دانلود پایان نامه درباره
افغانستان، سپتامبر 2001، ایالات متحده پایان نامه ها

اﻳﺮان ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﻳﻚ ﻗﺪرت در ﺣﺎل‬ ‫رﺷﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻳﺮان اﺳﺖ. ﻣﻨﻄﻖ رواﺑﻂ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ در دﻧﻴﺎی اﻣﺮوز ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ وﺟﻮد ﺗﻌﺎﻣﻞ،‬ ‫اﺋﺘﻼف و اﺗﺤﺎد را ﻳﻚ اﻣﺮ ﺿﺮوری ﻣﻲ ﺳﺎزد. دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ اﻣﺮی ﺑﺪون ﻳﻚ ﺳﻴﺎﺳﺖ‬ ‫ﺧﺎرﺟﻲ ﻓﻌﺎل اﻣﻜﺎن ﭘﺬﻳﺮ ﻧﻴﺴﺖ. از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻣﺴﺎﻳﻞ اﻳﺮان ﺑﺎ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﺟﻬﺎﻧﻲ در ارﺗﺒﺎط ﻫﺴﺘﻨﺪ،‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ و اﻓﺰاﻳﺶ داﻣﻨﻪﻫﺎی ﻧﻘﺶ و ﻧﻔﻮذ اﻳﺮان ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ در ﺧﺪﻣﺖ اﻫﺪاف ﺗﻮﺳﻌﻪای‬ ‫و رﻓﻊ ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎی اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻛﺸﻮر ﻗﺮارﮔﻴﺮد.‬ ‫ﻧﻜﺘﻪ ﻣﻬﻢ دﻳﮕﺮ ﻣﻔﻬﻮم ﺗﻌﺎدل ﺑﻴﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ و ﺟﻬﺎنﮔﺮاﻳﻲ )ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﻏﺮب( در‬ ‫ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان اﺳﺖ. اﻳﺮان ﻫﻤﻮاره ﺑﺎ ﭼﺎﻟﺶ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻴﺎن اﻳﻦ دو ﻣﻔﻬﻮم، در ﺳﻴﺎﺳﺖ‬ ‫ﺧﺎرﺟﻲ ﺧﻮد ﻣﻮاﺟﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی اﻓﺰاﻳﺶ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻣﻨﻄﻘﻪ‬ ‫ﺑﻪﺧﺼﻮص ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن ﻣﺴﻠﻤﺎن و ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﺟﻬﺎن ﻋﺮب ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﻌﻀﻲ از دﻳﺪﮔﺎهﻫﺎ ﺗﻘﻮﻳﺖ‬ ‫ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﺷﺮق از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ رواﺑﻂ ﺑﺎ آﺳﻴﺎی ﺟﻨﻮﺑﻲ، آﺳﻴﺎی ﻣﺮﻛﺰی و ﻗﻔﻘﺎز، ﭼﻴﻦ، روﺳﻴﻪ و‬ ‫ﺑﻪﻃﻮر ﻛﻠﻲ آﺳﻴﺎ را ﻧﻴﺰ در ﭼﺎرﭼﻮب ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان در ﻧﻈﺮ‬ ‫ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ. در اﻳﻦ ﭼﺎرﭼﻮب دوﻟﺖ آﻗﺎی اﺣﻤﺪی ﻧﮋاد ﺣﺘﻲ ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل اﻳﺮان در آﻣﺮﻳﻜﺎی‬ ﺟﻨﻮﺑﻲ را ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﺷﺮق و ﻧﻮﻋﻲ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ در ﻧﻈﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮد. در‬ ‫ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ دﻳﺪﮔﺎه ﺟﻬﺎنﮔﺮاﻳﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﻗﺮار دارد ﻛﻪ در اﺻﻞ ارﺗﺒﺎط‬ ‫ﺑﺎ ﻏﺮب را ﻳﻚ ﺿﺮورت و ﻣﺤﻮر ﻳﻚ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ﻋﻤﻞ ﮔﺮا در ﻧﻈﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮد‬ .‫(8-7 .‪ 2009 pp,) ‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
از اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه ﻏﺮب (آﻣﺮﻳﻜﺎ) ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪه اﺻﻠﻲ ﺛﺮوت و ﻗﺪرت در ﺟﻬﺎن اﺳﺖ‬ ‫و اﻳﺮان ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻗﺪرت ﻣﻨﻄﻘﻪای و ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻧﻮﻇﻬﻮر ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺮای دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ‬ ‫ﻧﻘﺶﻫﺎی ﻣﻬﻢ ﺳﻴﺎﺳﻲ– اﻣﻨﻴﺘﻲ در ﻣﻨﻄﻘﻪ و در ﺟﻬﺎن و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژی و ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﻫﺎی ﻏﺮﺑﻲ‬ ‫ﺑﺮای ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی در ﺣﺎل رﺷﺪ ﺧﻮد دارد.‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫‫اﻓﺰاﻳﺶ اﻫﻤﻴﺖ ﻧﻘﺶ اﻳﺮان ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻦ اﻳﺮان در ﻳﻚ ﻣﺤﻴﻂ ﺳﻴﺎﺳﻲ– اﻣﻨﻴﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ‬ ‫ﺑﺮای ﻧﻈﺎم ﺟﻬﺎﻧﻲ دارای اﻫﻤﻴﺖ ﺣﻴﺎﺗﻲ اﺳﺖ. ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺗﺮورﻳﺴﻢ اﻟﻘﺎﻋﺪه و ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از‬ ‫ﮔﺴﺘﺮش ﺗﺴﻠﻴﺤﺎت ﻛﺸﺘﺎر ﺟﻤﻌﻲ و ﺣﻞ ﺑﺤﺮانﻫﺎی ﻣﻨﻄﻘﻪای در اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن، ﻋﺮاق،‬ ‫ﻟﺒﻨﺎن و ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ ﻣﺴﺎﺋﻠﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺳﺮﺗﻴﺘﺮﻫﺎی اﺻﻠﻲ اﻣﻨﻴﺖ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ‬ ‫ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ) ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان در ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﻬﻤﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ‬ ‫ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ اﺛﺮﮔﺬار اﺳﺖ. در اﺻﻞ ﺑﺎزﻳﮕﺮی ﺑﺎﻻی اﻳﺮان در ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ‬ ‫ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺴﺘﻪای و ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﭼﺮﺧﻪ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺳﻮﺧﺖ ﻫﺴﺘﻪای زﻣﻴﻨﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮﻫﺎی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ‬ ‫اﻳﺮان و آﻣﺮﻳﻜﺎ و ﻣﺬاﻛﺮات اﺣﺘﻤﺎﻟﻲ ﺑﻴﻦ دو ﻃﺮف از ﻣﻮﺿﻊ ﺑﺮاﺑﺮ ﺳﻴﺎﺳﻲ در ﻣﻨﻄﻘﻪ را ﻓﺮاﻫﻢ‬ ‫ﻛﺮده اﺳﺖ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﺑﻌﻀﻲ از دﻳﺪﮔﺎهﻫﺎ در اﻳﺮان ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮان از آن ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺳﻨﺘﻲ ﻳﺎد ﻛﺮد،‬ ‫ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺣﻀﻮر ﺑﻴﺶ از اﻧﺪازه اﻳﺮان در ﻣﺴﺎﻳﻞ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﺑﻪﺧﺼﻮص ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻬﺎن ﻋﺮب از‬ ‫ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ و ﻟﺒﻨﺎن ﺗﻨﺶزا ﺑﻮده و ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﺟﺪی ﺳﻴﺎﺳﻲ در رواﺑﻂ اﻳﺮان ﺑﺎ‬ ‫ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺟﻬﺎن ﻏﺮب ﺑﻪﺧﺼﻮص آﻣﺮﻳﻜﺎ دارد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ اﻳﺮان ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻴﺶ از اﻧﺪازه ﺑﺮ‬ ‫ﻣﻨﻄﻘﻪ ﮔﺮاﻳﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ‫ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻛﻨﺪ. ﻣﺤﻮر دﻳﺪﮔﺎه ﻓﻮق، ﺗﻘﻮﻳﺖ روﻳﻜﺮد ﺗﻮﺳﻌﻪای در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ، ﺑﺎ‬ ‫ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ ﺣﺴﺎس اﻳﺮان اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﻓﺮﺻﺖﻫﺎ و ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی زﻳﺎدی را ﺑﺮای ﻣﻨﺎﻓﻊ‬ ‫ﻣﻠﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﻣﻲآورد. ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﺮان ﺗﻨﻬﺎ ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل در ﻣﺤﻴﻂ ﻓﻮری‬ ‫اﻣﻨﻴﺘﻲ ﺧﻮد در ﺳﻄﺢ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. درﻣﻘﺎﺑﻞ، ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺎ روﻳﻜﺮدی ﺳﻴﺎﺳﻲ–‬ ‫اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻗﺮار دارد ﻛﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ اﻳﺮان ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻓﻮری اﻣﻨﻴﺘﻲ ﺧﻮد،‬ ‫در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻏﻴﺮ ﻓﻮری اﻣﻨﻴﺘﻲ ﺧﻮد از ﺟﻤﻠﻪ ﺧﺎورﻧﺰدﻳﻚ (ﻟﺒﻨﺎن، ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ) ﻧﻴﺰ ﺣﻀﻮری ﻓﻌﺎل و‬ ‫ﺗﺄﺛﻴﺮ ﮔﺬار داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و از داﻣﻨﻪﻫﺎی ﻧﻘﺶ و ﻧﻔﻮذ ﺧﻮد ﺑﺮای رﻓﻊ ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎی اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻧﺎﺷﻲ از‬ ‫آﻣﺮﻳﻜﺎ و اﺳﺮاﻳﻴﻞ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺣﻔﻆ ﻣﻨﺎﻓﻊ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﺧﻮد در ﻣﻨﻄﻘﻪ و در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻗﺪرتﻫﺎی‬ ‫ﺑﺰرگ اﺳﺘﻔﺎده ﻛ
ﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﺑﻴﻦ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی، اﻣﻨﻴﺖ و ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ ﺧﻮد‬ ‫ﺗﻌﺎدل اﻳﺠﺎدﻛﻨﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺣﻔﻆ‬ ‫ﺗﻌﺎدل ﺑﻴﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺳﻨﺘﻲ و ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺎﺷﺪ. اﻳﺮان ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻗﺪرت در ﺣﺎل‬ ‫ﻇﻬﻮر ﺟﻬﺎﻧﻲ )ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺗﺮﻛﻴﻪ و ﻫﻨﺪ( ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻳﻚ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ﻓﻌﺎل ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ اﺋﺘﻼفﻫﺎ و‬ ‫اﺗﺤﺎدﻫﺎ در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻬﺎن ﺑﻪﺧﺼﻮص ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ دارد. از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ﻳﻚ ﻗﺪرت‬ ‫ﻣﺪﻋﻲ ﻣﻨﻄﻘﻪای و ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی و ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ روﻳﻜ ﺮدﻫﺎی ﻫﻤﮕﺮاﻳﺎﻧﻪ ﺑﺎ اﻗﺘﺼﺎد‬ ‫ﻣﻨﻄﻘﻪای و ﺟﻬﺎﻧﻲ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ وﻳﮋﮔﻲ ﻳﻚ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ﻓﻌﺎل ﺗﻮﺟﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﻪ‬ ‫روﻳﻜﺮدﻫﺎی اﻣﻨﻴﺘﻲ- ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﺗﻮﺳﻌﻪای در ﻣﻨﺎﻃﻖ اﻃﺮاف اﺳﺖ. ﺗﺮدﻳﺪی ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ از ﻣﻴﺎن‬ ‫ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﻬﻢ اﻃﺮاف اﻳﺮان در ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ، ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس دارای اﻫﻤﻴﺖ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﺑﺮای ﺗﻮﺳﻌﻪ،‬ ‫اﻣﻨﻴﺖ و ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ اﻳﺮان اﺳﺖ و ﺑﺎﻳﺪ در رأس ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان
ﻗﺮار ﮔﻴﺮد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس راه اﺻﻠﻲ ارﺗﺒﺎﻃﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ ﺟﻬﺎن آزاد، ﺻﺪور اﻧﺮژی و واردات ﻛﺎﻻ و در ﻧﻬﺎﻳﺖ‬ ‫اﻣﻨﻴﺖ اﻧﺮژی و ﻧﻘﻄﻪ اﺗﺼﺎل ﺑﻪ آﺳﻴﺎی ﺟﻨﻮﺑﻲ و ﺷﺮﻗﻲ اﺳﺖ. از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل در‬ ‫ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس، ﻋﺮاق و ﺟﻬﺎن ﻋﺮب ﺑﻪ اﻳﺮان ﻗﺪرت ﺑﺎزﻳﮕﺮی ﺑﺎﻻ در‬ ‫ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﻨﻄﻘﻪای و در رواﺑﻂ ﺑﺎ ﻗﺪرتﻫﺎی ﺑﺰرگ ﻣﻲدﻫﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

2-7- موقعیت ژئوپلتیکی افغانستان
 افغانستان به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی ممتاز، از لحاظ همسایگی  ومجاورت با کشورها ورقبای دیروز وامروز آمریکا از اهمیت بسزایی برخوردار است . آمریکا به خوبی توانست مهره ای همچون افغانستان را انتخاب کند که علاوه برشرایط موجود دراین کشور ، موقعیت ژئوپلیتیکی ومرزهای آن را نیز بررسی نماید وبه خوبی دریافت که با تسلط برافغانستان می تواند نفوذ وکنترل خود را در کشورهای ایران – روسیه وچین اعمال نماید واین گونه مرزهای خود را دراین سرزمین بگستراند .

2-8- جایگاه افغانستان در نظریات ژئوپولیتیک
افغانستان به عنوان سرزمینی محصور در خشکی مکمل جغرافیایی راهبردی همسایگانش است واصولا” کشوری که دارای موقعیت راهبردی باشد به ناچار بخشی از راهبرد های نظامی به شمارمی رود افغانستان نیز از این پتانسیل برخوردار بوده است بدین ترتیب جاذبه های ژئوپلیتیکی افغانستان توجه ابرقدرتها را از گذشته تا به حال به همراه داشته است اهمیت افغانستان که در قرون 18و19 با رقابت شدید بین روسیه وبریتانیا اوج گرفت را می توان در تئوری قدرت دریایی ماهان مورد بررسی قرارداد . در آن زمان دسترسی هرچه بیشتر به آبهای آزاد وتنگه ها در قدرت کشورها نقش بسزایی داشت . روس ها در آرزوی دسترسی به آبهای گرم مترصد فرصتی بودند که به آب های خلیج فارس واقیانوس هند دست یابند واز طرفی بریتانیا در تلاش بود با جلوگیری از رسیدن روسها به آبهای گرم تسلط خود رابر آبهای منطقه تداوم بخشند بنابراین افغانستان به صحنه رقابت دو رقیب تبدیل شده بود
امروزه نیز افغانستان درتئوری ماهان از اهمیت ویژه ای برخوداراست چون قدرت ها به واسطه حضور در اقیانوس هند وخلیج فارس می توانند بر بخش اعظم انرژی دنیا نظارت داشته باشند لذا در تئوری ماهان به تنها از اهمیت افغانستان کم نشده است بلکه به دلیل افزایش نقش انرژی این اهمیت بیشتر هم شده است .
با ظهور ایالات متحده به عنوان قدرت جدید به خصوص دردوران جنگ سرد اهمیت افغانستان بیشتر از منظر تئوری هارتلند مکیندر وریملند اسپایکمن قابل بررسی می باشد در اوج رقابت آمریکا وشوروی از لحاظ ژئواستراتژیک ، افغانستان به دلیل واقع شدن در هارتلند مورد توجه دو قدرت شوروی وآمریکا واقع شد . با طرح تئوری ریملند اسپایکمن آمریکا درصدد بود با تسخیر مناطق ریملند  ، شوروی را در تنگنای بیشتر قرار دهد ونقش افغانستان مضاعف شد. وبا واقع شدن افغانستان در تئوری های هارتلند وریملند پس از جنگ جهانی و بالاخص دوران جنگ سرد این کشور نقش مهمی در سیاست کشورهای  قدرتمند بازی می کرد . با فروپاشی شوروی وپایان جنگ سرد گفتمان نظامی وموقعیت ژئوپلتیکی جای خود رابه گفتمان اقتصادی وموقعیت ژئواکونومیک داد. ملاک قدرت در قرن بیست ویکم توانمندی اقتصادی در سطح بین المللی است وبه همین جهت خاورمیانه وبه ویژه خلیج فارس ودریای خزربه دلیل داشتن این توانمندی از مناطق مهم ژئواستراتژیک  وژئواکونومیک خواهند بود وباز هم افغانستان به دلیل مجاورت با بیضی استراتژیک وهمسایگی با کشور ایران مرکز هارتلند جدید براهمیت آن افزوده شد . امروزه با اهمیت یافتن منابع انرژی هارتلند انرژی  ، افغانستان می تواند اهمیت خود را در سیاستهای جهانی بیشتر نشان دهد.( فصلنامه علمی پژوهشی جغرافیایی انسانی، 1389)

2-9- حادثه 11 سپتامبر و واکنش ایالات متحده
حوادث 11سپتامبرنقطه عطفی در سیاست خارجی
امریکاوروابط بین الملل بود این رویداد در حالی شکل گرفت که سیاست خارجی ایالات متحده  در سردرگمی وابهام تئوریک به سر می برد چرا که با فروپاشی شوروی وازبین رفتن رقیب ومواجهه شدن با دنیای تک قطبی ،ایالات متحده پابه عرصه جدیدی گذاشت که در آن به عنوان یک هژمون پدیدار گشت وهیچ گونه دشمن مشخص ورقیب همترازی وجود نداشت که ایالات متحده وسیاستمداران آن بتوانند خط مشی ها وتئوری های خود را در قبال آن ارائه دهند. آمریکا دچار بحران تئوریک در عرصه سیاست خارجی خود شده بود ومترصد فرصتی  بود که این بحران را پشت سرگذاردودر دنیای تک قطبی جدید به عنوان هژمون این دنیا یکه تازی کند.
این دوران وخلا تئوریک ایالات متحده یک دهه به طول انجامید ،دورانی که با فروپاشی اتحادجماهیرشوروی به عنوان تنها رقیب ایالات متحده درسال 1990شروع وتاسال2001که حادثه 11سپتامبربه وقوع پیوست به
طول انجامید.
ماجرای 11سپتامبر 2001 نقطه شروع حوادث متعددی بود که یکی پس از دیگری به وقوع پیوست این نقطه تاریخی برای آمریکافرصت های تازه وبی نظیری رابه ارمغان آورد که از طریق آن بتواند نظم نوین جهانی را تعریف کند ونظام بین المللی وروابط آن را دستخوش تغییر وتحولات شگرفی نماید .
با وقوع حملات11اسپتامبر در اولین ساعات پس از آن سیاستمداران آمریکا آن حملات رابه القاعده و بن لادن نسبت دادند واز همان ساعات اولیه از حمله به القاعده وگروههای تروریستی سخن راندند که این سخنان آغاز گرمبارزه ای وسیع ،در زمانی نامحدود وقلمروای نامشخص به نام مبارزه با ترورسیم بود . اینک زمان آن فرا رسیده بود که تئوریسن ها ونظریه پردازان آمریکایی با نظریات جدید نظم نوین جهانی رابه نفع خود ودر خدمت منافع ملی خود تعریف نمایند واز حادثه 11سپتامبر که ساخته وپرداخته هر گروه واندیشه ای که بود بیشترین بهره لازم را برای پیشبرد اهداف هژمونی گری خود ببرند.
پس از پایان یافتن جنگ سرد عصر بازدارندگی ،به پایان رسید وبا فرصت ایجادشده متعاقب حوادث 11سپتامبر نظریه پردازان به جستجوی نظریه ای نوین بودند که دراین راستا دکترین بوش ونظریه حمله پیش دستانه مقبول افتاد و راهگشای قرن 20 وهژمونی  گری آمریکا گردید . روز11سپتامبربرای آمریکائیان یک روز استثنایی وفراموش نشدنی در تاریخ آمریکا بود دراین روز آمریکا به گونه ای مورد حمله قرار گرفت که همه آمریکائیان را در بهت فرو برد ، حمله از درون به اهداف تعیین شده چیزی که هرگز تصورش راهم نمی کردند.
11سپتامبر 2001 در ایالات  متحده آمریکا سلسله حوادثی اتفاق افتاد که ویرانی دو برج  110 طبقه ای مرکز تجارت جهانی و وارد کردن 400 میلیارد دلار خسارت مادی ومرگ دلخراش هزاران انسان بی گناه رابه همراه داشت حادثه ای که جهان تا به حال عملیاتی بدین پیچیدگی  وبزرگ رابه خود ندیده بود .(تمنا، 1385: 14)
بی مانند بودن این حملات در نوع اهدافی بود که طراحان آن برگزیده بودند زیرا اهداف تعیین شده دارای ارزشی بسیار بالا واز نهادهای یک کشور بوده است .دراین برج ها روزانه 40 هزار نفرمشغول به کار بودند وهر روز 150

دانلود پایان نامه درباره
افغانستان، سپتامبر 2001، ایالات متحده پایان نامه ها
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید