حسابداری مدیریت، سود مورد انتظار پایان نامه ها و مقالات

با ساعات کار مستقیم برای هر یک از محصولات و سفارشها دارد. مدارک مربوط به ثبت اوقات کارکنان باید به گونه‌ای طراحی شود که اطلاعات اضافی مورد نیاز برای بکارگیری این روش را فراهم آورد استفاده از این روش تنها هنگامی قابل توجیه است که بین ساعات کار مستقیم به عنوان مبنای جذب هزینه‌های سربار ساخت رابطه قوی وجود داشته باشد، مادام که کار و فعالیت کارکنان عامل اصلی تولید است ساعات کار مستقیم مبنای قابل قبولی برای جذب هزینه‌های سربار ساخت محسوب می‌شود اما اگر در دوایر تولیدی منحصراً از ماشین آلات استفاده شود مبنا قرار دادن ساعات کار مستقیم برای جذب هزینه‌های سربار می‌تواند به هزینه‌یابی غیرمنطقی منجر شود.

۶-۶-۱۲-۲ ساعات کار ماشین آلات به عنوان مبنا:
هنگامی که ماشین آلات نقش اساسی در تولید محصولات دارند ساعات کار ماشین‌آلات می‌تواند مناسب‌ترین مبنا برای جذب هزینه‌های سربار ساخت به محصولات و سفارشها قلمداد شود زیرا در چنین وضعیتهایی بخش عمده هزینه‌های سربار ساخت شامل استهلاک ماشین‌آلات، برق مصرفی ماشین‌آلات، نگهداشت ماشین‌آلات و نظایر آنها به نحوی با زمان مرتبط است و مبنای ساعات کار ماشین‌آلات نیز مبتنی بر زمان است به همین دلیل در شرایط کنونی این مبنا در مقایسه با مبنای ساعات کار مستقیم کاربرد وسیع‌تری دارد.
این روش مبتنی بر زمان لازم برای انجام عملیات مشابه توسط یک ماشین یا گروهی از ماشین‌آلات است جمع ساعات کار ماشینها که انتظار می‌رود در یک دوره معین بکار گرفته شود برآورد و نرخ جذب هزینه‌ها به شرح زیر است:

۱۰۰ × = نرخ جذب هزینه‌های سربار برمبنای ساعات کار ماشین‌آلات

چنانچه در یک دایره ماشین‌آلات گوناگون وجود داشته باشد برای برآورد ساعات کار ماشین‌آلات از میانگین موزون ساعات کار ماشین‌آلات استفاده می‌شود.
مبنای ساعات کار ماشین‌آلات برای جذب سربار مستلزم انجام کارهای دفتری خاصی است زیرا سیستم گزارشگری باید به گونه‌ای طرح‌ریزی شود که از گردآوری صحیح اطلاعات مرتبط با ساعات کارکرد ماشین‌آلات به منظور جذب هزینه‌های سربار ساخت اطمینان حاصل شود.

۷-۶-۱۲-۲ فعالیت بعنوان مبنا:
گروهی از هزینه‌های سربار ممکن است با فعالیتهای مشخص مرتبط و همبسته باشند به نحوی که هیچ یک از مبانی جذب سربار را که در صفحات قبل توصیف شد نتوان به تنهایی موجد و موجب وقوع آنها دانست هرقدر که پیچیدگی تولید و تنوع محصولات تولیدی بیشتر باشد تعداد فعالیتها و عملیاتی که صرف ساخت محصول می‌شود بیشتر است رویکرد مبنای فعالیت بر این واقعیت تمرکز دارد که برخی از هزینه‌های عمده سربار ساخت ممکن است ارتباطی با حجم و مقدار تولید و عملیات نداشته باشد و با توجه به این مسأله استفاده از مبنای مبتنی بر حجم برای جذب سربار ساخت می‌تواند به هزینه‌یابی نادرست منجر شود این رویکرد مبتنی بر فعالیتها برای تخصیص هزینه‌های سربار ساخت را اصطلاحاً هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت(ABC) گویند.
با توجه به موضوع تحقیق لازم است که جزئیات و مطالب مربوط به هزینه‌‌یابی برمبنای فعالیت تشریح گردد که در ادامه صفحات بعدی به توضیح پیرامون این سیستم نوین هزینه‌یابی بطور مفصل پرداخته خواهد شد.

۷-۱۲-۲ هزینه‌یابی برمبنای فعالیت (ABC)
قبل از آنکه بتوان هزینه‌یابی برمبنای فعالیت را بطور اثربخشی تشریح کرد و منطق و تفاوتهای اصلی آن با رویکردهای سنتی را درک نمود فرض اساسی هزینه‌یابی برمبنای فعالیت این موضوع است که علت هزینه فعالیتهاست و محصولات مصرف کننده فعالیتها هستند. هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت یک روش حسابداری بهای تمام شده است که برای تخصیص هزینه‌ها به موضوعات هزینه برمبنای فعالیت مورد استفاده قرار می‌گیرد، این رویکرد و ارتباط عملی بین عوامل ایجاد هزینه، منابع و فعالیتها را شناسایی می‌کنند. هزینه‌یابی برمبنای فعالیت یکی از مفاهیم جدید و توسعه یافته در تحلیل و کنترل هزینه‌های سربار است و مبتنی بر این تفکر است که استفاده از مبانی یگانه، اعم از ساعات کار مستقیم یا ساعات کار ماشین و غیره، برای جذب هزینه‌های سربار، علت رخداد هزینه‌های سربار را به نحو صحیح انعکاس نمی‌دهد. در هزینه‌یابی برمبنای فعالیت کلیه فعالیتها به خاطر شناسایی این که چه عواملی باعث وقوع هزینه‌ها می‌گردد یا به بیان دیگر علل افزایش هزینه‌ها چیست تحلیل می‌شوند.
هزینه‌یابی برمبنای فعالیت به منظور یافتن فعالیتهای عادی ساختار گزارشگری سنتی را در هم می‌ریزد. در هزینه‌یابی برمبنای فعالیت از تخصیص هزینه‌های سربار براساس حجم احتراز می‌شود و به جای آن سربار با توجه به اقداماتی که موجب وقوع آن شده تسهیم می‌شود.

۸-۱۲-۲ فنون و تکنیکهای حسابداری مدیریت:
در این قسمت به معرفی فنون و تکنیکهای متداول حسابداری مدیریت می‌پردازیم و سعی می‌کنیم که از میان این فنون، آنهایی را که می‌تواند با تحقیق حاضر رابطه داشته باشد تشریح کنیم.

۱-۸-۱۲-۲ تکنیکهای کمی:
۱ـ هزینه‌یابی برمبنای هدف
۲ـ هزینه‌یابی محصول بر مبنای فعالیت (ABC)
۳ـ بودجه‌بندی برمبنای فعالیت (ABB) به جای بودجه‌بندی سنتی
۴ـ کنترل موجودی و تعیین میزان هربار سفارش (EOQ)
۵ـ تحلیل نسبتها و ارزیابی طرح‌های سرمایه‌گذاری.
۶ـ حسابدا
ری سنجش مسئولیت.

۲-۸-۱۲-۲ تکنیکهای کیفی:
تحلیل و انعکاس هزینه‌های کیفیت (COQ).
۲ـ تعیین و انعکاس ارزش سرمایه فکری.
۳ـ تعیین و تحلیل ارزش آفرینی برای سهامداران (SVA).

۱۳-۲ هزینه‌یابی برمبنای هدف (TC):
با ظهور تجارت متقابل در دهکده جهانی شرکتها با رقابتی روبه‌رشد در تعامل هستند، برای ارائه فعالیت در چنین شرایطی باید محصولاتی را تولید کنند که ضمن برخورداری از کیفیت و کارایی قابل قبول برای مشتریان از سودآوری مطلوبی نیز برخوردار باشد یکی از راههای تضمین سودآوری مناسب محصولات بکارگیری سیستم هزینه‌یابی برمبنای هدف می‌باشد. این نوع هزینه‌یابی از سال ۱۹۶۰ در ژاپن مطرح شد و پس از ارائه قابلیتهای خود، از سال ۱۹۹۰ در اروپا مطرح گردید و استقبال خوبی را به دنبال داشت در این سیستم هزینه‌یابی به تعیین هزینه‌ای که یک محصول خاص به کارکردها و کیفیت معین تولید شود بپردازد. هزینه‌یابی برمبنای هدف علاوه بر این که مهمترین ابزار مدیریت هزینه محسوب می‌گردد می‌تواند وسیله‌ای برای مدیریت سودمند باشد به بیان دیگر، هزینه‌یابی برمبنای هدف به عنوان یک ابزار اساسی و کارآمد مدیریت جهت مدیریت هزینه و کاهش بهای تمام شده محصولات، تمرکز خود را بر مرحله طراحی محصول قرار می‌دهد در این تکنیک براساس تحقیقات بازار، قیمت فروش محصولات پیش از شروع فرآیند تولیدی برآورد می‌شود و سپس کوشش می‌شود محصولی با بهای تمام شده از پیش تعیین شده طراحی و تولید گردد که بتواند سود مورد نیاز مدیریت را تامین کند در عین حال که از کیفیت مطلوب و شرایط رقابتی برخوردار است در این میان مشکل طراحان محصول این است که محصولی را طراحی کنند که نه تنها رضایت مشتریان را فراهم سازد بلکه با هزینه‌یابی هدف نیز همخوانی داشته باشد. حسابداران در این نظام جایگاه مهم و ویژه‌ای دارند، آنها می‌بایست در این فرآیند هزینه‌یابی به تعیین و برآورد قیمت فروش هدف و حاشیه سود هدف، مناسب با هزینه‌های هدف اقدام نمایند.
۱-۱۳-۲ توضیح تکنیک هزینه‌یابی بر مبنای هدف:
در این تکنیک طبق مدل ذیل، حاشیه سود برمبنای اهداف بلندمدت و استراتژیک سازمان توسعه حسابداری مدیریت تعیین شده و همچنین هر محصول با خط تولید باید حداقل حاشیه سود هدف را بدست آورد و برای هر محصول معین یک قیمت فروش هدف با استفاده از فنون گوناگون برآورد فروش تعیین گردد.
هزینه‌یابی برمبنای هدف عملاً یک سیستم تخصیص هزینه دو مرحله‌ای است در مرحله نخست هزینه سربار به مراکز فعالیت (مراکز هزینه) که منشأ مصرف منابع در کارخانه هستند، یعنی دوایر خدماتی و تولیدی کوچکتر تخصیص داده می‌شود و در مرحله بعد به واحدهای بزرگتر تخصیص می‌یابد. تنها تفاوت این روش با روشهای سنتی در این است که در روش جدید مراکز فعالیت بیشتری شناسائی شده و کار محاسبه و تسهیم اولیه هزینه‌ها پیچیده گردیده و مسلماً دقیق‌تر است. نکته مهم این است که در مراکز هزینه بعنوان فعالیتهای مختلف درنظر گرفته و نامگذاری می‌شود مانند واحد آماده‌سازی ماشین‌آلات، راه‌اندازی ماشین‌آلات، استقرار ماشین‌آلات، تنظیم ماشین‌آلات، درخواست خرید، سفارش خرید، درخواست مواد، بازرسی و کنترل کیفی مواد، تحویل گرفتن مواد، کنترل کیفی کالای در جریان ساخت، کنترل نهایی محصول و غیره.

۲-۱۳-۲ مدل حاشیه سود بر مبنای هدف:

شکل ۸-۲
فرایند هزینه‌یابی برمبنای هدف شامل بخشهای زیر است.
ـ هزینه‌یابی مبتنی بر بازار
ـ هزینه‌یابی در سطح محصول
ـ هزینه‌یابی در سطح قطعات متشکر محصول (BOM)

شکل ۹-۲
از بین سه نوع رویکرد فوق به جهت فراگیر بودن و اهمیت هزینه‌یابی برمبنای بازار توضیح داده می‌شود:

۳-۱۳-۲ هزینه‌یابی مبتنی بر بازار:
هزینه‌یابی مبتنی بر بازار، برمشتری و نیازهای او متمرکز شده است و لذا اطلاعات مرتبط با نیازهای مشتری برای ایجاد فشار بر طراحان محصول و تأمین‌کنندگان قطعات جهت برآوردن این نیازها در محیطی رقابتی استفاده می‌شود. هزینه‌یابی مبتنی بر بازار را می‌توان به پنج گام تقسیم کرد.
۱ـ تعیین فروش بلندمدت و اهداف سود
۲ـ ساخت‌دهی به خطوط تولید
۳ـ تعیین قیمت فروش
۴ـ تعیین حاشیه سود
۵ـ تعیین بهای تمام شده مجاز.
۱-۳-۱۳-۲ گام اول: تعیین فروش بلندمدت و اهداف سود:
هزینه یابی برمبنای هدف با فروش بلندمدت و اهداف سود شرکت آغاز می‌شود عمده‌ترین هدف هزینه‌یابی برمبنای هدف ایجاد اطمینان از این است که هر محصول در طول زمان تولید خود اهداف بلندمدت سود شرکت را تامین می‌کند، اعتبار برنامه بلندمدت در به‌کارگیری نظام هزینه‌یابی هدف بسیار مهم است این اعتبار در سه شرط عمده بدست می‌آید:
شرط اول: برنامه باید واقع‌بینانه و به دور از هدف بسیار خوشبینانه و بالا باشد یعنی اگر برنامه‌های خوشبینانه و غیرقابل دست یافتنی لحاظ شود حجم فروش هدف و حاشیه سود غیرواقعی خواهد بود.
شرط دوم: قدرت و سلامت برنامه آزمایش شود، برنامه‌هایی که بر موفقیت یک محصول متکی هستند از قدرت کمتری نسبت به برنامه‌هایی که به چند محصول متکی هستند برخوردار هستند.
شرط دوم: برنامه بلند مدت باید مورد تجزیه و تحلیل دقیق توسط حسابداران مدیریت قرار گیرد.

۲-۳-۱۳-۲ گام دوم: ساخت‌دهی خط تولید:
یکی از کمکهای حسابد
اران مدیریت به مهندسین خط تولید در بنگاههای اقتصادی این است که آیا می‌توان محصول جدیدی به فرآیند تولید فعلی اضافه کرد یا نه، یا این که باید تولید محصول را متوقف کرد، این همان ساخت‌دهی خط تولید است. داشتن محصولات متنوع و زیاد در خط تولید دارای دو عیب است:
اول این که ممکن است مشتریان شرکت با داشتن گزینه‌های زیاد و متنوع برای انتخاب دچار سردرگمی شوند و دوم اینکه هزینه توسعه محصولات بسیار بالا خواهند شد و محصولات به هدف سودآوری خود نخواهند رسید. از طرفی عیبی که از وجود محصولات بسیار کم در یک خط تولید وجود دارد این است که مشتریان از محصولات شرکت ناراضی خواهند شد و به رقیبان شرکت مراجعه می‌کنند حال حسابداری مدیریت با بکارگیری تکنیک هزینه‌یابی برمبنای هدف به دو روش به این ساختار کمک می‌کند.
۱ـ هر محصول به طور منفرد برای سودآوری خود و سهم خود مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد و بازده مورد نظر آن مورد بررسی قرار داده می‌شود.
۲ـ میزان کیفیت و کارکرد محصول مورد نظر، مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

۳-۳-۱۳-۲ گام سوم: قیمت‌گذاری محصول برمبنای هدف:
یکی از مهمترین و جالبترین فعالیتهای مدیریت، تصمیم‌گیری در مورد تعیین قیمتهای فروش محصول یا خدمات است این تصمیمات برمبنای اطلاعات حسابداری مدیریت می‌باشد عملیات قیمت‌گذاری معمولاً مفصل‌تر از آن است که در بدو امر به نظر می‌رسد، مدیران برای قیمت‌گذاری و تعیین توان سودآوری نسبی محصولات یا خدمات خود بطور مستمر تصمیم‌گیری می‌کنند ولی برای این امر می‌بایست مجموعه عوامل داخلی و خارجی را مدنظر قرار دهند حتی مؤسسات و سازمانهای غیرانتفاعی نیز برای خدمات ارائه شده، قیمت تعیین می‌کنند برای حصول اطمینان از این که قیمتهای فروش منعکس کننده بهای تمام شده جاری، وضعیت بازار و فعالیتهای رقبای تجاریست لازم است که این قیمتها بطور مستمر مورد ارزیابی و تجدیدنظر قرار گیرد.
۱-۳-۳-۱۳-۲ عوامل موثر در قیمت‌گذاری:
تصمیمات قیمت‌گذاری شاید تحت تاثیر عوامل درون سازمانی مانند اقلام بهای تمام شده و سود مورد انتظار و عوامل برون سازمانی مانند محصولات رقبا یا سیاستهای دولتی و غیره باشد برخی از این عوامل تاثیرگذار در قیمت‌گذاری عبارتند از: ـ اقلام بهای تمام شده ـ سود مورد انتظار و فروش مورد انتظار ـ نوع محصولات یا خدمات ـ نوع صنعت ـ شهرت یا اعتبار واحد تجاری ـ نوع بازار ـ فعالیتهای رقبای تجاری ـ خط مشی دولت ـ روشهای مدیریت ـ روند عمومی اقتصاد
۲-۳-۳-۱۳-۲ سایر عوامل:
از میانی این عوامل معمولاً هزینه‌ها، مشتریان و رقبا، بیشترین تأثیر را روی قیمت می‌گذارند و تصمیمات قیمت‌گذاری با ایجاد یک تعادل بین عوامل یاد شده اتخاذ می‌گردد.
قیمت‌گذاری برمبنای هدف به

حسابداری مدیریت، سود مورد انتظار پایان نامه ها و مقالات

دیدگاهتان را بنویسید