لبخند رو یادمون نره
معمولا خیلی چیزها در آموزش تکراری شدن، مثل همین که میگن لبخند بزنین.
و اگه چیزی تکراری شه بی اهمیت می شه
و چیزی هم که بی اهمیت باشه انجام نمی شه و خیلی سَرسَری از کنارش رد میشیم.
لبخند زدن به خاص واسه شکل گرفتن یه رابطه جدید می تونه خیلی اثر داشته باشه.
من نمی گم که همیشه لبخند بر لبتان باشه و به قولی نیشمان تا بناگوش باز باشه.
ما آدما در بیشتر اوقات به طرف آدمایی که خوشحال و لبخند بر لبشان دارن کشیده میشیم.

فرض کنین در ایستگاه اتوبوس نشسته اید و یه شخص اخمو و عصبی و یه شخص آروم و خوش رو در اونجا هست و شمام نیاز دارین که چند سئوال واسه رسیدن به مقصدتان سئوال کنین.
به طرف کدوم شخص می رید؟
به احتمال خیلی زیاد به طرف اون شخصی که خوش روه می رید و سوالات خودتون رو می پرسین.
و یا حتی خودتون هم که می خواین از شخصی سوالی سئوال کنین و یا اینکه سرصحبت رو با ایشون باز کنین به احتمال زیاد اخم نمی کنین.
خیلی خوش رو و با یه لبخند ملایم بر لبانتان این کار رو انجام می دین.
پس واسه اینکه با بقیه صحبت کنین لبخند رو بر لبانتان یادتون نره.

از بقیه تعریف و تعریف کنیم
تعریف و تعریف کردن از بقیه هم دقیقا مثل تشکر کردن از بقیه حس خوبی رو به طرف مقابلمون میده.
واقعا حس خوبی داره که یه نفر از ما تعریف کنه، البته باید دقت داشته باشیم که نوع تعریف کردن فرق می کنه.
معمولا در کشور ما همه چیز برعکسه، اگه میخوان از کسی تعریف کنن حرفای بد میزنن و وقتی با کسی دعوا کردن و قهر هستن خیلی قابل احترام با اون فرد صحبت می کنن.
اما اگه ما بتونیم به درستی از کسی تعریف کنیم میتونیم تاثیر خیلی مثبتی روی اون شخص بسازیم و حس خیلی خوبی رو به اون طرف بدیم.
فرض کنین دوستتون ویندوز کامپیوتر شما رو عوض کرده،
تعریفایی خیلی عامیانه و غیرحرفه ای: بابا، مهندس دمت گرم خیلی کارت درسته
تعریف خاص و حرفه ای: علی جون واقعا به کارت وارد هستی، چون دیدم که خیلی تند و با اعتماد به نفس ویندوز کامپیوترم رو عوض کردی و از این واسه هم ازت ممنونم.
این تعریف کجا و اون کجا

از این به بعد تلاش کنین که در صحبتای خودتون از بقیه بیشتر تعریف کنین و این حس خوب رو به اونا منتقل کنین.
نکته: از تعریف کردنای الکی و دروغین دوری کنین چون باعث می شه که شما فردی پاچه خوار به نظر برسین و این موضوع اصلا خوب نیس.

با صدای رسا صحبت کنیم
اگه می خوایم با بقیه صحبت کنیم خوبه که این کار رو با صدایی رسا انجام بدیم.
معمولا آدمایی که صدای آرومی دارن، آدمایی هستن که اعتماد به نفس کمتری دارن به خودشون و کارشون اطمینان ندارن.
از طرفی هم اگه صدای ما رسا نباشه، صحبتامون شنیده نمی شه.
پس تلاش کنین که با یه صدای رسا و شفاف با بقیه صحبت کنین.

نکته: طبق شرایطی که هست اندازه صدای خودتون رو بالا یا پایین بیارین، مثلا تو یه کتابخونه با صدای بلند صحبت کردن جایز نیس و برعکس اون در محیطی باز که رفت وآمد خودروا زیاد هست با صدای آروم صحبت کردن مناسب نیس، چون در این صورت اصلا صدای شما شنیده نمی شه.

خیلی از آدمایی که صحبت هاشون روشن نیس این سئوال براشون ساخته میشه که چیجوری شمرده صحبت کنیم .
در خیلی از مقالات، کتابا و یا آموزشا میبینم که واسه شمرده صحبت کردن می گن باید سرعت صحبت کردنمون رو پایین بیاریم، خیلی با ملایمت و آرامش صحبت کنیم و در کل اینکه سرعت صحبت کردن ما باید پایین باشه تا مخاطب ما جذب صحبتامون شه.
اما الان و در واقعیت اینطوری نیس، شاید ۲۰ سال پیش این پیشنهادا و راه حلا مناسب بودن اما با در نظر گرفتن پیشرفت ما آدما و هم اینکه تغییر سبک زندگی ما باید راه حلای جدیدتر و تأثیرگذارتری رو جانشین کرد.

در خیلی از موارد آدمایی که خوب صحبت می کنن یه ویژگی مشترک دارن، و اون ویژگی مشترک چیزی نیس جز داشتن زبون بدن خوب و متناسب.
فردی که خوب صحبت می کنه به احتمال زیاد از بدن و حرکاتی که موقع صحبت کردنش انجام میده آگاهی داره و می تونه خوب اونو مدیریت کنه.
به احتمال زیاد فردی که موقع صحبت کردن همش سر و صورتش رو می خاراند و یا به این طرف و اون طرف نگاه می کنه و یا نمی توند تو یه جا بند شه و این پا و اون پا می کنه نمی توند فردی باشه که خوب صحبت می کنه.
ما به عنوان فردی که می خوایم در بین بقیه خوب صحبت کنیم باید به زبون بدن خودمون بدونیم.
پیشنهاد می کنم به شکل تمرینی شروع به صحبت کنین و از خودتون فیلم بگیرین و یا اینکه به جلوی آینه برید و شروع به صحبت کنین، که یه آینه قدی باشه بهتره.

و بعد به زبون بدن خودتون دقت کنین و اگه مشاهده می کنین که چیزی اضافیه یا یه تیک خاص موقع صحبت کردن دارین و یا دست و پاتون رو به این طرف و اون طرف پرت می کنین تلاش کنین که خیلی آگاهانه این موارد رو انجام ندین.
معمولا خیلی از این موارد با دونستن و کمی توجه به اون حل می شه.

سخن پایانی
در جواب به سئوال چیجوری خوب صحبت کنیم ؟ به شکل کلی میتونم بگم که واسه خوب صحبت کردن نیاز به چند فاکتوره که اونا رو با هم بررسی کردیم و اگه بخوام به شکل تیتروار بگم این موارد می شن:

با اعتماد به نفس صحبت کنیم
رابطه چشمی خوبی برقرار کنیم
واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم
صدای رسا داشته باشیم
زیاده گویی نکنیم
تپق نزنیم
و اینکه زبون بدن خوب و متناسبی داشته باشیم
پس با در نظر گرفتن رعایت این موارد ما میتونیم با کمی تمرین خوب صحبت کنیم و هر روز و هر روز صحبت کردن خودمون رو تقویت کنیم.

چیجوری با بقیه صحبت کنیم یکی از سوالات و نگرانیای خیلی از افراده که نمی دونن چیجوری سر صحبت رو با بقیه باز کنن و از طرفی هم در زمان صحبت کردن چی رو بگن.
در زمونه ای که ما زندگی می کنیم ارتباطات نقش اساسی رو در پیش بردن اهداف و موفقیت ما اجرا می کنه، اگه کار ما فروشندگیه نیاز داریم که با بقیه رابطه برقرار کنیم، مثلا فروشنده بیمه عمر باید با افراد زیادی درباره امتیازات بیمه ای که داره صحبت کنه، یا شخصی که به عنوان دانشجو در کلاسی حضور داره واسه اینکه درس رو بهتر فهمیده باشه و یا از کسی جزوه بگیره باید بتونه با بقیه صحبت کنه و رابطه بگیره.
اگه ما نتونیم با بقیه صحبت کنیم و یا به خاطر خجالتی بودنمون، داخل گرا بودنمون یا هر دلیل دیگه این کار رو انجام بدیم به احتمال خیلی زیاد با مشکل روبه رو میشیم.
خوبی این کارا اینه که به شکل اکتسابی هستن و اینطور نیس که بگیم اگه من نمی تونم این کار رو انجام دهم پس نمی شه و امکانش نیس.

پس ما با انجام دادن این کارا میتونیم اونو به شکل یه مهارت تبدیل کنیم و هر روز و هر روز در اون کار بهتر عمل کنیم.

صدای رسا داشته باشیم
صدای رسا، یکی از ملزومات خوب صحبت کردنه.
شما فرض کنین که از کلمات خیلی فوق العاده ای به کار گیری می کنین، زبون بدن مناسبی دارین، رابطه چشمی خوبی برقرار می کنین و یه شنونده خوب هستین، اما اگه صدای رسایی نداشته باشین و صحبتاتون شنیده نشه نمی تونین بگید که خوب صحبت می کنین.
تموم این موضوعات مثل یه پازل به هم در رابطه هستن، اگه همه رو داشته باشیم و یکی رو نداشته باشیم تأثیرگذاری صحبتامون شدیدا کم میشه.
اگه بخوام یه تمرین واسه رساتر شدن صدا به شما بگم، تمرین بلندخوانی رو پیشنهاد می کنم.
تمرین بلندخوانی دقیقا مثل وقتی هست که ما در کلاس مدرسه از روی کتاب بلند می خونیدم.
تارهای صوتی و حنجره ما باید دقیقا مثل عضلات بدن ما می مونن، اگه اونا رو به حال خودشون رها کنیم از رسایی و تُن صدای ما کم کرده می شه.

زیاده گویی نکنیم
اگه واقعا می خواین که خوب صحبت کنین و صحبتاتون تأثیرگذار باشه باید زیاده گویی نکنیم.
ما با زیاده گویی اثر صحبتای خودمون رو از بین می بریم (البته این موضوع در مورد صحبتای معلم یا استاد در سر کلاس صدق نمی کنه)
اگه ما بین دوستان یا همکارانمون باشیم و بخوایم متکلم الوحده باشیم و به قولی زیاده گویی کنیم شک نداشته باشین از جذابیت خودمون و صحبتامون کم کرده می شه.

از قدیم گفتن که:

کم گوی و گزیده گوی

تپق نزنیم
معمولا آدمایی که تپق میزنن و همش مِن مِن می کنن آدمایی هستن که نمی تونن خوب صحبت کنن.
تپق زدن به شکل غیرمستقیم به طرف مقابل این پیام رو میرسونه که من نمی تونم خوب صحبت کنم و من اطلاعات و اطمینان کافی در مورد موضوعی که می خوام صحبت کنم رو ندارم.
به شما پیشنهاد می کنم مکالمات یه روز تلفنی یا رو در رویی که با دوستان و آشنایان خودتون دارین رو ضبط کنین و ببینین که واقعا در صحبتای خودتون تپق می زنید یا نه.
اگه تپق می زنید تلاش کنین واسه یه یا دو هفته به شکل آگاهانه حواستون به صحبت هاتون باشه و تا اونجا که می تونین تلاش کنین منظم و بدون تپق صحبت کنین.

پیدا کردن نقاط ضعف در صحبت کردن
و حالا که می خواید فن بیان خودتون رو تقویت کنین باید از نقاط ضعف خود باخبر باشین تا بتونین روی اون کار کنین و اونو بهتر کنین.
واسه این کار می تونین صدای خودتون رو با هر وسیله ای که دم دستتون هست ضبط کنین و بعد صدای خودتون رو بشنوین و ایرادات احتمالی رو استخراج کنین.
وسایلی که می تونین واسه ضبط کردن صدای خودتون به کار گیری کنین می تونه یکی از این موارد باشه:
گوشی موبایل هوشمند – کامپیوتر رو میزی یا لپ تاپ – ضبط کننده صدا (وویس ریکوردر)

اصلا مهم نیس که کیفیت صدای شما موقع ضبط کردن خوب باشه یا بد، فقط این کار رو با دست کم امکاناتی که دارین انجام بدین.
واسه ضبط کردن صدای خودتون می تونین یه موضوع انتخاب کنین و در مورد اون صحبت کنین، مثلا می تونین ۲ دقیقه در مورد “کتاب” صحبت کنین.
بعد از اینکه صدای خودتون رو ضبط کردین به اون گوش کنین.
البته احتمال داره که مثل خیلی از افراد صدای خودتون رو دوست نداشته باشین، اما با این حال به کارتون ادامه بدین و صدای خودتون رو گوش کنین.
حالا به اشکالاتی که ممکنه در صحبت کردن شما وجود داشته باشه دقت کنین.
این نکات می تونه یه یا چند مورد پایین باشه:

ادای نادرست کلمات
لحن ناصحیح در جملات
کُند یا تند صحبت کردن
بی حس و حال صحبت کردن
جملات رو پس وپیش گفتن
کم آوردن جمله و کلمه
اِاِاِ اِاِاِ گفتنِ زیاد
تیکه کلاما
نامفهوم صحبت کردن
فراموش کردن حرف
کم آوردن نفس
بدون فراز و فرود صحبت کردن (صدای مونوتون)
لرزش در صدا
خش دار بودن صدا
پایین یا بم بودن صدا
و …
پس ایراداتی که در صحبت کردن تون هست رو یادداشت کنین.

در روابط اجتماعی که با بقیه داریم در خیلی از مواقع افراد باکلاس می تونن روابط بهتری با بقیه برقرار کنن.
معمولا افراد باکلاس علاوه بر نوع صحبت کردنشون، روی چگونگی رفتار و نوع پوشش خودشون هم دقیق هستن و تلاش می کنن در تموم این موارد جزو بهترینا باشن.

داشتن فن بیان قوی یکی از عواملیه که می تونه باعث رشد و پیشرفت شخصی و شغلی ما شه.
سال هاست میبینم آدمایی که فن بیان قوی دارن و می تونن با دور و بریا شون خوب رابطه برقرار کنن نسبت به افراد دیگه خوشحال تر هستن و همیشه هم موقعیتای خوبی براشون پیش میاد.
شمام حتما افراد زیادی رو دیدید که می تونن در هر شرایطی خوب صحبت کنن، شاید خیلی از این آدما به شکل ذاتی این مهارت رو داشته باشن و ما به خودمون بگیم که خوش به حال فلانی، چقدر خوب صحبت می کنه، چقدر فن بیان قوی داره، کاش منم می تونستم مثل ایشون صحبت کنم.
شاید این واسه شما یه آرزو باشه که بتونین فن بیان قوی داشته باشین، اما خبر خوب اینه که شمام می تونین با آموزش به این مهارت دست پیدا کنین.
خاصیت کارای مهارتی دقیقا همینه که میتونیم اونو با تمرین و تکرار و آموزش خوب یاد بگیریم و انجامش بدیم.
کارای مهارتی که بیشتر افراد اونو می تونن بکنن مثل دوچرخه سواری، رانندگی، خوندن و نوشتن، شنا کردن و خیلی کارای دیگه، مهارتی هستن.
یادتون میاد وقتی که می خواستین دوچرخه سواری یاد بگیرین چقدر شوق وذوق داشتین، حتی شبا در خواب هم دوچرخه سواری رو تمرین می کردین.

داشتن فن بیان قوی هم دقیقا مثل یادگیری دوچرخه سواریه.
ما باید اونو یاد بگیریم، تمرین کنیم، تمرین کنیم و تمرین کنیم تا جزئی از وجود ما شه.
تا وقتی که می خوایم در جمع صحبت کنیم دیگه نیاز نباشه تا فکر کنیم که چه بگیم و در این مرحله س که خیلی از صحبتامون به شکل ناخودآگاه انجام می شه، یعنی اصلا نیاز نداریم تا فکر کنیم که چه بگیم.
البته داشتن فن بیان قوی فقط در بیان جملات خلاصه نمی شه.
صحبت کردن و فن بیان ما باید دارای فاکتورای دیگه هم باشه تا بتونیم فن بیان قوی داشته باشیم و بتونیم در هر موقعیتی و با هر شخصی به شکل موثر صحبت کنیم.

وضوح در صدا
یکی از عوامل اصلی واسه خوب صحبت کردن و داشتن فن بیان قوی اینه که صدای ما وضوح و بلندی کافی واسه شنیده شدن رو داشته باشه.
اگه صدای ما خیلی آهسته باشه و یا وضوح نداشته باشه دقیقا مثل اینه که داریم آب در هاونگ می کوبیم.
بلندی صدا یه موضوعه و وضوح اونم یه موضوع دیگه.
شاید خیلی از افراد صدای بلندی داشته باشن اما جملات و کلماتی که از دهانشون بیرون میاد اون وضوح رو نداشته باشه.
یه تمرین که واسه وضوح صدا در صحبت کردن خیلی می تونه اثر داشته باشه، تمرین مشدد خوانیه.
در این تمرین ما یه پاراگراف از کتابی رو انتخاب می کنیم و به شکل مشدد خوانی می خونیم.
واسه مشدد خوانی ما باید روی همه کلمات زیاد بذاریم و اونو با بزرگ نمایی و با صدای تقریبا بلند بخونیم.

واسه بلندی صدا و قوی شدنش هم می تونین یه تمرین دیگه رو انجام بدین به نام بلند خوانی.
در این تمرین شما باید تلاش کنین که شروع به بلند بلند صحبت کردن کنین. مثلا می تونین یه قسمت از کتابی رو انتخاب کنین و اونو بلند بلند بخونین، علاوه بر این می تونین این کار رو در خودروی شخصی تون انجام بدین و وقتی که در حال رانندگی هستین با خودتون شروع به بلند بلند صحبت کردن کنین، فقط یه نکته رو در نظر داشته باشین که قرار نیس به تارهای صوتی شما زیاد فشار وارد شه، این کار رو در حد متعادلی انجام بدین.

معمولا خیلی از آدمایی که اعتماد به نفس پایینی دارن تُن صداشون پایینه و اصلا هم روشن صحبت نمی کنن و این موضوع موجب می شه که ما آدم ضعیفی شناخته بشیم و فن بیان قوی هم نداشته باشیم.
پس واسه اینکه ما فن بیان قوی داشته باشیم یکی از مهم ترین عواملش اینه که صدای ما روشن و بلند باشه و خیلی راحت شنیده شه.

داشتن اعتمادبه نفس واسه داشتن فن بیان قوی لازمه
داشتن اعتماد به نفس واسه داشتن فن بیان قوی واقعا لازمه.
در خیلی از مواقع شخصی که فن بیان قوی داره و می تونه خوب صحبت کنه شخصیه که اعتماد به نفس بالایی در ارتباطات داره.
خیلی کم شخصی رو دیده ام که فن بیان قوی داشته باشه اما اعتماد به نفس نداشته باشه.
یعنی، فن بیان قوی با داشتن اعتماد به نفس گره خورده.

به کار گیری زبون بدن مناسب
تا حالا دیدین شخصی که خوب صحبت می کنه زبون بدن نامتناسبی هم داشته باشه؟
در موارد زیادی زیادی مشاهده کردم آدمایی که فن بیان قوی دارن آدمایی هستن که زبون بدن خوبی دارن و این زبون بدن به ما حس اعتماد و اطمینان منتقل می کنه.
یعنی، اگه شخصی در حال صحبت کردن همش در و دیوار رو نگاه کنه، سر و چانه اش رو بخاراند و یه حس نامطمئن بودن رو به ما منتقل کنه شخصی نیس که بتونه خوب صحبت کنه و فن بیان قوی داشته باشه.

اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
یه شخص باکلاس موقع حرف زدن صداش از کیلومترا دورتر شنیده نمیشه.
اگه صدای رسایی داشته باشیم شکی نیس که خوبه، اما این صدای رسا باید کنترل شده باشه.
مثلا تو یه اتاق ۱۲ متری که چار نفر در اون هستن نباید صدای ما به اندازه یه سالن همایش یه صد نفری باشه.
پیشنهاد می کنم که از این به بعد به اندازه بلندی صدای خودتون و بقیه توجه کنین، اگه نمی دونین که اندازه بلندی صداتون به چه میزانه از چندین نفر از دوستان خودتون نظرخواهی کنین تا متوجه این موضوع شید.

اگه صداتون نسبت به اون محلی که درش حضور دارین یا نسبت به فاصله شما با طرف مقابل بلند باشه روشنه که باید صداتون رو کنترل شده تر کنین، اما اگه نه باید تلاش کنین که اندازه صدا و رسایی اونو بیشتر کنین.
افراد باکلاس صداشون روشن و رساه و از طرفی هم صداشون باعث آزار و اذیت بقیه نمی شه.

داشتن یه صدای خوب یکی از مهم ترین موارد در باکلاس حرف زدنه.

در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
اگه به آدمایی که باکلاس حرف میزنن دقت کرده باشین در همه حالات ادب رو حفظ می کنن و عصبانیتشون باعث نمی شه که از کوره در برن و هر اون چیزی که به زبانشون جاری می شه رو بگن.
شاید واسه خیلی از افراد رعایت کردن یه همچین موردی خیلی سخت و نشدنی به نظر برسه.
خیلی از افراد وقتی با من مشاوره می گیرن میگن که نمی تونن عصبانیتشون رو کنترل کنن و خیلی زود از کوره در می رن.
پیشنهاد من به این افراد اینه که فقط کمی صبور باشن و تلاش کنن که خودشون رو به جای طرف مقابل بذارن و یا از زاویه ای دیگه به مسائلی که براشون پیش اومده نگاه کنن.
ما در زمونه ای زندگی می کنیم که با صحبت کردن میتونیم خیلی از مسائل رو بر طرف کردن کنیم، پس دلیلی نداره آرامش خودمون و بقیه رو با عصبانیت خودمون بر هم بزنیم.
این نکته رو در نظر داشته باشین که افراد باکلاس خیلی کم عصبانی می شن و یا اگه هم عصبی شن اونو بروز نمی دن و عوضش تلاش می کنن با دعوت کردن خودشون و بقیه به آرامش، صحبت کنن و به نتیجه برسن.

بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب می کنن
افراد باکلاس وقتی که میخوان بقیه رو صدا کنن اونا رو با الفاظ خوشگل خطاب می کنن.

مثلا به جای اینکه دوستشون رو صدا بزنن: ممد
می گن محمد جون
یا واسه اینکه همسرمون رو صدا بزنیم میتونیم از الفاظ زیبایی مثل، عزیزم، خانمم، قشنگم، ملکه من و مواردی مثل این در اول صحبت هامون بیاریم.

قدرت این کلمات رو جدی بگیرین و تلاش کنین که حتما در صحبتای روزمره اتون در حد قابل قبولی از این الفاظ به کار گیری کنین.
این نکته رو در نظر داشته باشین که حواستون به موقعیتی که در اون حضور دارین و یا اینکه شخص مقابلتون چه کسیه باشه.
شاید ما در خونه، همسرمون رو عشقم صدا کنیم.
اما باید در جایی مثل محل کارمون و پیش مدیران دیگه تو یه جلسه رسمی همسرمون رو با نام خانوادگی اش خطاب کنیم.

احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون صحبت کنیم
آدمایی که باکلاس هستن هیچ وقت نمی گن که من فرد باکلاسی هستم. این بقیه هستن که در مورد باکلاس بودن یا نبودن هر شخصی اعلام نظر می کنن.
ما فقط باید تلاش کنیم که از دید آداب رفت و اومد و نوع پوشش، رفتار و حرف زدنمون یه سری اصول رو رعایت کنیم.
البته منظورم این نیس که به حرف مردم اهمیت بدیم و دقیقا طبق گفته بقیه رفتار کنیم.

لحن صحبت مون باید با مهربونی باشه
آدمایی که باکلاس هستن همیشه لحن صحبت کردنشون مهربانانهه و هیچ وقت از موضع بالا به پایین صحبت نمی کنن.
مهربانی در لحن ما باعث می شه که طرف مقابل بیشتر به طرف ما جذب شه.
تصور کنین لحن خشن ای داشته باشیم، مشخصه که بقیه از این نوع لحن خوششون نمیاد و از ما فراری هستن.
چند سال پیش در شرکتی که کار می کردم مدیری داشتم که خیلی عالی صحبت می کرد، تیپ فوق العاده ای داشت و همه چیز به ظاهر عالی بود، اما در خیلی از مواقع لحن صحبت کردنش بسیار زننده و خشن بود و بخاطر این خیلی از همکاران دیگه تلاش می کردن که از این شخص دوری کنن.

واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
به کار گیری کردن تلفظ درست واژه ها واسه هر شخصی جزو یکی از الزاماته.
و اگه هم می خوایم که ما جزو افراد باکلاس باشیم باید تلفظ درست واژه ها رو بدونیم. (اینجا کاری با لهجه نداریم)
اگه تلفظ درست واژه ای رو نمی دونیم بهتره که کمی جستجو کنیم و طرز تلفظ درست اونو بدونیم و بعدازآن به کار گیری کنیم.
مثلا به جای اینکه بگیم اینستاگرام بگیم ایستاگرام، به احتمال زیاد در بین خیلی از افراد مورد تمسخر قرار می گیریم و این نشون میدن که ما سواد و علم کافی نداریم.
حالا اگه تعداد واژه هایی که اشتباه تلفظ کنیم زیاد شه به این معنیه که ما فقط ادای آدمای باکلاس رو درمی بیاریم و این موضوع اصلا خوب نیس.
این یعنی ظاهرسازی.

منظم و روان صحبت کنیم
اگه بخوایم از هر دری سخنی بگیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم به این معنیه که ما ذهن پریشونی داریم و نمی تونیم تمرکزمون رو روی یه موضوع متمرکز کنیم.
افراد باکلاس اگه در مورد موضوعی صحبت می کنن تا انتها اونو تموم می کنن و از این شاخه به اون شاخه نمی رن.
روان صحبت کردن هم خیلی واسه باکلاس حرف زدن ما موثره.
تابه حال فرد باکلاسی رو ندیده ام که بخواد موقع صحبت کردن مِن مِن کنه و حرفش رو از یاد ببره.

باید اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب کنیم
احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون با بقیه صحبت کنیم
لحن صحبتمون باید با مهربونی باشه
واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
منظم و روان صحبت کنیم
شاید خیلی از افراد اصلا موقعیتی براشون پیش نیاد که بخوان در جایی سخنرانی کنن و یا با آدمایی بر سر معامله ای گفتگو کنن.
اینکه چیجوری خوب صحبت کنیم می تونه واسه هر شخصی مهم باشه.
شک نداشته باشین ما به عنوان یه آدم می خوایم با بقیه ارتباطات خوبی داشته باشیم پس اینکه بخوایم خوب صحبت کنیم یه چیز به طور کامل طبیعیه.

با اعتمادبه نفس حرف بزنیم
یکی از مهم ترین مواردی که در خوب صحبت کردن مهمه اینه که ما بتونیم عالی و با اعتماد به نفس با بقیه یا در جمع صحبت کنیم، ما هرچقدر هم جملات و کلمات فوق العاده ای رو در صحبتای خودمون بگیم ولی نتونیم اونو با اطمینان و اعتماد به نفس بالا بگیم به احتمال زیاد واسه حرفامون تره هم خورد نمی کنن.
مثلا فرض کنین که در بین دوستانتون هستین و موضوعی رو میگید، اما اون قدر در بیان اون موضوع ناتوون و بدون اعتماد به نفس عمل کردین که اصلا اهمیتی به صحبتاتون نمی دن، حالا در همین بین یکی دیگه از دوستان شما خیلی قاطع و با اعتماد به نفس دقیقا همون موضوع رو میگه و از طرف دوستان دیگرتون مورد استقبال قرار میگیره.
در ظاهر شاید هر دو نفر یه منظور و یا یه جمله رو گفته باشن اما تأثیرگذاری هرکدوم با دیگری فرق داره.
خودتون کلاه خودتون رو قاضی کنین، فرض کنین می خواین پولتون رو پیش یه شرکت سرمایه گذاری کنین و واسه انتخاب اون شرکت دو گزینه رو پیش رو دارین.

با این فرض که هر دو شرکت سود برابری رو ارائه میدن و تموم کاراشون هم مشابهه.
اما وقتی با مدیرعامل شرکت اول صحبت می کنین خیلی بی اعتماد به نفس میگه:
اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین ما سود + اصل سرمایه شما رو تلاش می کنیم تو یه سال، سه برابرش به شما باز می گردونیم.
اما مدیرعامل شرکت دوم خیلی با اطمینان و با اعتماد به نفس به شما میگه:
اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین ما سود + اصل سرمایه شما رو تو یه سال، سه برابر به شما باز می گردونیم.
حالا اگه شما بودین در شرکت اول سرمایه گذاری می کردین یا در شرکت دوم؟
گفتیم که تموم موارد و خدمات هر دو شرکت مثل به هم هستن اما چگونگی بیان مدیرعامل شرکت اول با شرکت دوم فرق داره.

به احتمال خیلی زیاد ما شرکت دوم رو انتخاب می کنیم، چون شخصی که به صحبتای خودش اطمینان نداره و نمی توند اونو با اعتماد به نفس بگه چیجوری می تونه قابل اعتماد باشه؟
پس اگه ما بتونیم خیلی با اطمینان و با اعتماد به نفس صحبت کنیم میتونیم یکی از فاکتورای اصلی واسه خوب صحبت کردن رو داشته باشیم و بقیه رو جذب صحبتای خودمون کنیم و اعتماد اونا رو به خودمون جلب کنیم.

رابطه چشمی خوبی برقرار کنیم
شاید از خودتون سئوال کنین که سئوال چیجوری خوب صحبت کنیم چه ربطی به رابطه چشمی داره؟
این نکته رو در نظر داشته باشین که خوب صحبت کردن فقط در بیان جملات خوب و خوشگل خلاصه نمی شه.
اگه ما می خوایم خوب صحبت کنیم باید پکیجی از رفتارها و کارا رو باهم داشته باشیم تا صحبتامون خوب و عالی باشه.
پس علاوه بر جملاتی که میگیم، چگونگی بیان اون، داشتن رابطه چشمی خوب، زبون بدن خوب، بالا و پایین بردن صدا و رسا بودن صدا هم می تونه نقش مهمی در خوب صحبت کردن داشته باشه.
داشتن رابطه چشمی خوب باعث می شه که مخاطب ما حس خوبی نسبت به ما بگیره.
این سئوال رو واسه خودتون جواب بدین:
اگه شخصی موقع صحبت کردن با شما به در و دیوار و زمین و هوا نگاه کنه چه حسی به شما دست میده؟
به احتمال زیاد حس خوبی نخواهید گرفت.

این مورد رو من بارها در کلاسایی که برگزار می کنم امتحان کردم و هر بار هم یه جواب گرفتم و اونم این بود که، اگه من نتونم با بقیه رابطه چشمی خوب و موثری برقرار کنم نمی تونم اثر خوبی روی اونا بذارم و یا شاید حواس مخاطبانم به جای دیگری جلب شه.

یا اصلا یه مثال قابل لمس تر می تونه در زمان مدرسه ما وقتی که معلم در حال درس دادن بود رو واسه رابطه چشمی گفت.
شاید در زمان مدرسه وقتی معلم به ما نگاه می کرد، شش دُنگ حواسمون رو به صحبتای معلم می دادیم اما وقتی که رابطه چشمی اش رو از روی ما بر می داشت ما دیگه به صحبت هاش زیاد اهمیت نمی دادیم.
منظورم این نیس که وقتی در حال صحبت کردن هستیم روی یه نفر زوم کنیم، اینجا می خوام اهمیت رابطه چشمی رو بگم.

پس واسه خوب صحبت کردن علاوه بر جملاتی که میگیم باید حواسمون به موارد دیگری هم باشه تا بتونیم صحبتای موثر تری رو ارائه بدیم.

واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم
در اینکه واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم شکی نیس.
به چه دلیل؟
چون اگه ما نتونیم صحبتای طرف مقابل رو خوب بشنویم و درک کنیم نمی تونیم جواب مناسبی ارائه بدیم.
معمولا افراد وقتی که طرف مقابلشون در حال صحبت کردن هست به صحبت هاش گوش نمی دن، عوضش به این فکر می کنن که چه جواب دندان شکنی بدهم که طرف کلا نابود شه. :-

موثر گوش دادن هم دقیقا مثل رابطه چشمیه، همونجوریکه وقتی دو نفر در حال صحبت هستن و یکی از آن دو نفر با دیگری رابطه چشمی برقرار نکنه یه نوع بی احترامیه، گوش ندادن به صحبتای طرف مقابل هم یه نوع بی احترامیه و باعث می شه که صحبت ما با طرف مقابلمون رو تحت اثر بذاره.
پس از قدرت و تأثیرگذاری رابطه چشمی و خوب گوش دادن غافل نشید.

دسته‌ها: پایان نامه