهمهی ئایات و سهد حهدیس ثا بؤنهوه له شهئنی نیه تینهتی خهبیس
(۹۰-۱)

ترجمه :
کسی که سرشت و نهاد او خبیث و زشت باشد نه تنها با آب زمزم پاک نخواهد شد، بلکه پندهای آیات قرآن و احادیث نیز بر او تاثیری نخواهد داشت .

ب : قافیه مقیده ( هجای قافیه cvcc)
حافظ :
شب وصلست طی شد نامه هجر سلام فیه حتی مطلع الفجر
(۱-۲۵۱)
محوی:
وهک بوَلبوَل، ئهی تؤ تازه طولَم، ثرِبه دلَمه شهوق
وهک قومری، ئهی تؤ سهر و سههی، ثرِ به م
لمه تهوق
(۱۸۳-۱)

ترجمه :
ای معشوق که نوگل تازه رست? منی ، من مانند بلبل ، دلم پر از شوق و شادی است و ای سرو سهی، من مانند قمری طوق عشق را بر گردن دارم .

پ: قافیه مرکب ( هجای قافیه cvcc)

حافظ :
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست
(۵۸-۱)
محوی :
مهئلوفه زهوقی زاهید ئهوهنده به تامی نیسک بیَطانه ماوه شهممی له نهشئهی خیتَامی میسک
(۱۸۸-۱)

ترجمه :
صوفی ظاهر بین آنقدر به خوردن آش عدس خو گرفته است ، که از معنویّات به دور مانده و بینی او بوی خوش را در نمی یابد .

ت: قافیه موسسه دارای الف تاسیس( هجاهای قافیه cv+c vc)
حافظ : دارای جهان نصرت دین خسرو کامل یحیی بن مظفر ملک عالم عادل
(۳۰۴-۱)

محوی :
کهلامیَکه له حیکمهت کهیل و جامیع عهتاکهر ههر یهکه، ههر ئهو شه مانیع
(۱۶۷-۱)

ترجمه:
فرمایش پیامبر اکرم که فرموده است:فقط خدا معطی و مانع است، سخنی پر از راستی و حقیقت است .
۲) آنان با ویژگی های خاصّ صامت ها آشنا بوده و حالت های” امتدادی ، انقطاع و طنین را که حروف روی صامت به کلمه قافیه می بخشد ( زنگ حرف ۴۷) ” به خوبی شناخته اند و با کمک آن ها به القای مفاهیم و تداعی های ذهنی توجّه کرده اند به کاربردن مصوت بلند در واژه قافیه و قرار گرفتن حرف روی هماهنگ با مفهوم موسیقی بیت را دو چندان کرده است .

الف: امتداد حرف روی همراه با مصوت بلند “آ”
حافظ :
الا ای طوطیِ گویای اسرار مبادا خالیت شکّر ز منقار
(۲۴۵-۱)
محوی :
ئهی ئهو کهسه که مهستی غورووری بههاتی کار بهو دهستی زؤره بدرِه ثهرِؤیهک له کاری (ضار)
(۱۲۱-۱)

ترجمه :
ای کسی که که غرور و قدرت ترا مست کرده است؛ با آن قدرت خود چاره ای برای قیصر روس بیندیش که با آن همه قدرت مغلوب ژاپن شد. (تلویحا ً: تو هم روزی شکست خواهی خورد ).
ب: انقطاع حرف روی
حافظ :
اگر شراب خوری جرعه فشان بر خاک از آن گناه که نفعی رسد بغیر چه باک
(۲۹۹-۱)

محوی :
ض خاکآ کهم به سهرما، مامهوه

زنان و دختران پایان نامه ها و مقالات

دیدگاهتان را بنویسید