، ، دريا، شعر، توصيف

دشمنان به ابرهاي پراكندة تابستاني، و تشبيه بادبان‌هاي كشتي‌ها كه به سختي به يكديگر نزديك مي‌شوند، به نخستين دستة گلة رمندة حيوانات وحشي پراكنده و ناهماهنگ و بي‌راهنما، که در گريزند.
اين توصيف از ارزش تاريخي بسياري برخوردار است؛ چرا که ما را از برخي حوادث تاريخي آگاه مي‌کند، حوادثي كه مورخان عرب از آن چشم‌پوشي كرده، و جز به اختصار از آن سخن نگفته‌اند. از آن نمونه نبرد دريايي ميان ناوگان روم و عرب است، همان كه تاريخ‌نگاران بيزانسي (روم شرقي) آن را تحريف نموده، و بر اين باورند كه ناوگان روم به سبب قدرت ناوگان عرب شکست نخورده است، بلكه تندبادها و طوفان‌هاي دريايي عامل آن بوده‌اند.471 همچنين اين توصيف ما را به اين نکته آگاه مي‌کند که اعراب در زمان متوكل عباسي ناوگان توانمندي داشتند، كه از شمار زيادي كشتي‌ تشكيل شده بود، و كشتي‌هاي آن داراي ملوانان و سربازاني کار آزموده بودند، كه به بهترين شكل نبرد دريايي را آموزش، ديده بودند، و نيز فرمانده‌هاني بزرگ و كاركشته داشتند، كه نبردهاي دريايي را به خوبي فرماندهي مي‌كردند.
اين دو موضوع (وصف مسافرت در رودخانه و نبرد دريايي) موضوعاتي هستند كه شاعران دورة عباسي دوم از آن دو در وصف دريا و رود، بهره گرفته‌اند؛ و آنها بهره‌برداري خود را از محيط دريا و رود، بر توصيف مسافرت در رودخانه بسوي ممدوح، محدود نمودند؛ موضوعي كه شاعران دورة عباسي اول، در آن از ايشان (شاعران دورة عباسي دوم) پيشي گرفته،‌ و بسيار از آن سخن گفته‌اند؛ در حالي كه شاعران دورة عباسي دوم كمتر به توصيف آن پرداخته بودند. ليكن بحتري در اين دوره، توصيف نبرد در كشتي‌ها (نبرد دريايي) را ابداع نمود.

«تحليل و تفسير»
اميد است مطالبي كه بيان نموديم، بتواند تصوير دريا و رود را در شعر عربي از دورة جاهلي تا پايان دورة عباسي دوم، ارائه دهد؛ و از تاثير محيط صحراي‌اي پرده بردارند كه زبان عربي در آن رشد و نمو يافته، و نيازهاي خود را برآورده نموده است، محيطي كه شاعران عباسي در توصيف كشتي بر آن اعتماد مي‌كردند؛ تا جايي‌كه از نوآوري ويژگي‌هاي جديدي، كه بتوان به صورت واقعي كشتي را به آنها موصوف نمود، ناتوان بودند. به گونه‌اي كه توانمندي‌هاي لغوي خود را فرو گذاشتند (ناكام گذاشتند)؛ توانمنديهايي كه مي‌بايست براي موضوعات جديد اشعارشان، مشتقات و اصطلاحات جديدي را كه شايسته و درخور آن موضوعات باشند، ابداع نمايند؛ نه اينكه اوصاف شتران و اسب را استعاره آورده و سپس كشتي‌ها را به صورت مجازي، به آنها توصيف نمايند.
و روي هم رفته، در دورة عباسي توصيف ديرينة صحرا و شتران و اسب، با معاني و مباني مختصر خود، مرتكب جنايت بزرگي بر توصيف دريا گرديد. چنانكه شاعران عباسي از نوآوري حتي يك واژة جديد، كه بتوان كشتي‌ها را به صورت واقعي و نه مجازي، با آن توصيف نمود، كوتاهي ورزيدند.

نتيجه‌گيري
با ترجمه و بررسي كتاب «وصف البحر والنهر فى الشعر العربي» اثر دكتر عطوان مي‌توان نتيجه گرفت كه:
1. توصيف دريا و رود در شعر عربي موضوعي جديد است كه عطوان توانست به خوبي آن را اثبات نمايد اگر چه محقّقان قديم و جديد بدان اهتمام نورزيدند.
2. روند توصيف دريا و رود در شعر عربي از نشأت آن تا پايان عصر عباسي دوم روند رو به تكامل بوده است.
3. اين پژوهش پاسخي به كساني است كه وجود دريا و مظاهر آن را در شعر عربي انكار نموده‌اند.
4. با اين پژوهش مي‌توان اثبات كرد كه:
الف) اعراب جاهلي دريا را آزموده و وسايل دريانوردي را شناخته و از ثروت‌هاي آن بهره‌مند گرديده؛ و اين از طريق دلايل تاريخي و قرآني و شعري قابل اثبات و تاييد است. ب) اينكه شعر عربي داراي تصاوير بسياري از دريا و مظاهر آن است و آنچه بيان گرديده تنها به عنوان نمونه‌هايي در جهت اثبات مسأله بوده و ديگر نمونه‌ها كه بيان نشده بدين گونه مقايسه مي‌گردد. ج) آنچه از مظاهر دريا در شعر جاهلي آمده حاكي از شناخت و تجربة دقيق آنها نسبت به دريا است؛ و هيچ شكي در آن نيست، بر خلاف نظر دكتر طه حسين كه نشانه‌هاي دريا را در شعر جاهلي دليل بر عدم شناخت آنها نسبت به دريا مي‌داند.
5. تصاوير دريا نسبت به تصاوير صحرا در شعر عربي كمتر است، و تشبيهات و الفاظ و اصطلاحات توصيف دريا تحت تاثير شديد صحرا بوده؛ زيرا شعر عربي زادة صحرا است و در آن پرورش يافته، به جز عصر عباسي دوم كه اين تاثير بسيار كم رنگ‌تر شده بود.
6. تصاوير دريا و مظاهر آن به صورت ابياتي پراكنده در شعر عربي وارد شده، و نمي‌توان قصايد دريايي را به صورت مستقل و جدا از شعر عربي استخراج نمود؛ زيرا نظام رايج قصايد در آن زمان اجازة چنين چيزي نمي‌داد؛ امّا با اين وجود ابيات آمده حاكي از شناخت عرب قبل از اسلام به دريا و دريا نوردي دارد.
اين پژوهش مدخل و مطالعه‌اي مقدماتي براي پژوهش‌هاي گستردة بعدي در اين موضوع است، زيرا اين موضوع به بررسي‌هاي ديگري نياز دارد تا اينكه از جايي كه پژوهش حاضر بدان ختم شده، شروع كنند و به نتايجي بهتر دست يابند؛ و آن هم‌چنان زمينه‌اي براي پژوهش‌ها و پايان‌نامه‌هاي جديد و مختلف باقي خواهد ماند تا تاثير دريا را در شعر عربي از زواياي مختلف مورد بررسي قرار دهند، و برخي از ديوان‌ها و مجموعه‌هاي به تنهايي شايستة آن است كه تحقيقي مستقل و جدا در بارة اثر دريا صورت گيرد، مثلاً امكان تحقيق اثر دريا در شعر طرفځ بن العبد و بحتري و ديگر شاعران وجود دارد. هم‌چنين مي‌توان پژوهش‌هاي بسياري در بارة داستان‌هاي دريايي تاجران عرب و ديگر ميراث ادب عربي در بارة دريا كه در كتابخانه‌هاي مختلف اروپايي قرار دارند انجام داد.
در پايان اعتراف مي‌كنم كه اين كوشش در مقايسة با ديگر كوشش‌ها بسيار ابتدايي و داراي نقايصي مي‌باشد، ولي تذكرات ارزندة اساتيد گرانقدر براي رفع نقايص بهترين راهنماي نگارنده خواهد بود.