تاثیر مشاوره راه حل محور بر خود کارآمدی دانش آموزان


تاثیر مشاوره راه حل محور بر خود کارآمدی دانش آموزان

 

دانلود :

تاثیر مشاوره راه حل محور بر خود کارآمدی دانش آموزان

مقدمه

یادگیرنده ای که وارد محیط یادگیری می شود ، دارای مجموعه ای ویژگی هاست که پیش نیاز یادگیری او به شمار می آیند . این ویژگیها هم جنبه ی شناختی دارند و هم جنبه ی عاطفی و روانی – حرکتی (سیف ، 1379 ). ویژگی های عاطفی نشان دهنده ی انگیزه یادگیری یا علاقه به درس است . که خودکارآمدی را می توان از رفتارهای عاطفی دانست . مفهوم خودکارآمدی یعنی اینکه فرد معتقد است می تواند با رفتار و کرداری مناسب ، پدیده ها را برای رسیدن به وضعیت مطلوب خود ، سازمان دهد(مرتضوی ، 1383). تصور مثبت فرد در رابطه با خود ، نه تنها در تحصیل می تواند اثر بگذارد بلکه این تصور ، عاملی مثبت در جهت رسیدن به کمال مطلوب در امر تحصیل نیز هست و  دانش آموزانی که احساس خوبی در مورد توانایی خود ندارند ، به ندرت در فعالیت تحصیلی خود موفق می شوند. (پرکی[1]، ترجمه ی میرکمالی ، 1378) افرادی که دارای میزان خودکارآمدی بالاتر هستند ، بیش از افرادی که دارای خودکارآمدی ضعیف اند ، در انجام تکالیف  کوشش و پافشاری از خود نشان می دهند ، در نتیجه عملکرد آنان در انجام تکالیف بهتر می باشد. بندورا [2]، 1993( به نقل خاکسار بلداجی ، 1384).

تحقیقات نشان داده اند که نحوه نگرش افراد نسبت به خود در ایجاد شکست یا موفقیت وی موثر است . بررسی پینتریچ[3] و دی گروت [4](1990) نشان داد که خود کارآمدی ، خود تنظیمی و اضطراب امتحان بهترین پیش بینی کننده های عملکرد تحصیلی هستند. امینی (1383) به بررسی نقش خودکارآمدی ، خود تنظیمی و عزت نفس در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال سوم دبیرستان پرداخت و نتیجه تحقیق نشان داد که در کل نمونه هر سه متغیر  خودکارآمدی ، خود تنظیمی و عزت نفس با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. یافته های پژوهش کریم زاده (1384) نشان داد که هر قدر افراد از خودپنداره تحصیلی مثبت تری برخوردار باشند، پیشرفت تحصیلی بهتری خواهند داشت.

درمان کوتاه مدت راه حل – محور از تلاش عمده استیو (شیزر ) اینسوکیم برگ و همکارانشان در مرکز خانواده درمانی کوتاه مدت (BFTC[5]) در میلواکی شکل گرفت . درمان راه حل مدار کوتاه مدت با دوری جستن از گذشته به نفع زمان حال و آینده با درمانهای سنتی تفاوت دارد. این درمان به قدری روی آنچه امکان پذیر است تمرکز دارد که به کسب آگاهی از مشکل علاقه ای ندارد. زیرا از نظر آنها بین مشکلات و راه حل های انها رابطه ی ضروری وجود ندارد .کوری[6] (ترجمه ی سید محمدی ، 1389).درمان راه حل مدار شامل فرض های نیرو بخشی می باشد . افراد سالم هستند ، افراد با کفایت هستند آنها از توانایی ایجاد کردن راه حل هایی که می تواند زندگی آنها را بهتر کند، برخوردارند . پروچسکا[7](ترجمه ی سید محمدی، 1387).فلسفه زیر بنایی رویکرد راه حل محور بر پایه این فکر بنا شده است که تغییر مداوم و اجتناب ناپذیر است.لذا در درمان ،بر چیزی که ممکن است تاکید می شود .این مدل بر برداشتن قدم های کوچک برای شروع تغییر تاکید دارد.کارلسون،اسپری ،سوئیس،1997(ترجمه نوابی نژاد ،1378)

مشاوره راه حل محور بر این فرض مبتنی است که فرصتهای مشاوره،اندک است.بدین ترتیب این مدل با زمان موجود در مشاوره مدرسه که ناچار به استفاده از زمان اندک است هماهنگی دارد. از آنجا که در آن،تمرکز بر راه حل هاست و کمتر به کاستی ها و نقایصی پرداخته می شود این روش،در کار با دانش آموزان خود ارجاع و نیز مراجعین فاقد انگیزه بسیار سودمند و نافع است و در نهایت چون این مشاوره ،مبتنی بر به کار گیری نقاط قوت و تواناییهای مراجع است به وضوح به شیوه مدارس که مبتنی بر یادگیری است هماهنگی دارد .(نظری ،1386)کاهن(2000)به موارد موفقیت این رویکرد در مدارسی اشاره می کند :مشاوره انفرادی (متکالف،1995.جاستن و موسترت ،1997..اسکلیر،1997)و مشاوره گروهی در سطحی کوچک(لافونتن وگرنر)1996 فرسینک (ترجمه نظری وسلیمانیان،1386)در لیست ارزیابی درمان راه حل محور(2011)پژوهش های زیر در مشاوره ی مدرسه عنوان شده است. در زمینه مشکلاتی مانند(کمرویی،اضطراب،افسردگی،اعتماد به نفس و خودکارآمدی):(داکی[8]،2010،فرانکلین و همکاران،2008،فریلس[9] و همکاران،2009،جرجیادس[10]،2008،گراندسیون[11]،2007)و در زمینه کاهش عود بد رفتاری کودکان :  (انتلی[12] و همکاران،2009.کرکران و فرانکلین،1998)در پژوهش (چن[13]،2005) تاثیر مشاوره راه حل محور به صورت گروهی بر دانش آموزان هنرستانی با خودپنداره پایین بررسی شد که نشان داد این روش عمیقاً بر مفهوم از خود دانش آموزان اثر مثبت گذاشته است .در پژوهش دیگری اثر این رویکرد بر دانش آموزان پر خطر در 7 ردیف مشخص شده مثل عملکرد تحصیلی پایین یا عملکرد پایین تر از سال قبل و ...صورت گرفت. که پس از تجزیه و تحلیل داده ها نتایج نشان داد،این روش تاثیر مثبت معناداری بر عملکرد دانش آموزان داشته است. (نیوسام[14]،2004)

فرضیه تحقیق: مشاوره گروهی به شیوه راه حل محور بر افزایش خوکارامدی دانش آموزان سال دوم و سوم دبیرستان دخترانه موثر است.

روش:

در این پژوهش از روشی شبه آزمایشی از طریق طرح پس آزمون با گروه کنترل اثر بخشی درمان راه حل محور بر افزایش خودکارامدی دانش آموزان بررسی گردید.برای اجرای این طرح ،از میان 40 دانش آموز سال دوم و 40 دانش آموز سال اول یک دبیرستان دخترانه ،30 نفر به صورت تصادفی انتخاب شد که به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند .مشاوره راه حل محور در 5 جلسه بر گروه آزمایش اجرا گردید و گروه دوم در این مدت هیچ روش آموزشی و یا درمانی دریافت نکرد.هر جلسه به طور متوسط 75 دقیقه به طول انجامید.محتوا و هدف هر جلسه به صورت خلاصه به شرح زیر می باشد.

1-جلسه اول:هدف آشنایی اعضای گروه با هم و با رهبر گروه ،آشنایی با اصول و اهداف و اثرات دیدگاه راه حل محور

2-جلسه دوم: هدف کمک به شرکت کنندگان تا بتوانند هدفهای خود را به صورتی مثبت ،معین ،ملموس و قابل اندازه گیری از طریق روش مقیاس گذاری فرمول بندی کنند.

3-جلسه سوم:هدف کمک به شرکت کنندگان جهت اینکه استثناهای [15]مثبت را در زندگی تشخیص داده و بر این اساس در آنها امید ایجاد شده و بتوانند حوزه ی مشکلات خود را کاهش دهند.

4-هدف بر هم زدن الگوهای رفتاری مختلفی که شرکت کنندگان طراحی کرده اند با استفاده از پرسش معجزه [16]

5-هدف جمع بندی و پاسخ گویی به سوالات و اجرای پس آزمون

ابزار پژوهش

ابزار جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر پرسشنامه ی خود اثرمندی کودکان و نوجوانان [17](SEQ-C) این پرسشنامه توسط موریس[18] (2002) برای ارزیابی خود اثرمندی کودکان و نوجوانان در چهار حیطه ی اجتماعی ،تحصیلی،هیجانی و کلی تهیه شده است .این پرسشنامه شامل 23 ماده است.این پرسشنامه بر اساس پرسشنامه خودکارامدی بندورا و همکاران،1996تهیه شده است .طرز اجرا و نمره گذاری آزمون بدین ترتیب است که هر ماده در مقیاس 5 نمره ای ارزیابی می شوند که عبارتند از 1= اصلاً الی 5=بسیار زیاد .در اجرای آن از آزمودنی خواسته می شود مطابق نظر خود نسبت به توانایی خود در انجام آن موقعیت یکی از گزینه های اصلاً تا بسیار زیاد را انتخاب کند.سپس با جمع نمودن ارزش انتخابهای هر ماده برای هر آزمونی چهار نمره محاسبه می گردد،که در این پژوهش فقط از نمره ی خود اثرمندی کلی استفاده شده است .برای خود اثرمندی کلی،دامنه نمرات از 23 الی 115 می باشد –پایایی این آزمون در خود اثرمندی عمومی 89% و اعتبار خود اثرمندی عمومی 73% نشان می دهد. هنجاریابی این پرسشنامه توسط دکتر کارینه طهماسیان در سال 1384 در ایران صورت گرفته است.

نتایج:

یافته های به دست آمده از تحلیل داده ها پس از اجرای آزمون t در جدول آمده است .بر اساس آزمون  t برای دو گروه مستقل ،تفاوت معنادار آماری بین دو میانگین مشاهده می شود .

جدول 1) اطلاعات حاصل از تحلیل داده ها :اجرای آزمون t و استخراج t

 

گروهمیانگینواریانسT آزمونT بحرانیd.fA
آزمایش90/105/2725/946/22801/0
کنترل53/024/6

 

از آنجا که t محاسبه شده (25/9)در مقایسه با t بحرانی جدول(46/2)بزرگتر است ،درمان راه حل محور بر خودکارامدی دانش آموزان تاثیر مثبت راداشته است.پس طبق فرض این پژوهش مشاوره راه حل محوربرای گروه ازمایش وعدم مشاوره برای گروه کنترل باعث تفاوت معنادار در خودکارامدی دانش اموزان میشود.

بحث ونتیجه گیری:

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر مشاوره راه حل محور بر افزایش خودکارامدی دانش آموزان دبیرستانی صورت گرفت.با توجه به نتایج به دست آمده فرضیه در سطح 01/0< p مورد تایید قرار گرفت .این نتیجه حاکی است که روش مشاوره راه حل محور توانسته خودکارامدی دانش آموزان دبیرستان را افزایش دهد .نتایج حاصل از پژوهش حاضر در زمینه ی اثر مشاوره راه حل محور بر خودکارامدی دانش آموزان با یافته های کیم جس و فرانکلین (2009) که شیوه راه حل را در کار با دانش آموزان دارای خود پنداره منفی و مشکلات در اداره ی رفتار داشتند مورد استفاده قرار گرفت ،با یافته های چن (2005)که بررسی مشاوره راه حل محور بر خود مفهومی دانش آموزان هنرستانی در تایوان بود و همچنین با یافته های پژوهش پاشا دژبخش (1389) که به منظور اثر بخشی آموزشی مشاوره راه حل محور به شیوه گروهی به تغییر رضایت از زندگی و احساس خودکارامدی زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهرستان بوشهر صورت گرفت هم خوانی دارد.

با توجه به اینکه پژوهش های داخل کشور تاثیر مشاوره راه حل محور را در حوزه روابط خانوادگی و کاهش استرس شغلی مورد بررسی قرار داده اند و هیچ یک تاثیر این روش را در مدرسه و در رابطه با کودکان و نوجوانان بررسی نکرده اند ،پژوهش حاضر مفاهیم راه حل محور را در حوزه ای جدید مد نظر قرار داده است.اثر بخشی دیدگاه راه حل محور بر دانش آموزان به دلیل اینکه این دیدگاه کوتاه مدت بوده و تاکیدش بر توانایی هاست و به تغییرات جزئی بعنوان عامل اصلی برای تغییرات بزرگتر تکیه دارد حائز اهمیت فراوان است

منابع:

1-امینی ،شهریار(1383).بررسی نقش خودکارامدی ،خود تنظیمی ،عزت نفس در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال سوم دبیرستان رشته تجربی شهرکرد.پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت معلم.

2-پرکی،ویلیام دبلیو،(1378).خودپنداری و موفقیت تحصیلی (ترجمه محمد میر کمالی) تهران :سیطرون(تاریخ انتشار به زبان اصلی ندارد)

3-پروچسکا ،جیمز ونورکراس ،جان.(1387).نظام های روان درمانی (ترجمه یحیی سید محمدی)تهران :روان(2007)

4-دژبخش ،پاشا.(1389).اثر بخشی آموزشی مشاوره راه حل محور به شیوه گروهی بر تغییر رضایت از زندگی و احساس خودکارامدی زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهر بوشهر.پایان نامه کارشناسی ارشد

5-دیویس،توماس و جی آزبورن ،سینتا (1386).مشاوره مدرسه با رویکرد راه حل محور (ترجمه نسترن ادیب راد و علی محمد نظری)تهران:علم

6-سیف،علی اکبر (1379).روانشانسی پژوهشی .تهران:آگاه

7-طهماسیان،کارینه(1384).اعتباریابی و هنجاریابی فرم ایرانی پرسشنامه خوداثرمندی کودکان و نوجوانان SEQ-C

8-فرسینگ،کریستیو.(1388)مشاوره مدرسه در عصر حاضر:نظریه ،پژوهش ،کاربرد (ترجمه علی محمد نظری و علی اکبر سلیمانیان)تهران:علم

9-کارسون ،ج و اسپری ،ل و لوئیس ،ج(1378)خانواده درمانی ،تضمین درمان کارامد(ترجمه شکوه نوابی نژاد )تهران:انجمن اولیا و مربیان

10-کریم زاده ،منصوره(1384)،بررسی و شناسایی خودپنداره تحصیلی و غیر تحصیلی ،پیش بینی کننده گی آن در پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر سال دوم دبیرستان شهر تهران (گرایش ریاضی –فیزیک و علوم انسانی).پیاین نامه کارشناسی ارشد.

11-کوری،جرالد(1389)نظریه و کاربست روان درمانی (ترجمه یحیی سید محمدی )تهران :ارسباران

12-مرتضوی،شهرناز (1389). روابط متقابل بین کارامد پنداری و ادراک حمایت از سوی خانواده ،معلمان و دوستان نزدیک در ارتباط با رضایت از زندگی در نمونه هایی از داشن آموزان دبیرستان شهر تهران ،فصلنامه علمی-پژوهشی نوآوری آموزشی ،شماره 8وص 48-26

 

1 – chen famshing –chou,Hui.wen(2005).study of solution focuse brief group counseling for low self-concept uoca tional high shool students.british journal 13:1-9

2 – Dr,AI,macdonald(2009)solution focused brief therapy evalution list .uk,Research coordinator ,EBTA

3 – kinn,js-franklin,c (2009)solution focused brief therapy in school .children and youth services.31(4):4G4-470

4 – New some ,ws(2004).the impact of solution focused brief theapy with AT-risk junior high school students.

Children  and school 87:83-91

5 – printrich ,p.k-Degroot,E.V(1990).motivtional and self regulared learning componts of classroom academic.

 

 

مقدمه:

خانواده به عنوان اولین و مهمترین کانون رشد و تربیت نوجوانان، اهمیت فوق العاده ای در شکل گیری و تکامل رفتاری دارد(شعاری نژاد، 1377).نوجوانی،سنین بین 12تا 18 سالگی را در برگرفته(کیم[1] و دیگران،2002،نقل از اختیاری ،1385)و به عنوان دوره انتقال و سازماندهی مجدد در روابط خانوادگی در نظر گرفته می شود(گروتی وانت و کوپر[2]، 1986 ، استین برگ[3] ، 1990 ،نقل از آلیسون[4] و دیگران ، 2004).همچنین مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی است که با تغییرات سریع فیزیکی و رشد تفکر انتزاعی شروع می شود و مرحله ای از زندگی است که مستلزم جدایی و استقلال بیشتر نوجوانان  از والدین است(ونگ، ویست و کوسیک[5]، 2002).

از عوامل خطرساز این دوره، تعارض بین والدین و نوجوان است. واژه تعارض به ناتوانی در حل تفاوتها اشاره داشته و بیشتر با تنش، خصومت و پرخاشگری همراه است(هال[6]، 1987). از نظر ریسچ، چانچونگ و جکسون[7] (2003) تعارض به معنای مخالفت بین دو یا چند شخص است و به نظر می رسد تعارض در روابط والدین و نوجوان اجتناب ناپذیر است(لارسن[8]،1995،نقل از آلیسون و دیگران ،2004).

مادری کردن، زمانی که کودکان، خردسال هستند، به رفع نیازها ، ارائه عشق و امنیت مربوط می شود. اما به تدریج با بزرگ تر شدن کودکان و ورود به سن نوجوانی، وظایف دیگری نیز از مادران انتظار می رود. وظایفی چون: تعیین حد و مرز، پیدا کردن روشهای ارتباطی و برخورد با نوجوان به عنوان فردی مستقل متناسب با شخصیت خاصی که دارد. قالب های فرهنگی و تصاویر منفی مادران مقرراتی در رسانه، از یک سو و تمایل به استقلال طلبی از سوی دیگر تعارضات مادران و دختران را دامن می زند.طغیان هورمونها، تصور نادرست آسیب ناپذیری در مواجهه با مسایل مختلف، همچنین اینترنت و گستردگی رسانه هایی که در پیش روی نوجوانان قرار دارد ؛ می تواند از جمله عواملی باشد که روابط مادر – فرزندی را از جانب دختران به چالش می کشد(استریپ و اسنایدرمن،2002، ترجمه کرمی ،1385). تعارض بین والدین با فرزندان همچنین می تواند نتیجه تفاوت درک و تصور والدین و فرزندان باشد ؛زیرا بین آنها حدود بیست سال تفاوت سنی وجود دارد. با توجه به تغییرات سریعی که در عصر ما رخ می دهد و جامعه در طول آن تغییر کرده است، فرزندان در شرایط متفاوت اجتماعی واقع شده اند و تصور آنها از خودشان به عنوان جوان و انتظارات شان از والدین و دیگران به صورت دیگری شکل گرفته، ولی والدین از جوان همان تصور جوانی دوران خود را دارند. این تصورات و انتظارات متفاوت منجر به عدم تفاهم والدین و فرزندان جوان می شود(حشمت السادات، 1383).

اختلاف بین والدین و نوجوان در حدود 15-14 سالگی به نقطه اوج خود می رسد و بیشتر تعارضات در مورد مسائل جزئی نظیر سبک لباس پوشیدن ، مدل و نوع موسیقی مورد علاقه است(بیابانگرد ، 1384). کوهن – سندلر[9] )2007) عقیده دارد:اولین موضوع تعارض، لباس و دومین عامل ، وضعیت اتاق دختر است.

تعارضات بیشتر بین نوجوان و مادر است تا پدر و به ویژه در بین مادران و دختران شایع است(هیل ، 1988 ،مونتی مایر،  1986، پالکوف و بروکس گان ، 1991 ، نقل از آلیسون و دیگران ، 2004). نورمن بیلز[10] (2000) عقیده دارد تعارض مادر – دختر ، زمانی که دختر سنین 13 تا 19 سال را می‌گذراند ، بیشتر تکرار می شود .

در خصوص تعارض بوجود آمده، چنانچه راههای مقابله ای مفیدی به کار گرفته شود، به رشد رابطه کمک می کند، ولی چنانچه طرفین درگیر در تعارض، نحوه برخورد صحیح را ندانند، نه تنها تعارض موجود رفع نمی شود، بلکه به تداوم رابطه هم آسیب می رساند. برای حل تعارض از روشهای مختلفی استفاده می شود.مشاوره و رواندرمانی  یکی از این روش هاست. نظریات مشاوره و رواندرمانی بر اساس فرضیات خاص خود ،آسیب را در بخش های متفاوتی از خانواده  جستجو می کنند وبه روشهای متفاوتی در پی درمان هستند.متخصصان بالینی که تحت تاثیر نظریه روانکاوی فروید[11] قرار دارند ،درمان خود را به حل تعارضات شخصی و درون روانی فرد معطوف می دارند . دیدگاه جدیدتر بدون آن که  از اهمیت فرآیند های درونی و رفتاری فرد بکاهد ،به بافت خانوادگی که رفتار شخص در آن رخ می نماید نیز اهمیت می دهد .رویکردهای مطروحه تحت تاثیر روانشناسی مدرن ،تاکید فراوانی بر پرورش روش های منطقی و تجربی کشف حقایق عینی دارد و تصور می نماید که قوانین معتبر و تعمیم پذیر درباره ی رفتار آدمی از طریق تکرار پژوهش اثبات می شوند و مترادف با واقعیت قابل مشاهده از همان رفتار هستند(گلدنبرگ وگلدنبرگ[12]،2000،ترجمه حسین شاهی و دیگران ،1385).

رویکردهای پست مدرن بر اساس فلسفه پست مدرن شکل گرفته اند. به لحاظ فلسفی ،پسامدرنیسم منکر وجود جهانی عینی قابل فهم است و قبول ندارد که دانش بی طرف،فارغ از سوگیری،خنثی و مستقلی وجود داشته باشدکه «حقیقت »را منعکس کند . بنابراین درمانگر پست مدرن ،به فرضها یا پندارهایی علاقه مند است که اعضای خانواده در خصوص یک مشکل دارند(گلدنبرگ وگلدنبرگ،2000،ترجمه حسین شاهی و دیگران ،1385).

درمان راه حل مدار رویکردی به روان درمانی است که به جای حل مشکل بر ساختن راه حل ها مبتنی است. این رویکرد به جای مشکلات فعلی و ریشه های قبلی منابع جاری و امیدهای آینده را کشف می کند (ایوسن، 2002).

استیو دشازر، به طور گسترده ای به عنوان مؤسس اصلی درمان راه حل مدار شناخته شده است.[13] دشازر قویاً تحت تأثیر کارهای اولیه اش با گروه مؤسسه تحقیقات روانی MRI))[14] در پائولو آلتو، کالیفرنیا و درمان مشکل مدار کوتاه مدت خود بود(اندرسون ، نقل از سکستن ودیگران ،2003). سایر افراد صاحب نام، ویلیام اهلنون[15]، لیپچیک[16]، مایکل واینر[17]، جان پلر و والتر[18]بودند که مبانی و تکنیکهای اولیه درمان راه حل مدار؛ به ویژه تمرکز بر راه حل و مدت زمان کوتاه را پایه ریزی و تفاسیر و عناوین موردنظرشان را برای آن ابداع نمودند(لیپچیک، 1993؛ اهنلون و واینر – دیویس[19]، 1989، والتر و پلر،2000، اندرسون ، نقل از سکستن ودیگران ،2003).

متن کامل در سایت امید فایل 

در هر حال شبیه گروه MRI، آنها سادگی نظریه و عمل خود را ترویج نموده اند و درمان راه حل مدار، پایه تئوریکی محکمی دارد. از نظر تاریخی درمان راه حل مدار، در روایت ریشه دارد. طوریکه با تأثیرات میلتون اریکسون، گریگوری بیتسون و وابستگان MRI شروع شد و افزون بر تأثیرات MRI در حوزه بودائیسم و تائوئیسم، توسط برگ و دشازر، اعتبار یافت.دشازر و برگ رویکرد مشکل محور و نامؤثر را که بیشتر بر رفتار مشکل تأکید داشت کنار گذاشتند و متوجه روشهای مؤثرتر حل مشکلات شدند. آنها به تعهد گروه MRI به عملگرایی پیوستند. تعهدی که بر مداخلات سنجیده و دیدگاه موجز، به «چه »به جای «چرا »و «حال» به جای «تاریخچه» اهمیت می داد. آنها تأکید بر آینده رابه این مجموعه افزودند(دشازر،1982 نقل از اندرسون ، نقل از سکستن ودیگران ،2003).

به طور متوسط، درمان کوتاه مدت راه حل مدار حدود 5 جلسه برای مراجعان خود تشکیل می دهد که مدت زمان هر جلسه حدود 45 دقیقه است. تعداد جلسات به ندرت بیش از 8 جلسه می شود و غالباً یک جلسه مهمترین است. اگر پس از سه جلسه پیشرفتی وجود نداشته باشد، بهتر است شیوه درمان تغییر یابد. در صورت امکان، همینطور که مراجع پیشرفت می کند، زمان بین جلسات طولانی می شود. بطوریکه ممکن است درمان با 4 جلسه بیش از ماهها طول بکشد(ایوسن، 2002).

در درمان راه حل مدار، تشخیص وجود ندارد، ارتقاء بینش مدنظر نیست و گذشته تحلیل نمی شود. به جای آن، مراجعان را تشویق می کنند که توجه کنند و اعمال متفاوتی انجام دهند.آنها روی فرضیاتی که در پایان هر روان درمانی موفقیت آمیز وجود دارد، کار می کنند. موقعیت مراجع تغییر یافته است، بنابراین او کار متفاوتی انجام خواهد داد. درمانگران راه حل مدار به مراجعان کمک می کنند که درخصوص آنچه می تواند متفاوت باشد، بیندیشند. به محض اینکه یک راه حل شناسایی می شود، مراجع و درمانگر قدم به قدم به طرف آن حرکت می کنند(بهداشت روان هاروارد،  2006).

دشازر(1991)اظهار می دارد راه حل هایی که مردم به کار می برند، مشکل آفرین هستند؛ نه خود مشکل. بنابراین بیشترین تأکید برراه حل ها و شایستگی هاست و هدف درمان، انتخاب آن دسته از معانی است که به تغییر بیانجامد( اندرسون، نقل از سکستن ودیگران ،2003).

ویژگی مهم این رویکرد، بنابه گفته  بنیانگذاران آن، ماهیت کوتاه مدت و خوشبینانه آن است.بنابه عقیده ی دشازر (1988) شکایت های مراجعان به منزله درهایی هستند که اگر کلیدهای آنها را پیدا کنند، می توانند به یک زندگی رضایت بخش تر وارد شوند ؛ بنابراین آنها تعدادی پرسش درمانی  –  مداخلات شاه کلید  –  فراهم  ساخته اند.هدف از این سؤالات این است که الگوهای رفتاری حافظ مشکل قطع شوند، باورهای خانوادگی کهنه و منسوخ تغییر کنند و موارد استثناء برای رفتاری که تغییرناپذیر تلقی می شد، زیاد شود.مهمترین این پرسش ها عبارتند از: پرسش معجزه [20]و پرسش استثناء[21].از این طریق، به افراد کمک می شود با تمرکز بر قابلیت ها و منابع خود و نیز تأکید بر زمان حال، راه حل های ممکنی برای مشکلات خود بیابند. در این دیدگاه فرض می شود که راه حل ها فراوانند و فقط باید آنها را کشف کرد(دشازر، 1986؛نقل ازگلدنبرگ وگلدنبرگ،2000،ترجمه حسین شاهی و دیگران ،1385). در این پژوهش، منظور کاربرد فنون رویکرد راه حل مدار است که طی هشت جلسه مشاوره به مرحله اجرا گذاشته شده و موارد ذیل را شامل می شود: بیان قواعد، چارچوب ها و اصول کلی مشاوره راه حل مدار، کمک به نوجوانان برای تدوین اهداف خود به صورت مثبت، معین، ملموس و قابل اندازه گیری ،یافتن لحظات استثناء ، پرسش های معجزه، پیش انگارانه، ارزیابانه، مقیاسی، درصدی، کاوشگرانه ،برون سازی مشکل و ارائه تکالیف دستورالعملی براساس رویکرد.با توجه به فرضیات زیربنایی این درمان پیش بینی می شود مشاوره گروهی با رویکرد حاضر منجر به کاهش تعارضات والد-فرزندی ،ارتقای مهارت استدلال و کاهش پرخاشگری کلامی و فیزیکی در نوجوانان دختر گردد.

فرضیه های پژوهش:

فرضیه اصلی:کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه ی گروهی برکاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان دخترموثر است.

فرضیه های فرعی:

1- کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی ،برافزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختر موثر است.

2- کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی  ،بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختر موثر است.

3- کاربرد درمان راه حل مدار به  شیوه گروهی ،برکاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختر موثر است.

 

روش پژوهش:طرح تحقیق حاضر از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل[22] است.

 

جامعه آماری:جامعه آماری این تحقیق ، دانش آموزان دختر مقطع متوسطه منطقه 13 شهر تهران در سال تحصیلی 1387-1386 است  که سن آنها بین 18 – 16 سال می باشد.

روش نمونه گیری

در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی، جهت انتخاب نمونه استفاده شده است .به این ترتیب که در منطقه ی 13 با مراجعه دایره آموزش متوسطه منطقه، از بین مدارس متوسطه دخترانه یک مدرسه انتخاب شد.سپس از طریق فراخوان و حضور پژوهشگر در کلاسها و توضیح موضوع مشاوره گروهی، از میان داوطلبانی که ثبت نام نموده و بر اساس پرسشنامه تعارض با والدین ،دارای بیشترین تعارض با مادر بودند،24 نفرانتخاب و با استفاده از روش تصادفی در دو گروه 12 نفری قرار داده شدند.به همین روش یکی از گروهها به عنوان گروه آزمایش انتخاب گردید. اعضای گروه آزمایش، طی هشت جلسه،هفته ای یکبار، به مدت 75 دقیقه  درمان راه حل مدار را جهت کاهش تعارضات با مادر دریافت نمودند و در پایان از هر دو گروه ، پس آزمون به عمل آمد.

ابزار تحقیق

ابزار تحقیق در این پژوهش ، مقیاس راهبرد های تعارض [23] است. این پرسشنامه دارای 15 سوال است که سه راهبرد حل تعارض : استدلال ، پرخاشگری کلامی وپرخاشگری فیزیکی را می سنجد  و توسط  موری ای . اشتراس[24] تهیه  شده است. این مقیاس دارای 3 فرم است: تعارض با برادر یا خواهر،تعارض با والدین وتعارض با پدر یا مادر. در فرم تعارض با مادر که در این پژوهش به کار رفته است ،پنج سوال اول پرسشنامه ،استدلال، پنج سوال دوم ، پرخاشگری کلامی و  پنج سوال سوم پرسشنامه ، پرخاشگری فیزیکی را می سنجد. نمره کل نیز به سطح تعارضات موجود اشاره دارد(ثنایی،1379).

پایایی و روایی آزمون

پژوهش های متعددی، همسانی درونی خرده مقیاسهای  استدلال، پرخاشگری کلامی  و پرخاشگری  فیزیکی را  تائید می نماید. دامنه ضریب آلفای کرونباخ مقیاس استدلال بین 42/0تا76/0، مقیاس پرخاشگری کلامی بین 62/0تا88/0و برای خرده مقیاس پرخاشگری فیزیکی بین 42/0تا96/0به دست آمده است(ثنایی،1379).

این پرسشنامه توسط زابلی(1383)، مرادی(1384)و لطفی(1385)اجرا گردیده  و پایایی آن برای کل آزمون و خرده مقیاس ها گزارش شده است. روایی محتوایی این مقیاس توسط چندین متخصص این رشته،از جمله ثنایی(1383)، نوابی نژاد(1383)، رحمتی (1384) و نیز دانشجویان کارشناسی ارشد مشاوره مورد تاکید قرار گرفته است(لطفی،1385).

 

روش نمره گذاری

سوالات پرسشنامه دارای پنج درجه (خیلی کم تا خیلی زیاد )هستند. نمرات بالا در هر مقیاس، نشانه ی تعارض در آن مقیاس می باشد(ثنایی ،1379) .

پنج سوال اول ، (5-1)استدلال را می سنجد و به طریقه ی معکوس نمره گذاری می شود.

هرگز،5              کم،4                 متوسط،3                زیاد،2                   خیلی زیاد ،1

نمرات بالا در این مقیاس نشانه تعارض و استفاده کمتر از راهبردهای استدلال به منظور کاهش تعارضات می باشد(ثنایی ،1379).

پنج سوال دوم وسوم،(15-6)پرخاشگری کلامی و فیزیکی را می سنجد و به طریقه ی مستقیم نمره گذاری می شود.

هرگز،1             کم،2                متوسط،3              زیاد،4                   خیلی زیاد ،5

نمرات بالا در این مقیاس نشانه تعارض و استفاده بیشتر از راهبردهای مطروحه به منظور کاهش تعارضات می باشد(ثنایی ،1379) .

دامنه نمرات برای هر مقیاس بین 5 تا 25 می باشد. نمره 5 نشان می دهد که تعارضی در رابطه در آن خرده مقیاس وجود ندارد ونمره 25 بیشترین تعارض را نشان می دهد. همچنین دامنه نمرات برای کل آزمون بین 15 تا 75 می باشد. نمره 15 نشان می دهد که تعارضی در رابطه وجود ندارد و نمره 75بیشترین تعارض را نشان می دهد(ثنایی ،1379) .

 

یافته های پژوهش:

یافته های پژوهش ،از طریق تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شده است.

 

فرضیه اصلی:کاربرددرمان راه حل مدار به شیوه ی گروهی برکاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان دخترموثر است.

جدول شماره 1،نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان دختردر گروههای آزمایش  وگواه

تاثیر 

مجموع مجذورات

 

درجه آزادی

 

میانگین مجذورات

 

F

 

P

تعارضات – پیش آزمون57/327157/32773/3800/0
گروهها52/66152/6687/701/0
خطا59/1772146/8  

چنانچه در جدول شماره1 مشاهده می شود(87/7F=)است که در سطح اطمینان 99% (01/0p=)معنادار است و بنابراین ، فرض صفر رد و با اطمینان 99%نتیجه می گیریم بین سطح تعارضات والد-فرزندی گروههای آزمایش و گواه، پس از اجرای مشاوره گروهی تفاوت معناداری وجود دارد.

فرضیه فرعی اول: کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی، برافزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختر موثر است.

جدول شماره 2،نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر افزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختردر گروههای آزمایش  وگواه

تاثیر 

مجموع مجذورات

 

درجه آزادی

 

میانگین مجذورات

 

F

 

P

استدلال– پیش آزمون89/118189/11870/2100/0
گروهها89/4189/489/036/0
خطا03/1152148/5  

چنانچه در جدول شماره2مشاهده می شود(89/0F=)است که در سطح اطمینان 95% (36/0p=)معنادار نیست و بنابراین، فرض صفر تائید  وبا اطمینان 95%نتیجه می گیریم بین سطح مهارت استدلال گروههای آزمایش و گواه، پس از اجرای مشاوره گروهی تفاوت معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر، کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر افزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختر موثرنیست .

 

فرضیه  فرعی دوم : کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی، بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختر موثر است.

جدول شماره 3،نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختردر گروههای آزمایش  وگواه

تاثیر 

مجموع مجذورات

 

درجه آزادی

 

میانگین مجذورات

 

F

 

P

پرخاشگری کلامی– پیش آزمون50/47150/4732/2000/0
گروهها19/19119/1921/801/0
خطا09/492134/2  

چنانچه در جدول شماره 3 مشاهده می شود(21/8 F=)است که در سطح اطمینان 99% (01/0p=)معنادار است و بنابراین، فرض صفررد  وبا اطمینان 99%نتیجه می گیریم  بین پرخاشگری  کلامی گروههای آزمایش و گواه، پس از اجرای مشاوره گروهی تفاوت  معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر،کاربرد درمان  راه حل مدار  به  شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختر موثر است.

فرضیه فرعی سوم : کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی ،برکاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختر موثر است.

جدول شماره 4،نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختردر گروههای آزمایش  وگواه

تاثیر 

مجموع مجذورات

 

درجه آزادی

 

میانگین مجذورات

 

F

 

P

پرخاشگری فیزیکی– پیش آزمون30/0130/067/212/0
گروهها74/0174/056/602/0
خطا37/22111/0  

چنانچه در جدول شماره 4 مشاهده می شود(56/6 F=)است که در سطح اطمینان 95% (02/0p=  )معنادار است و بنابراین، فرض صفررد  وبا اطمینان 95%نتیجه می گیریم  بین پرخاشگری فیزیکی گروههای آزمایش و گواه، پس از اجرای  مشاوره  گروهی  تفاوت  معناداری  وجود دارد. به عبارت دیگر، کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختر موثر است.

بحث و نتیجه گیری:

فرضیه اصلی:کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه ی گروهی برکاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان دخترموثر است.بر اساس نتایج حاصله  می توان گفت نوجوانانی که در گروه آزمایش شرکت داشته اند ، بیشتر می توانند اختلافات خود با مادر را به بحث و بررسی گذاشته و در جهت کاهش آن قدم بردارند. چنین یافته ای همسو با فرضهای زیربنایی درمان راه حل مدار است. بر اساس نظرات دشازر ،زبان می آفریند و واقعیت است. بنابراین مشکل، واقعیت یک مراجع است. برای تغییر مشکل، ابتدا باید واقعیت از طریق تغییر زبان؛ تغییر نماید. بر اساس یافته ی این پژوهش ، تغییر جهت از صحبت درباره مشکل به صحبت در خصوص راه حل در کاهش تعارضات نقش مهمی دارد. صحبت از راه حل با هدف هدایت مراجعان صورت می گیرد و از طریق توسعه و ایجاد لحظات استثناء اجراء می شود.

نتایج این یافته پژوهشی با پژوهش های بکتاش(1384)، زابلی(1383)، داداش(1383)همخوانی دارد. همچنین پژوهش حاضر با پژوهش های ذیل همسو می باشد:پژوهش منصور سودانی(1385)، دیبائیان(1384)، لیلا سعیدی(1385)، نظری (1383)،ژانت . جی . فروسچل[25] ، رابرت . ال . اسمیت[26] و ریچارد ریکارد[27] ،(2007)،ژانت . جی . فروسچل(2005) ،دیوید باررا[28] (2005)،سین نیوسام[29] (2005)، سوزان کیتای چوک[30] (2004)،کورکوران[31]  (1997)، سیگرام (1997)، مو و لی [32] (1997)،کورکوران و ویژین (2007)، اندرسن نقل از سکستن و دیگران(2003)، ایوسن(2002)،آیزنگارت و گینگریچ[33](2000)، پروچسکا(1999)ومیلر،هابل و دانکن(1996، اندرسن نقل از سکستن و دیگران ،2003) در خصوص کارآیی این نوع درمان.همچنین یافته این تحقیق با پژوهش های ذیل مغایر است :اختیاری(1385)، ژاکلین کورکوران (2006)،ماد[34] (2000) .

فرضیه فرعی اول: کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی ،برافزایش مهارت استدلال در نوجوانان دختر موثر است.بر اساس یافته های پژوهش حاضر این فرضیه تایید نگردید و به نظر می رسد ارتقای مهارت موردنظر در نوجوانان به افزایش سن و تجارب آنان بستگی دارد. دوره نوجوانی سن ظهور عملیات صوری است؛عملیاتی که به فرد امکان می دهد خودش را از زمان حال جداکند. در این دوره ،موقعیت ادراکی وابسته به عینیت که کودک را محدود می نماید از بین می رود و نوجوان می تواند به سوی احتمالات و آنچه در حال حاضر وجود ندارد،حرکت کند. همچنین یکی از ویژگی های نوجوانان، توانایی آنها در گیر انداختن بزرگسالانی است که استدلال غیر منطقی دارند. بسیاری از معلمان و والدین این ویژگی ناکام کننده را تجربه کرده اند. زمانی که استدلال در نوجوانان تحول می یابد، آنها از همان ظرفیت استدلالی بهره می برند که در بزرگسالان دیده می شود. هرچند تعداد طرحواره های آنها نسبت به بزرگسالان محدودتر است(پیاژه[35]، b1963،نقل از وادزورث[36]،ترجمه امین یزدی و فدردی،1378).

در اندیشه ی نوجوان، معیار داوری چیزی است که برای نوجوان منطقی باشد.  به عبارت دیگر ،هر آنچه از نظراو منطقی است ،همیشه درست است و آنچه از نظراو غیر منطقی است، همیشه نادرست .از آنجا که نوجوان می تواند درباره ی آینده،افرادو رویدادهای فرضی به گونه ای منطقی بیندیشد، انتظار دارد تمامی امور بر اساس منطق  پیش روند تا بر اساس واقعیت. نوجوان درک نمی کند امور همیشه بر اساس منطق، آن طوری که اومی اندیشد ،پیش نمی رود. منطق واستدلال نوجوان نمی تواند واقعیت های رفتار انسان را که گهگاه تابع هیچ منطقی نیست ،درنظر بگیرد . بر اساس این منطق ،به عنوان مثال زمانی که والدین از نوجوان می خواهند سیگار نکشد، اما خودشان سیگار می کشند، این درخواست از دید نوجوان غیر منطقی است و او استدلال می کند: اگر پدر و مادرم می توانند سیگار بکشند، من هم می توانم! یا اگر والدینم فریاد می زنند، من هم می توانم! و ... ( وادزورث،ترجمه امین یزدی و فدردی،1378).

همچنین نوجوان تمایل زیادی به اصلاح جامعه دارد و آرمانگراست. او برای رسیدن به چنین اجتماعی، خود را به دریای بی انتهای بحث و مجادلات می اندازد و از آن به عنوان ابزاری جهت مقابله با دنیای واقعی بهره می برد(پیاژه،1967، نقل از وادزورث،ترجمه امین یزدی و فدردی،1378).نتایج این یافته پژوهشی با پژوهش های ذیل همخوانی دارد :اختیاری(1385)و ماد (2000).همچنین یافته این تحقیق با پژوهش های ذیل مغایر است :بکتاش(1384)، زابلی(1383)، سیگرام(1997)، کورکوران و ویژین(2007)، اندرسن نقل از سکستن و دیگران(2003)، ایوسن(2002)، آیزنگارت و گینگریچ(2000)، پروچسکا(1999)ومیلر، هابل و دانکن(1996، اندرسن نقل از سکستن و دیگران ،2003)در خصوص کارآیی این نوع درمان.

فرضیه فرعی دوم: کاربرد درمان  راه حل مدار  به  شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری کلامی در نوجوانان دختر موثر است. معمولا نوجوانان پرخاشگر ،متعلق به خانواده هایی هستند که والدین فاقد مهارت های ارتباطی با نوجوان هستند.بنابراین رفتارهای پرخاشگرانه در خانواده رواج یافته وتوسط نوجوانان نیز آموخته می شود. همین مساله منجر به بروز تعارض بیشتر در خانواده می گردد(مرادی،1384). بهره گیری از درمان راه حل مدار می تواند در جهت کمک به اعضای خانواده در بهره گیری از کلام به عنوان راهی جهت کاهش تعارضات و پرخاشگری کلامی موثر باشد.این یافته موافق با فرضهای زیر بنایی درمان راه حل مدار است. دشازر(1991) اظهار می دارد راه حل هایی که مردم به کار می برند، مشکل آفرین هستند؛ نه خود مشکل. از طریق شرکت در جلسات مشاوره گروهی با رویکرد حاضر ،اعضای گروه انگیزه یافتند راه حل هایی متفاوت از آنچه تاکنون به کار می گرفتند،به کار بندند.نتایج این یافته پژوهشی با پژوهش های ذیل همخوانی دارد :اختیاری(1385)، بکتاش(1384)، زابلی(1383)،داداش(1383). همچنین پژوهش حاضر با پژوهش های ذیل همسو می باشد: منصور سودانی(1385)، دیبائیان(1384)، لیلا سعیدی(1385)، نظری(1383)،ژانت . جی . فروسچل، رابرت . ال . اسمیت و ریچارد ریکارد ،(2007)،ژانت . جی . فروسچل(2005)، سین نیوسام(2005) ،سوزان کیتای چوک(2004)،کونولی و همکاران(2003)، سیگرام(1997)،کورکوران(1997)،کورکوران و ویژین (2007)، اندرسن نقل از سکستن و دیگران(2003)، ایوسن(2002)، آیزنگارت و گینگریچ(2000)، پروچسکا(1999) ومیلر،هابل و دانکن(1996، اندرسن نقل از سکستن و دیگران ،2003)در خصوص کارآیی این نوع درمان.همچنین یافته این تحقیق با پژوهش های ذیل مغایر است :ماد (2000) و ژاکلین کورکوران (2006) .

فرضیه فرعی سوم: کاربرد درمان راه حل مدار به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان دختر موثر است . زمانی که اعضای خانواده ،به تاثیر گفتگو در حل مشکلات پی برده و از آن در جهت کاهش تعارضات بهره می برند ،پرخاشگری فیزیکی کمتری را در روابط گزارش می نمایند.همچنین در درمان راه حل مدار از طریق تمرکز بر راه حل ها و نیز قابلیت ها ی مراجعان ،راهی جهت گفتگو در بین اعضای خانواده باز می گردد و نگرش اعضا درخصوص مسایل تغییر می یابد(سودانی ،1385). همین مساله منجر به تغییرات رفتاری مشهود در اعضا می گردد. نتایج این یافته پژوهشی با پژوهش های ذیل  همخوانی دارد: اختیاری(1385)، بکتاش (1384)و زابلی(1383). همچنین پژوهش حاضر با پژوهش های ذیل همسویی دارد :منصور سودانی(1385)، دیبائیان(1384)، لیلا سعیدی(1385)، نظری(1383)، ژانت . جی . فروسچل، رابرت . ال . اسمیت و ریچارد ریکارد ،(2007)،ژانت . جی . فروسچل(2005)،سین نیوسام(2005) ،سوزان کیتای چوک(2004)،کونولی و همکاران(2003)، سیگرام(1997)،کورکوران(1997)،کورکوران و ویژین (2007)، اندرسن نقل از سکستن و دیگران(2003)، ایوسن(2002)، آیزنگارت و گینگریچ (2000)، پروچسکا (1999)ومیلر، هابل و دانکن(1996، اندرسن نقل از سکستن و دیگران ،2003) در خصوص کارآیی این نوع درمان.همچنین یافته این تحقیق با پژوهش های ذیل مغایر است: ماد(2000)و ژاکلین کورکوران(2006).

در پژوهش حاضر ،به بررسی اثربخشی یکی از رویکردهای درمانی پست مدرن (درمان راه حل مدار ) بر کاهش تعارضات والد-فرزندی در دختران نوجوان پرداخته شد.این رویکرد بر فلسفه پست مدرن استوار است که اولین بار به صورت حوزه ای از مطالعات دانشگاهی در اواسط دهه 1980 ظهور نمود. این فلسفه ریشه در خاک غرب مدرن دارد و در برابر آن می توان مواضع متعددی اتخاذ نمود :می توان به علت غربی بودن ریشه های آن ،از تفکر در خصوص آن اجتناب ورزید و بدون مطالعه و بررسی ، آن را کنار گذاشت. در سوی دیگر این پیوستار، می توان به دلیل همان غربی بودن، بدون هر گونه تحلیل و بررسی،آن را تائید نمود و راه حل تمامی مشکلات امروزی در نظر گرفت. اما بهترین شیوه ی برخورد که در پژوهش حاضر به نمایش گذاشته شد،این بود که به تحلیل آن پرداخته و فارغ از هر سوگیری و تعصب، به بررسی دلایل کار آمدی یا عدم تناسب آن با فرهنگ و نظام درمانی ایران پرداخته شود. کوری[37](1386)عقیده دارد غالب نظریات درمانی معاصر مملو از فرضیات و اهدافی است که تداعی کننده ی فرهنگ غربی است و به نظر می رسد جهت کاربرد در فرهنگ های غیر غربی نامناسب است . به عنوان مثال : انتخاب ،بی همتایی افراد ،ابراز وجود و تقویت خود ،در فرهنگ های غربی مورد تاکید است. حال آنکه در فرهنگ های غیر غربی تاکید بر وابستگی میان فردی،کم اهمیت جلوه دادن حس فردیت و تشویق فداکاری شخصی جهت حفظ منافع مجموعه در اولویت قرار دارد. بنابراین انتظار تائید اثربخشی تمامی درمانها در تمامی فرهنگها ،انتظاری نابخردانه است.

همچنین اکثریت پایان نامه هایی که بر اساس درمان راه حل مدار انجام شده ،به تکرار و گسترش پژوهش های پیشین پرداخته است. پژوهش های نظری(1383)،دیبائیان (1384)، سودانی (1385)و سعیدی (1385)همه در این مجموعه قرار دارند و به روابط همسران پرداخته اند. اما پژوهش حاضر از نوع پژوهش های مبتنی بر نظریه می باشد که به بررسی مفاهیم زیربنایی درمان راه حل مدار درحوزه ای جدید (روابط والد- فرزندی ) پرداخته است .

از سوی دیگر ، جامعه ی آماری پژوهش ، متشکل از نوجوانان است. دوره ی نوجوانی ،دوره ی مبارزه طلبی و رشدی است که نوعا با کاهش اتکاءو وابستگی به والدین و خانواده ،رشد احساس خود رهبری ،یافتن ارزشها و اعتقادات همراه است(فرمهینی فراهانی ،1378؛نقل از علی صیادی ،1381).با توجه به اینکه به نظر اسنایدرمن و استریپ (1386) دختران در تعارض با مادر ،درپی رشد هستند و با وجود آگاهی از این که «دختر خوب »از نظر مادر چه ویژگی هایی دارد ،ولی به سادگی به سوی ویژگی های دختری کشیده می شوند که برای مادر غیر قابل تحمل است(نانسی فرایدی ،1379).

بخشی از مشکل در رابطه ی مادر- دختر در این نکته نهفته است که دختران در دوره ی بلوغ خود را بازنگری می کنند و بخش هایی را در وجود خود می یابند که هیچگاه توسط مادر تشویق نشده بوده است. توجه به این بخش ها معمولا سرزنش مادر و تائید همسالان را در پی دارد.فرایدی(1379) ضمن تاکید بر این که گروه همسالان ،عشق،دوستی ،حمایت ،قدرت ومفرهای تعریف شده ای جهت تخلیه احساسات  در اختیار دختران قرار می دهد ،عقیده دارد در دوره ی نوجوانی ،ترس از طرد شدن از جانب گروه برای دختران مهم می شود. قدرت گروه برای دختران  ارزشمند است و آنقدر آنها را تقویت می کند که به راحتی می توانند مقررات مادر را بشکنند و برای بهبود رابطه تلاشی نکنند.

از سوی دیگر مادران ،زمانی که بخش هایی از وجود خود را در دخترشان می بینند، زبان به تحسین و تشویق می گشایند ونا آگاهانه می کوشند آرزوهای نافرجام خود را به دخترشان تحمیل نمایند . اما  هنگامی که دختر در مسیر دیگری حرکت می کند ،به سرزنش وی می پردازند. این موضوع می تواند سرچشمه ی مشکلات زیادی بین مادر و دختر باشد(اسنایدرمن و استریپ،1386).

بر اساس یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می گردد مشاوران از درمان راه حل مدار جهت کمک به حل مشکلات مراجعان بهره برده ،همچنین کلاسهایی درقالب دوره های ضمن خدمت جهت آموزش درمان راه حل مدار به معلمان و مشاوران آموزش و پرورش تشکیل گردد؛ تا از این طریق  آموزش درمان راه حل مدار به دانش آموزان  و والدین آنها انتقال یابد. وارد نمودن مباحث درمان راه حل مدار به زبان ساده در کتب درسی دانش آموزان نیز می تواند در کاهش مشکلات آنان موثر باشد .پیشنهاد می شود پژوهشگرانی که قصد تحقیق در این زمینه را دارند ، به بررسی تاثیر درمان راه حل مدار برکاهش تعارضات والد-فرزندی در نوجوانان ،با بهره گیری از آزمون دیگر، نمونه های بزرگتر و نیز بر روی سایرسنین در گروه دختران وهمچنین  در نوجوانان پسر بپردازند تا تعمیم پذیری یافته ها بررسی شود. همچنین به بررسی تاثیر این درمان  بر کاهش تعارضات والد-فرزندی با حضور والدین و نوجوانان  اقدام نمایند و به مقایسه اثر بخشی این درمان راه حل مداربا سایر درمانها در بهبود روابط و کاهش تعارضات بپردازند .مطلوبست  تاثیر درمان راه حل مدار بر سایرموضوعات(مشکلات تحصیلی ،شغلی و...) بررسی گردد و در زمان کاربرد این درمان، از مثال و استعاره جهت مناسب سازی  فنون راه حل مدار با سطح شناختی اعضاء  استفاده شود.

  1. Kemm
  2. Grote Vant & Cooper .
  3. Steinberg
  4. Allison

[5] .Wong &Wiest &Cusick

[6] . Hall

[7] . Riesch & Chanchong & Jackson

[8] . Laursen

[9] . Cohen-sandler

3  .Norman  Bales

[11] .Freud

[12] .Goldenberg & Goldenberg

  1. گرچه توسعه آن، از کار گروهی وی و همسر، شریک حرفه ای و همکارش اینسو کیم برگ، در میلواکی و ویسکانسین در اواخر دهه 1970 ناشی شده است.

4 . Mental Research Institue

5 . O hanlon

6 . lipchik

7 . winer

8 . peller &. walter

9 . winer. D

[20] . Miracle question

[21]  .Exception question

2 . Pretest-Post test Randomized GroupDesign

1 . Conflict Tactics Scales(CT)

2 . Murray A .Straus

  1. Janet . G . Froeschle
  2.  Robert . L . Smith
  3.  Richard Ricard
  4.  David Barrera
  5.  Sean New  some

6 . Susan Kytay Chuk

  1.  Corcoran

8 . Mo & Lee

1 . Gingerich & Eisengart

  1. Mudd

3 . Piaget

4 . Wadsworth , Barry,J.

1 .Corey Gerald

 

Related posts:

پاسخ دهید