متوسط،3              زیاد،4                   خیلی زیاد ،5

نمرات بالا در این مقیاس نشانه تعارض و استفاده بیشتر از راهبردهای مطروحه به منظور کاهش تعارضات می باشد(ثنایی ،1379) .

دامنه نمرات برای هر مقیاس بین 5 تا 25 می باشد. نمره 5 نشان می دهد که تعارضی در رابطه در آن خرده مقیاس وجود ندارد ونمره 25 بیشترین تعارض را نشان می دهد. همچنین دامنه نمرات برای کل آزمون بین 15 تا 75 می باشد. نمره 15 نشان می دهد که تعارضی در رابطه وجود ندارد و نمره 75بیشترین تعارض را نشان می دهد(ثنایی ،1379) .

 

یافته های پژوهش:

یافته های پژوهش ،از طریق تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شده است.

 

فرضیه اصلی:کاربرددرمان راه حل مدار به شیوه ی گروهی برکاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان دخترموثر است.

جدول شماره 1،نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان دختردر گروههای آزمایش  وگواه

تاثیر  

مجموع مجذورات

 

درجه آزادی

 

میانگین مجذورات

 

F

 

P

تعارضات – پیش آزمون 57/327 1 57/327 73/38 00/0
گروهها 52/66 1 52/66 87/7 01/0
خطا 59/177 21 46/8    

چنانچه در جدول شماره1 مشاهده می شود(87/7F=)است که در سطح اطمینان 99% (01/0p=)معنادار است و بنابراین ، فرض صفر رد و با اطمینان 99%نتیجه می گیریم بین سطح تعارضات والد-فرزندی گروههای آزمایش و گواه، پس از اجرای مشاوره گروهی تفاوت معناداری وجود دارد.

فرضیه فرعی اول: کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی، برافزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختر موثر است.

جدول شماره 2،نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر افزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختردر گروههای آزمایش  وگواه

تاثیر  

مجموع مجذورات

 

درجه آزادی

 

میانگین مجذورات

 

F

 

P

استدلال– پیش آزمون 89/118 1 89/118 70/21 00/0
گروهها 89/4 1 89/4 89/0 36/0
خطا 03/115 21 48/5    

چنانچه در جدول شماره2مشاهده می شود(89/0F=)است که در سطح اطمینان 95% (36/0p=)معنادار نیست و بنابراین، فرض صفر تائید  وبا اطمینان 95%نتیجه می گیریم بین سطح مهارت استدلال گروههای آزمایش و گواه، پس از اجرای مشاوره گروهی تفاوت معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر، کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر افزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختر موثرنیست .

 

فرضیه  فرعی دوم : کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی، بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختر موثر است.

جدول شماره 3،نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختردر گروههای آزمایش  وگواه

تاثیر  

مجموع مجذورات

 

درجه آزادی

 

میانگین مجذورات

 

F

 

P

پرخاشگری کلامی– پیش آزمون 50/47 1 50/47 32/20 00/0
گروهها 19/19 1 19/19 21/8 01/0
خطا 09/49 21 34/2    

چنانچه در جدول شماره 3 مشاهده می شود(21/8 F=)است که در سطح اطمینان 99% (01/0p=)معنادار است و بنابراین، فرض صفررد  وبا اطمینان 99%نتیجه می گیریم  بین پرخاشگری  کلامی گروههای آزمایش و گواه، پس از اجرای مشاوره گروهی تفاوت  معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر،کاربرد درمان  راه حل مدار  به  شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختر موثر است.

فرضیه فرعی سوم : کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی ،برکاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختر موثر است.

جدول شماره 4،نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختردر گروههای آزمایش  وگواه

تاثیر  

مجموع مجذورات

 

درجه آزادی

 

میانگین مجذورات

 

F

 

P

پرخاشگری فیزیکی– پیش آزمون 30/0 1 30/0 67/2 12/0
گروهها 74/0 1 74/0 56/6 02/0
خطا 37/2 21 11/0    

چنانچه در جدول شماره 4 مشاهده می شود(56/6 F=)است که در سطح اطمینان 95% (02/0p=  )معنادار است و بنابراین، فرض صفررد  وبا اطمینان 95%نتیجه می گیریم  بین پرخاشگری فیزیکی گروههای آزمایش و گواه، پس از اجرای  مشاوره  گروهی  تفاوت  معناداری  وجود دارد. به عبارت دیگر، کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختر موثر است.

بحث و نتیجه گیری:

فرضیه اصلی:کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه ی گروهی برکاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان دخترموثر است.بر اساس نتایج حاصله  می توان گفت نوجوانانی که در گروه آزمایش شرکت داشته اند ، بیشتر می توانند اختلافات خود با مادر را به بحث و بررسی گذاشته و در جهت کاهش آن قدم بردارند. چنین یافته ای همسو با فرضهای زیربنایی درمان راه حل مدار است. بر اساس نظرات دشازر ،زبان می آفریند و واقعیت است. بنابراین مشکل، واقعیت یک مراجع است. برای تغییر مشکل، ابتدا باید واقعیت از طریق تغییر زبان؛ تغییر نماید. بر اساس یافته ی این پژوهش ، تغییر جهت از صحبت درباره مشکل به صحبت در خصوص راه حل در کاهش تعارضات نقش مهمی دارد. صحبت از راه حل با هدف هدایت مراجعان صورت می گیرد و از طریق توسعه و ایجاد لحظات استثناء اجراء می شود.

نتایج این یافته پژوهشی با پژوهش های بکتاش(1384)، زابلی(1383)، داداش(1383)همخوانی دارد. همچنین پژوهش حاضر با پژوهش های ذیل همسو می باشد:پژوهش منصور سودانی(1385)، دیبائیان(1384)، لیلا سعیدی(1385)، نظری (1383)،ژانت . جی . فروسچل[25] ، رابرت . ال . اسمیت[26] و ریچارد ریکارد[27] ،(2007)،ژانت . جی . فروسچل(2005) ،دیوید باررا[28] (2005)،سین نیوسام[29] (2005)، سوزان کیتای چوک[30] (2004)،کورکوران[31]  (1997)، سیگرام (1997)، مو و لی [32] (1997)،کورکوران و ویژین (2007)، اندرسن نقل از سکستن و دیگران(2003)، ایوسن(2002)،آیزنگارت و گینگریچ[33](2000)، پروچسکا(1999)ومیلر،هابل و دانکن(1996، اندرسن نقل از سکستن و دیگران ،2003) در خصوص کارآیی این نوع درمان.همچنین یافته این تحقیق با پژوهش های ذیل مغایر است :اختیاری(1385)، ژاکلین کورکوران (2006)،ماد[34] (2000) .

فرضیه فرعی اول: کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی ،برافزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختر موثر است.بر اساس یافته های پژوهش حاضر این فرضیه تایید نگردید و به نظر می رسد ارتقای مهارت موردنظر در نوجوانان به افزایش سن و تجارب آنان بستگی دارد. دوره نوجوانی سن ظهور عملیات صوری است؛عملیاتی که به فرد امکان می دهد خودش را از زمان حال جداکند. در این دوره ،موقعیت ادراکی وابسته به عینیت که کودک را محدود می نماید از بین می رود و نوجوان می تواند به سوی احتمالات و آنچه در حال حاضر وجود ندارد،حرکت کند. همچنین یکی از ویژگی های نوجوانان، توانایی آنها در گیر انداختن بزرگسالانی است که استدلال غیر منطقی دارند. بسیاری از معلمان و والدین این ویژگی ناکام کننده را تجربه کرده اند. زمانی که استدلال در نوجوانان تحول می یابد، آنها از همان ظرفیت استدلالی بهره می برند که در بزرگسالان دیده می شود. هرچند تعداد طرحواره های آنها نسبت به بزرگسالان محدودتر است(پیاژه[35]، b1963،نقل از وادزورث[36]،ترجمه امین یزدی و فدردی،1378).

در اندیشه ی نوجوان، معیار داوری چیزی است که برای نوجوان منطقی باشد.  به عبارت دیگر ،هر آنچه از نظراو منطقی است ،همیشه درست است و آنچه از نظراو غیر منطقی است، همیشه نادرست .از آنجا که نوجوان می تواند درباره ی آینده،افرادو رویدادهای فرضی به گونه ای منطقی بیندیشد، انتظار دارد تمامی امور بر اساس منطق  پیش روند تا بر اساس واقعیت. نوجوان درک نمی کند امور همیشه بر اساس منطق، آن طوری که اومی اندیشد ،پیش نمی رود. منطق واستدلال نوجوان نمی تواند واقعیت های رفتار انسان را که گهگاه تابع هیچ منطقی نیست ،درنظر بگیرد . بر اساس این منطق ،به عنوان مثال زمانی که والدین از نوجوان می خواهند سیگار نکشد، اما خودشان سیگار می کشند، این درخواست از دید نوجوان غیر منطقی است و او استدلال می کند: اگر پدر و مادرم می توانند سیگار بکشند، من هم می توانم! یا اگر والدینم فریاد می زنند، من هم می توانم! و … ( وادزورث،ترجمه امین یزدی و فدردی،1378).

همچنین نوجوان تمایل زیادی به اصلاح جامعه دارد و آرمانگراست. او برای رسیدن به چنین اجتماعی، خود را به دریای بی انتهای بحث و مجادلات می اندازد و از آن به عنوان ابزاری جهت مقابله با دنیای واقعی بهره می برد(پیاژه،1967، نقل از وادزورث،ترجمه امین یزدی و فدردی،1378).نتایج این یافته پژوهشی با پژوهش های ذیل همخوانی دارد :اختیاری(1385)و ماد (2000).همچنین یافته این تحقیق با پژوهش های ذیل مغایر است :بکتاش(1384)، زابلی(1383)، سیگرام(1997)، کورکوران و ویژین(2007)، اندرسن نقل از سکستن و دیگران(2003)، ایوسن(2002)، آیزنگارت و گینگریچ(2000)، پروچسکا(1999)ومیلر، هابل و دانکن(1996، اندرسن نقل از سکستن و دیگران ،2003)در خصوص کارآیی این نوع درمان.

فرضیه فرعی دوم: کاربرد درمان  راه حل مدار  به  شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختر موثر است. معمولا نوجوانان پرخاشگر ،متعلق به خانواده هایی هستند که والدین فاقد مهارت های ارتباطی با نوجوان هستند.بنابراین رفتارهای پرخاشگرانه در خانواده رواج یافته وتوسط نوجوانان نیز آموخته می شود. همین مساله منجر به بروز تعارض بیشتر در خانواده می گردد(مرادی،1384). بهره گیری از درمان راه حل مدار می تواند در جهت کمک به اعضای خانواده در بهره گیری از کلام به عنوان راهی جهت کاهش تعارضات و پرخاشگری کلامی موثر باشد.این یافته موافق با فرضهای زیر بنایی درمان راه حل مدار است. دشازر(1991) اظهار می دارد راه حل هایی که مردم به کار می برند، مشکل آفرین هستند؛ نه خود مشکل. از طریق شرکت در جلسات مشاوره گروهی با رویکرد حاضر ،اعضای گروه انگیزه یافتند راه حل هایی متفاوت از آنچه تاکنون به کار می گرفتند،به کار بندند.نتایج این یافته پژوهشی با پژوهش های ذیل همخوانی دارد :اختیاری(1385)، بکتاش(1384)، زابلی(1383)،داداش(1383). همچنین پژوهش حاضر با پژوهش های ذیل همسو می باشد: منصور سودانی(1385)، دیبائیان(1384)، لیلا سعیدی(1385)، نظری(1383)،ژانت . جی . فروسچل، رابرت . ال . اسمیت و ریچارد ریکارد ،(2007)،ژانت . جی . فروسچل(2005)، سین نیوسام(2005) ،سوزان کیتای چوک(2004)،کونولی و همکاران(2003)، سیگرام(1997)،کورکوران(1997)،کورکوران و ویژین (2007)، اندرسن نقل از سکستن و دیگران(2003)، ایوسن(2002)، آیزنگارت و گینگریچ(2000)، پروچسکا(1999) ومیلر،هابل و دانکن(1996، اندرسن نقل از سکستن و دیگران ،2003)در خصوص کارآیی این نوع درمان.همچنین یافته این تحقیق با پژوهش های ذیل مغایر است :ماد (2000) و ژاکلین کورکوران (2006) .

فرضیه فرعی سوم: کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختر موثر است . زمانی که اعضای خانواده ،به تاثیر گفتگو در حل مشکلات پی برده و از آن در جهت کاهش تعارضات بهره می برند ،پرخاشگری فیزیکی کمتری را در روابط گزارش می نمایند.همچنین در درمان راه حل مدار از طریق تمرکز بر راه حل ها و نیز قابلیت ها ی مراجعان ،راهی جهت گفتگو در بین اعضای خانواده باز می گردد و نگرش اعضا درخصوص مسایل تغییر می یابد(سودانی ،1385). همین مساله منجر به تغییرات رفتاری مشهود در اعضا می گردد. نتایج این یافته پژوهشی با پژوهش های ذیل  همخوانی دارد: اختیاری(1385)، بکتاش (1384)و زابلی(1383). همچنین پژوهش حاضر با پژوهش های ذیل همسویی دارد :منصور سودانی(1385)، دیبائیان(1384)، لیلا سعیدی(1385)، نظری(1383)، ژانت . جی . فروسچل، رابرت . ال . اسمیت و ریچارد ریکارد ،(2007)،ژانت . جی . فروسچل(2005)،سین نیوسام(2005) ،سوزان کیتای چوک(2004)،کونولی و همکاران(2003)، سیگرام(1997)،کورکوران(1997)،کورکوران و ویژین (2007)، اندرسن نقل از سکستن و دیگران(2003)، ایوسن(2002)، آیزنگارت و گینگریچ (2000)، پروچسکا (1999)ومیلر، هابل و دانکن(1996، اندرسن نقل از سکستن و دیگران ،2003) در خصوص کارآیی این نوع درمان.همچنین یافته این تحقیق با پژوهش های ذیل مغایر است: ماد(2000)و ژاکلین کورکوران(2006).

در پژوهش حاضر ،به بررسی اثربخشی یکی از رویکردهای درمانی پست مدرن (درمان راه حل مدار ) بر کاهش تعارضات والد-فرزندی در دختران نوجوان پرداخته شد.این رویکرد بر فلسفه پست مدرن استوار است که اولین بار به صورت حوزه ای از مطالعات دانشگاهی در اواسط دهه 1980 ظهور نمود. این فلسفه ریشه در خاک غرب مدرن دارد و در برابر آن می توان مواضع متعددی اتخاذ نمود :می توان به علت غربی بودن ریشه های آن ،از تفکر در خصوص آن اجتناب ورزید و بدون مطالعه و بررسی ، آن را کنار گذاشت. در سوی دیگر این پیوستار، می توان به دلیل همان غربی بودن، بدون هر گونه تحلیل و بررسی،آن را تائید نمود و راه حل تمامی مشکلات امروزی در نظر گرفت. اما بهترین شیوه ی برخورد که در پژوهش حاضر به نمایش گذاشته شد،این بود که به تحلیل آن پرداخته و فارغ از هر سوگیری و تعصب، به بررسی دلایل کار آمدی یا عدم تناسب آن با فرهنگ و نظام درمانی ایران پرداخته شود. کوری[37](1386)عقیده دارد

دسته‌ها: پایان نامه