2004).همچنین مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی است که با تغییرات سریع فیزیکی و رشد تفکر انتزاعی شروع می شود و مرحله ای از زندگی است که مستلزم جدایی و استقلال بیشتر نوجوانان  از والدین است(ونگ، ویست و کوسیک[5]، 2002).

از عوامل خطرساز این دوره، تعارض بین والدین و نوجوان است. واژه تعارض به ناتوانی در حل تفاوتها اشاره داشته و بیشتر با تنش، خصومت و پرخاشگری همراه است(هال[6]، 1987). از نظر ریسچ، چانچونگ و جکسون[7] (2003) تعارض به معنای مخالفت بین دو یا چند شخص است و به نظر می رسد تعارض در روابط والدین و نوجوان اجتناب ناپذیر است(لارسن[8]،1995،نقل از آلیسون و دیگران ،2004).

مادری کردن، زمانی که کودکان، خردسال هستند، به رفع نیازها ، ارائه عشق و امنیت مربوط می شود. اما به تدریج با بزرگ تر شدن کودکان و ورود به سن نوجوانی، وظایف دیگری نیز از مادران انتظار می رود. وظایفی چون: تعیین حد و مرز، پیدا کردن روشهای ارتباطی و برخورد با نوجوان به عنوان فردی مستقل متناسب با شخصیت خاصی که دارد. قالب های فرهنگی و تصاویر منفی مادران مقرراتی در رسانه، از یک سو و تمایل به استقلال طلبی از سوی دیگر تعارضات مادران و دختران را دامن می زند.طغیان هورمونها، تصور نادرست آسیب ناپذیری در مواجهه با مسایل مختلف، همچنین اینترنت و گستردگی رسانه هایی که در پیش روی نوجوانان قرار دارد ؛ می تواند از جمله عواملی باشد که روابط مادر – فرزندی را از جانب دختران به چالش می کشد(استریپ و اسنایدرمن،2002، ترجمه کرمی ،1385). تعارض بین والدین با فرزندان همچنین می تواند نتیجه تفاوت درک و تصور والدین و فرزندان باشد ؛زیرا بین آنها حدود بیست سال تفاوت سنی وجود دارد. با توجه به تغییرات سریعی که در عصر ما رخ می دهد و جامعه در طول آن تغییر کرده است، فرزندان در شرایط متفاوت اجتماعی واقع شده اند و تصور آنها از خودشان به عنوان جوان و انتظارات شان از والدین و دیگران به صورت دیگری شکل گرفته، ولی والدین از جوان همان تصور جوانی دوران خود را دارند. این تصورات و انتظارات متفاوت منجر به عدم تفاهم والدین و فرزندان جوان می شود(حشمت السادات، 1383).

اختلاف بین والدین و نوجوان در حدود 15-14 سالگی به نقطه اوج خود می رسد و بیشتر تعارضات در مورد مسائل جزئی نظیر سبک لباس پوشیدن ، مدل و نوع موسیقی مورد علاقه است(بیابانگرد ، 1384). کوهن – سندلر[9] )2007) عقیده دارد:اولین موضوع تعارض، لباس و دومین عامل ، وضعیت اتاق دختر است.

تعارضات بیشتر بین نوجوان و مادر است تا پدر و به ویژه در بین مادران و دختران شایع است(هیل ، 1988 ،مونتی مایر،  1986، پالکوف و بروکس گان ، 1991 ، نقل از آلیسون و دیگران ، 2004). نورمن بیلز[10] (2000) عقیده دارد تعارض مادر – دختر ، زمانی که دختر سنین 13 تا 19 سال را می‌گذراند ، بیشتر تکرار می شود .

در خصوص تعارض بوجود آمده، چنانچه راههای مقابله ای مفیدی به کار گرفته شود، به رشد رابطه کمک می کند، ولی چنانچه طرفین درگیر در تعارض، نحوه برخورد صحیح را ندانند، نه تنها تعارض موجود رفع نمی شود، بلکه به تداوم رابطه هم آسیب می رساند. برای حل تعارض از روشهای مختلفی استفاده می شود.مشاوره و رواندرمانی  یکی از این روش هاست. نظریات مشاوره و رواندرمانی بر اساس فرضیات خاص خود ،آسیب را در بخش های متفاوتی از خانواده  جستجو می کنند وبه روشهای متفاوتی در پی درمان هستند.متخصصان بالینی که تحت تاثیر نظریه روانکاوی فروید[11] قرار دارند ،درمان خود را به حل تعارضات شخصی و درون روانی فرد معطوف می دارند . دیدگاه جدیدتر بدون آن که  از اهمیت فرآیند های درونی و رفتاری فرد بکاهد ،به بافت خانوادگی که رفتار شخص در آن رخ می نماید نیز اهمیت می دهد .رویکردهای مطروحه تحت تاثیر روانشناسی مدرن ،تاکید فراوانی بر پرورش روش های منطقی و تجربی کشف حقایق عینی دارد و تصور می نماید که قوانین معتبر و تعمیم پذیر درباره ی رفتار آدمی از طریق تکرار پژوهش اثبات می شوند و مترادف با واقعیت قابل مشاهده از همان رفتار هستند(گلدنبرگ وگلدنبرگ[12]،2000،ترجمه حسین شاهی و دیگران ،1385).

رویکردهای پست مدرن بر اساس فلسفه پست مدرن شکل گرفته اند. به لحاظ فلسفی ،پسامدرنیسم منکر وجود جهانی عینی قابل فهم است و قبول ندارد که دانش بی طرف،فارغ از سوگیری،خنثی و مستقلی وجود داشته باشدکه «حقیقت »را منعکس کند . بنابراین درمانگر پست مدرن ،به فرضها یا پندارهایی علاقه مند است که اعضای خانواده در خصوص یک مشکل دارند(گلدنبرگ وگلدنبرگ،2000،ترجمه حسین شاهی و دیگران ،1385).

درمان راه حل مدار رویکردی به روان درمانی است که به جای حل مشکل بر ساختن راه حل ها مبتنی است. این رویکرد به جای مشکلات فعلی و ریشه های قبلی منابع جاری و امیدهای آینده را کشف می کند (ایوسن، 2002).

استیو دشازر، به طور گسترده ای به عنوان مؤسس اصلی درمان راه حل مدار شناخته شده است.[13] دشازر قویاً تحت تأثیر کارهای اولیه اش با گروه مؤسسه تحقیقات روانی MRI))[14] در پائولو آلتو، کالیفرنیا و درمان مشکل مدار کوتاه مدت خود بود(اندرسون ، نقل از سکستن ودیگران ،2003). سایر افراد صاحب نام، ویلیام اهلنون[15]، لیپچیک[16]، مایکل واینر[17]، جان پلر و والتر[18]بودند که مبانی و تکنیکهای اولیه درمان راه حل مدار؛ به ویژه تمرکز بر راه حل و مدت زمان کوتاه را پایه ریزی و تفاسیر و عناوین موردنظرشان را برای آن ابداع نمودند(لیپچیک، 1993؛ اهنلون و واینر – دیویس[19]، 1989، والتر و پلر،2000، اندرسون ، نقل از سکستن ودیگران ،2003).

در هر حال شبیه گروه MRI، آنها سادگی نظریه و عمل خود را ترویج نموده اند و درمان راه حل مدار، پایه تئوریکی محکمی دارد. از نظر تاریخی درمان راه حل مدار، در روایت ریشه دارد. طوریکه با تأثیرات میلتون اریکسون، گریگوری بیتسون و وابستگان MRI شروع شد و افزون بر تأثیرات MRI در حوزه بودائیسم و تائوئیسم، توسط برگ و دشازر، اعتبار یافت.دشازر و برگ رویکرد مشکل محور و نامؤثر را که بیشتر بر رفتار مشکل تأکید داشت کنار گذاشتند و متوجه روشهای مؤثرتر حل مشکلات شدند. آنها به تعهد گروه MRI به عملگرایی پیوستند. تعهدی که بر مداخلات سنجیده و دیدگاه موجز، به «چه »به جای «چرا »و «حال» به جای «تاریخچه» اهمیت می داد. آنها تأکید بر آینده رابه این مجموعه افزودند(دشازر،1982 نقل از اندرسون ، نقل از سکستن ودیگران ،2003).

به طور متوسط، درمان کوتاه مدت راه حل مدار حدود 5 جلسه برای مراجعان خود تشکیل می دهد که مدت زمان هر جلسه حدود 45 دقیقه است. تعداد جلسات به ندرت بیش از 8 جلسه می شود و غالباً یک جلسه مهمترین است. اگر پس از سه جلسه پیشرفتی وجود نداشته باشد، بهتر است شیوه درمان تغییر یابد. در صورت امکان، همینطور که مراجع پیشرفت می کند، زمان بین جلسات طولانی می شود. بطوریکه ممکن است درمان با 4 جلسه بیش از ماهها طول بکشد(ایوسن، 2002).

در درمان راه حل مدار، تشخیص وجود ندارد، ارتقاء بینش مدنظر نیست و گذشته تحلیل نمی شود. به جای آن، مراجعان را تشویق می کنند که توجه کنند و اعمال متفاوتی انجام دهند.آنها روی فرضیاتی که در پایان هر روان درمانی موفقیت آمیز وجود دارد، کار می کنند. موقعیت مراجع تغییر یافته است، بنابراین او کار متفاوتی انجام خواهد داد. درمانگران راه حل مدار به مراجعان کمک می کنند که درخصوص آنچه می تواند متفاوت باشد، بیندیشند. به محض اینکه یک راه حل شناسایی می شود، مراجع و درمانگر قدم به قدم به طرف آن حرکت می کنند(بهداشت روان هاروارد،  2006).

دشازر(1991)اظهار می دارد راه حل هایی که مردم به کار می برند، مشکل آفرین هستند؛ نه خود مشکل. بنابراین بیشترین تأکید برراه حل ها و شایستگی هاست و هدف درمان، انتخاب آن دسته از معانی است که به تغییر بیانجامد( اندرسون، نقل از سکستن ودیگران ،2003).

ویژگی مهم این رویکرد، بنابه گفته  بنیانگذاران آن، ماهیت کوتاه مدت و خوشبینانه آن است.بنابه عقیده ی دشازر (1988) شکایت های مراجعان به منزله درهایی هستند که اگر کلیدهای آنها را پیدا کنند، می توانند به یک زندگی رضایت بخش تر وارد شوند ؛ بنابراین آنها تعدادی پرسش درمانی  –  مداخلات شاه کلید  –  فراهم  ساخته اند.هدف از این سؤالات این است که الگوهای رفتاری حافظ مشکل قطع شوند، باورهای خانوادگی کهنه و منسوخ تغییر کنند و موارد استثناء برای رفتاری که تغییرناپذیر تلقی می شد، زیاد شود.مهمترین این پرسش ها عبارتند از: پرسش معجزه [20]و پرسش استثناء[21].از این طریق، به افراد کمک می شود با تمرکز بر قابلیت ها و منابع خود و نیز تأکید بر زمان حال، راه حل های ممکنی برای مشکلات خود بیابند. در این دیدگاه فرض می شود که راه حل ها فراوانند و فقط باید آنها را کشف کرد(دشازر، 1986؛نقل ازگلدنبرگ وگلدنبرگ،2000،ترجمه حسین شاهی و دیگران ،1385). در این پژوهش، منظور کاربرد فنون رویکرد راه حل مدار است که طی هشت جلسه مشاوره به مرحله اجرا گذاشته شده و موارد ذیل را شامل می شود: بیان قواعد، چارچوب ها و اصول کلی مشاوره راه حل مدار، کمک به نوجوانان برای تدوین اهداف خود به صورت مثبت، معین، ملموس و قابل اندازه گیری ،یافتن لحظات استثناء ، پرسش های معجزه، پیش انگارانه، ارزیابانه، مقیاسی، درصدی، کاوشگرانه ،برون سازی مشکل و ارائه تکالیف دستورالعملی براساس رویکرد.با توجه به فرضیات زیربنایی این درمان پیش بینی می شود مشاوره گروهی با رویکرد حاضر منجر به کاهش تعارضات والد-فرزندی ،ارتقای مهارت استدلال و کاهش پرخاشگری کلامی و فیزیکی در نوجوانان دختر گردد.

فرضیه های پژوهش:

فرضیه اصلی:کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه ی گروهی برکاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان دخترموثر است.

فرضیه های فرعی:

1- کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی ،برافزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختر موثر است.

2- کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی  ،بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختر موثر است.

3- کاربرد درمان راه حل مدار به  شیوه گروهی ،برکاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختر موثر است.

 

روش پژوهش:طرح تحقیق حاضر از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل[22] است.

 

جامعه آماری:جامعه آماری این تحقیق ، دانش آموزان دختر مقطع متوسطه منطقه 13 شهر تهران در سال تحصیلی 1387-1386 است  که سن آنها بین 18 – 16 سال می باشد.

روش نمونه گیری

در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی، جهت انتخاب نمونه استفاده شده است .به این ترتیب که در منطقه ی 13 با مراجعه دایره آموزش متوسطه منطقه، از بین مدارس متوسطه دخترانه یک مدرسه انتخاب شد.سپس از طریق فراخوان و حضور پژوهشگر در کلاسها و توضیح موضوع مشاوره گروهی، از میان داوطلبانی که ثبت نام نموده و بر اساس پرسشنامه تعارض با والدین ،دارای بیشترین تعارض با مادر بودند،24 نفرانتخاب و با استفاده از روش تصادفی در دو گروه 12 نفری قرار داده شدند.به همین روش یکی از گروهها به عنوان گروه آزمایش انتخاب گردید. اعضای گروه آزمایش، طی هشت جلسه،هفته ای یکبار، به مدت 75 دقیقه  درمان راه حل مدار را جهت کاهش تعارضات با مادر دریافت نمودند و در پایان از هر دو گروه ، پس آزمون به عمل آمد.

ابزار تحقیق

ابزار تحقیق در این پژوهش ، مقیاس راهبرد های تعارض [23] است. این پرسشنامه دارای 15 سوال است که سه راهبرد حل تعارض : استدلال ، پرخاشگری کلامی وپرخاشگری فیزیکی را می سنجد  و توسط  موری ای . اشتراس[24] تهیه  شده است. این مقیاس دارای 3 فرم است: تعارض با برادر یا خواهر،تعارض با والدین وتعارض با پدر یا مادر. در فرم تعارض با مادر که در این پژوهش به کار رفته است ،پنج سوال اول پرسشنامه ،استدلال، پنج سوال دوم ، پرخاشگری کلامی و  پنج سوال سوم پرسشنامه ، پرخاشگری فیزیکی را می سنجد. نمره کل نیز به سطح تعارضات موجود اشاره دارد(ثنایی،1379).

پایایی و روایی آزمون

پژوهش های متعددی، همسانی درونی خرده مقیاسهای  استدلال، پرخاشگری کلامی  و پرخاشگری  فیزیکی را  تائید می نماید. دامنه ضریب آلفای کرونباخ مقیاس استدلال بین 42/0تا76/0، مقیاس پرخاشگری کلامی بین 62/0تا88/0و برای خرده مقیاس پرخاشگری فیزیکی بین 42/0تا96/0به دست آمده است(ثنایی،1379).

این پرسشنامه توسط زابلی(1383)، مرادی(1384)و لطفی(1385)اجرا گردیده  و پایایی آن برای کل آزمون و خرده مقیاس ها گزارش شده است. روایی محتوایی این مقیاس توسط چندین متخصص این رشته،از جمله ثنایی(1383)، نوابی نژاد(1383)، رحمتی (1384) و نیز دانشجویان کارشناسی ارشد مشاوره مورد تاکید قرار گرفته است(لطفی،1385).

 

روش نمره گذاری

سوالات پرسشنامه دارای پنج درجه (خیلی کم تا خیلی زیاد )هستند. نمرات بالا در هر مقیاس، نشانه ی تعارض در آن مقیاس می باشد(ثنایی ،1379) .

پنج سوال اول ، (5-1)استدلال را می سنجد و به طریقه ی معکوس نمره گذاری می شود.

هرگز،5              کم،4                 متوسط،3                زیاد،2                   خیلی زیاد ،1

نمرات بالا در این مقیاس نشانه تعارض و استفاده کمتر از راهبردهای استدلال به منظور کاهش تعارضات می باشد(ثنایی ،1379).

پنج سوال دوم وسوم،(15-6)پرخاشگری کلامی و فیزیکی را می سنجد و به طریقه ی مستقیم نمره گذاری می شود.

هرگز،1             کم،2              

دسته‌ها: پایان نامه